- ۰۲ بهمن ۰۴ ، ۱۸:۳۱
- ۰ نظر
یادداشت سلمان معمار با عنوان «انقلاب روزها برپا میشود» و فتنه تجزیه ۴۰۴، مفصل است و پر از اشارات تاریخی. برای کسانی که آنقدر جوان هستند که برخی رویدادهای رفته را ندیدند و کسانی که فراموش میکنند بسیار ارزشمند و مفید است.
کلیت متن آقای معمار با نوشتههای من تطبیق دارد اما بسیط است و ریزبینانه. خصوصاً در تبیین شبیه شدن «خوکها» به «آدمها»ی من با «نوپهلویها». اما نکتهای است که چند روز پیش تحلیلی از اسماعیل احمدی خواندم که برخلاف سلمان معمار که معتقد است آنچه که پنج شنبه ۱۸ دی در تهران و شهرهای مختلف رخ داد «سفارشی بود که دیر آماده شد»، اسماعیل احمدی معتقد است این دو روز «دملی [است] که زودتر ترکید».
اسماعیل احمدی نوشته: «بیاییم باهم برگردیم به چند ماه قبل؛ وقتی که دلار داشت صد هزار تومن رو رد میکرد و هیچ اتفاقی در کشور نیفتاده بود.
ولی آمریکا برنامهاش رو چیده بود ؛ اول ونزوئلا بعد ایران ...
من در اون تاریخ گفتم که عملیات آمریکا در ونزوئلا پله دومش ؛ تمرکز غرب بر روی ایران هست و حتی تحلیلش رو کار کردیم.
این اتفاق همزمان بود با گسیل تمام تجهیزات آمریکایی در منطقه خاورمیانه به آمریکای جنوبی؛ چون خود آمریکا هم باور نمیکرد که عملیات ربایش مادورو اینقدر موفقیتآمیز باشه و با شک به اتفاقات نگاه میکرد؛ به نظر امریکا، ونزوئلا اینقدر لقمه راحتی نبود.
و آمریکا و یهود؛ همزمان به تمام اپوزیسیونهای ایرانی اعلام کرده بودند که تا فصل بهار یارگیری، عضو گیری، تهیه اسلحه، تشکیل تیم هارو انجام دهید که بعد از تعطیلات بهار نوبت ایران هست و علتش هم این بود که پیشبینی میکردند جریان ونزوئلا تا عید ادامه خواهد داشت و تجهیزات دریایی آمریکا هم نهایت در اون تاریخها توان برگشت به خاورمیانه رو دارند و نکته مهمتر اینکه؛ برفهای مرزی شمالغرب کشور هم در اون تاریخها آب خواهد شد و گروهکهای تروریستی حدکا، پاک، کومله و پژاک نیز حضور علنی و تسلیحانی خواهند داشت؛ چون در طی همین چند ماه قبل با سران این گروهکها در کشورهای مختلف جلساتی داشتند تا مثل گروهکهای جنوب شرقی در زیر یک واحد فرماندهی و با دستور امریکا اقداماتشون رو انجام بدهند و همچنین در اون تاریخ مرزهای شمالغرب، برفهاش آب شده و خارج سازی افراد خاص و البته خواص رفوزه شده در پروژه سقوط ایران توسط آمریکا از این مناطق راحتتر خواهد بود.
همه چیز طبق برنامه بود؛ همه چیز
اما ما در کشور درگیر چه چیزی بودیم در اون ماهها؛ ما درگیر خودمون بودیم در مبحث بعد از جنگ ۱۲ روزه، ما درگیر مسئولین بیعرضه کارنابلد در ساختار بودیم و البته الانم هستیم، دعوای ما بر سر افرادی بود که داشتند کشور رو به سمت بحران میبردند...»
اگر سلمان معمار معتقد است «از ۴۰۱ ما با پدیدهای به نام صنعت براندازی مواجهیم. یک بازار کامل بریده از واقعیت، اینها توهم انقلاب ایران را میفروشند و اسرائیل و آمریکا مشتاقانه میخرند. انقلابی که تظاهراتش در آلمان است، قانونش در آمریکا، دادگاهش در سوئد، مدیرانش در کانادا، شاهش در جزیره قناری، ملکهاش در آغوش معلم یوگا، ارتشش در آلبانی و اربیل، مردمش در اینستاگرام! همه چیز دارند به جز ایران. صنعت براندازی محاسبات غلط را وارد بازی میکند و پولش را میگیرد. حکومت هم بعد از ۴۰۱ تقریبا همه را رها میکند و حتی قدرت هم میدهد. همینها به نتانیاهو میگویند «حکومت تسلیم شده، آنجا یک انقلاب وجود دارد، کافی است حمله کنی» و هزینه خواب فروشی را هزاران ایرانی میدهند. ما مشکل ناترازی هزینه داریم.»
اسماعیل احمدی معتقد است «برنامه اینها این بود که بعد از آب شدن برفها؛ گروهکها با نفوذ در کل شمالغرب و غرب کشور زمینه ایجاد جنگ شهری و کشتار رو در جغرافیای وسیعی ایجاد کنند و مناطق آذری نشین رو هم درگیر این اتفاقات کنند؛ در کنارش آمریکا تمام تجهیزاتش رو وارد منطقه کنه تا در اوج بحران با بمباران پایگاههای نیروی انتظامی، فرماندهی انتظامی، مقررات یگان ویژه چند استان مهم، پایگاههای فعال بسیج و فرماندهی بسیج ؛ یک روحیه مضاعف به اغتشاشگران داخلی بده تا وارد فاز دوم اغتشاش بشوند. بعدش برخی خواص سیاسی رو از کشور خارج کنند و اونها اعلام جدایی از حکومت کنند و بعدش یک نفر بعنوان فرمانده گذار کشور از بحران توسط غرب انتخاب بشه و بعد فاز سوم رو اجرایی کنند؛ این برنامه چیده شده غرب و یهود بود.»
با اینکه نظرات من بیشتر با سلمان معمار قرابت دارد، و فکر نمیکنم «کل اپوزیسیون که داشتند برنامه هماهنگی برای بعد عید نوروز میچیدند یهو خودشون رو وسط معرکه دیدند.» اما خواندن تحلیل اسماعیل احمدی هم خالی از لطف نیست که کانال آماج (+) منتشر کرده و شامل تحلیلهایی پیش از این و تحلیلهای وعده داده شده است که به مرور ارائه میشود.
به نظرم تحلیلهای اسماعیل احمدی تا حدودی به تحلیلهای میلاد رضایی نزدیکتر است، و هر سه در نقش پر رنگ «وفاق» در حملات تروریستی اخیر متفقالقول هستند و أیضاً من. آنچه در تحلیل این سه متفاوت است زمانبندی است. و أیضاً من، در ۱۱ دیماه در ویراستی روی یک میم کلیپ نسبتاً قدیمی نوشتم: «خب، ظاهراً موفق شد و مرغ سخنگوی دولت گفت ما اعتراضات خشن رو هم به رسمیت میشناسیم، «بریزید تو خیابونا». عفت هنوز زنده است.» (+)
