مرا آفرید آن که دوستم داشت

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید» ثبت شده است

مجتبی عسکری مشاهده‌ای از حضور نمایندهٔ بنی‌صدر دارد که آن را بازگو می‌کند: ما داخل سپاه در اتاق خودمان نشسته بودیم که یک دفعه من دیدم نمایندهٔ بنی‌صدر به طرف اتاق احمد رفت. همان موقع به بچه‌ها گفتم: «الانه که این کتکه رو بخوره و بیاد بیرون!» همان هم شد! هنوز پنج دقیقه نگذشته بود که دیدم او با شتاب از اتاق احمد به بیرون پرت شد؛ طوری که سرش به شیشهٔ روبه‌روی اتاق خورد و شیشه شکست. بعد هم با سرعت از سپاه خارج شد. 

 

هاشم فراهانی دلیل نحوهٔ خروج آن‌چنانی نمایندهٔ بنی‌صدر را از اتاق متوسلیان از زبان خود او بیان می‌کند: برادر احمد برای من تعریف کرد؛ وقتی نمایندهٔ بنی‌صدر وارد اتاق شد گفت من باید محل اسکان و خواب آقای بنی‌صدر را ببینم که در خور ایشان باشد. او گفت «در ضمن شما باید یک تشک فنری برای خواب ایشان و هم‌چنین توالت فرنگی تدارک ببینید.» این را که گفت، بلند شدم، زدم زیر گوشش و گفتم: «جمع کن برو دنبال کارت!» و از اتاق بیرونش کردم. خوب یادم هست زمانی که زمزمهٔ ورود بنی‌صدر به مریوان شد، از زبان برادر احمد شنیدم که گفت اگر بنی‌صدر پایش را در مریوان بگذارد، من او را دستگیر و محاکمه خواهم کرد.

 

 

علی اکبری مزدآبادی/ برادر احمد؛ روایت حیات جهادی احمد متوسلیان/ صص. ۲۵۶-۲۵۷

 

کانال حرف حساب (+

 

می‌گویند‌‌ شمخانی گفته بود احمد متوسلیان دندان کرم خورده‌ای بود که کندیم انداختیم دور. راست گفته اگر نه، نه دولت‌های سه‌گانه روحانی را داشتیم نه مرعشی‌ها را و نه نفتکش‌های شخصی شمخانی را.

 

 

قالیباف توییت زده: دو اقدام ارزشمند دولت با راهبری ریاست محترم جمهور در ماه پایانی سال که با حمایت و همکاری کامل مجلس محقق شد عبارتند از عملیاتی کردن طرح کالابرگ با شیوه اجرایی مطلوب و منظم و افزایش ۴۵ درصدی حداقل دستمزد کارگران.

حفظ قدرت خرید در رأس اهداف سران قوا و اساس وفاق ملی به نفع مردم است.

 

 

سید امیرحسین حسینی نوشته است: «کسانی که امروز برای افزایش ۴۵٪ دستمزد اکلیلی می‌شوند، همان‌هایی هستند که افزایش تاریخی ۵۷٪ دستمزد در دولت شهید رئیسی را ناقوس بیکاری، عامل تورم، سیاست پوپولیستی و مخرب‌ترین سیاست اقتصادی ممکن دانسته و برای تخریب آن از هیچ تلاشی دست برنداشته و با گزارش پوچ و مهمل وزیر را هم برکنار کردند!»

 

 

آقای قالیباف خلبان دکتر، تو روی اصلاح طلب‌ها را هم سفید کردی. شهید سلیمانی شاهد است، سید حسن نصرالله هم زنگ زد گفت تصدیق می‌کند.

 

 

*سعدی:

آفت مجلس و میدان و هلاک زن و مردی

فتنه خانه و بازار و بلای در و بامی

 

ما أشد اشتیاقنا إلیک...

ما أقسى حزننا علیک...

وما أعظم مصیبتنا بفقدک یا ولی الله 

 

إنا لله وإنا إلیه راجعون

 

سید! پسر زهرا! ما نه تنها بعد از شهادت تو صدای مقاومت تو را به نسل‌های بعد خواهیم رساند بلکه تا قیامت شرمنده تو هستیم، که با اینکه گفتی، تاکید کردی، این انتخابات برای مقاومت خیلی مهم است، اما مردم ایران قصور کردند. سید! پسر زهرای مرضیه! مردم ایران که تو خودت را چهل سال سپر بلایشان کرده بودی، به تو پشت کردند. ما تا قیامت شرمنده تو هستیم. شرمنده مقاومت هستیم.

 

 

 

سرنوشت همانطور دعاهاى خیر را مى‌خورد که وزغ مگس‌ها را! مى‌جهد دنبالشان! لهشان می‌کند! داغانشان می‌کند! مى‌دهدشان اندرون!

 

ص. ۶۱۱

 

به هر ضرب و زوری بود مرگ قسطی را تمام کردیم. به نظرم حدود ۳۰ صفحه آخر را یک جا خواندیم. انتظارم البته چیز دیگری بود اما پایان وحشتناک‌تری داشت. مخصوصاً در آن صحنه‌هایی که اضطرار، خشم، بیچارگی، عشق و درماندگی گنده خوشگله از مرگ کورسیال را توصیف می‌کرد من داشتم شکنجه می‌شدم. چون یاد پنجشنبه‌ای افتادم که خبر دادند شوهر همکارمان در تصادف به رحمت خدا رفته است.

داشتم دیوانه می‌شدم دلم می‌خواست هرچه زودتر کتاب تمام بشود. حتی شده آنطور.

لعنت بهت سلین.

تا همین چند وقت پیش نتوانسته بودم با کتاب صوتی کنار بیایم، اما حالا عصرها گاهی کتاب خار و میخک شهید یحیی سنوار گوش می‌دهم. قبل از اینکه از ویراستی فرار کنم یکی از کاربران که نویسنده هم بود و اسمش خاطرم نیست، دو سه فصلش را در یکی از اتاق‌هایش خوانده بود. یادم رفته بود تا اینکه خیلی اتفاقی وقتی دنبال چیز دیگری بودم لینکش را پیدا کردم و رفتم غزه. آنوقت در دو دنیای مختلف یکی در فلسطین اشغالی؛ در باریکه غزه و کرانه باختری و یکی در فرانسه در یک محدوده زمانی تقریباً به هم نزدیک با نسلی قهرمان‌پرور و نسلی از هم گسیخته پیش رفتم/می‌روم.

دیشب که اولین صفحات کتاب دسته دلقک‌های سلین را می‌خواندیم من در غزه بودم، زیر بمب‌های چند تنی آمریکایی. که «طیاره دهشت» می‌ریخت روی سر مردم. با همان کیفیت: تن‌های آش و لاش، نوزاد سوخته که پدرش دنبال دبه‌ای آب بود و از خدا می‌پرسید آیا این درست است؟

 

متن کامل اینجا

 

اول: رزق صفحه قرآن کریم از آیات ۷ تا ۱۵ سوره مبارکه احزاب

 

از کسانی نباشیم که به خداوند [آنگاه که از سمت بالا و از سمت پایین بر شما تاختند، چشمها خیره شد و دلها به گلوگاه رسیده بود و به خدا گمانهاى گوناگون مى‌بردید(۱۰)] و پیامبر اعظم صلوات الله علیه و آله [در آنجا مؤمنان در معرض امتحان درآمدند و سخت متزلزل شدند.(۱۱)] ظن بد بردند. فقط [زیرا منافقان و آنهایى که در دلهایشان بیمارى است، مى‌گفتند: خدا و پیامبرش جز فریب به ما وعده‌اى نداده‌اند(۱۲)] چنین هستند.

 

جنگ است.

 

دوم: رزق صفحه قرآن کریم آیات ۱۶ تا ۲۲ سوره مبارکه احزاب

 

و پیامبر شما اسوه حسنه است میان شما (۲۱)

 

واژه اسوه حسنه در قرآن‌کریم سه بار آمده است: یک بار در آیه ۲۱ سوره احزاب در مورد پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و دو بار در آیات ۴ و ۶ سوره ممتحنه درباره ابراهیم خلیل علیه‌السلام و همراهان‌ او.

 

چرا دومی را هیچ وقت نگفتند؟ من هم نمی‌دانم.

 

سوم: رزق صفحه قرآن کریم آیات ۳۶ تا ۴۳ سوره مبارکه احزاب

 

شایسته نیست که هیچ زن و مرد مومنی وقتی خدا و رسولش امری را واجب کردند از آن سرپیچی نماید که این گناهی بس بزرگ است. اگر قرار است از چیزی یا کسی بترسید فقط باید از خدا بترسید. آنچه خداوند مقدر فرموده انجام شده (کان مفعولا) در نظر بگیرید. (۳۷)

 

مخلص کلام آدم بشوید تا آدمتان نکردم

 

چهارم: رزق صفحه قرآن کریم آیات ۴۵ تا ۵۰ سوره مبارکه احزاب

 

حتی تصور اینکه به ما روز لا ریب فیه، سلام گفته شود قلبمان باید جا کن بشود. همانطور که فرمود اگر بندگانم می‌دانستند چقدر به آنها مشتاقم هر آینه جان می‌دادند.

 

آخ از این «تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز»

 

پنجم: رزق صفحه قرآن کریم آیات ۵۵ تا ۶۲ سوره مبارکه احزاب

 

آقای اژه‌ای!

 

مخاطب آیات اگر منافقان و کسانى که در دلهایشان مرضى است و آنها که در مدینه شایعه مى‌پراکنند از کار خود باز نایستند، تو را بر آنها مسلط مى‌گردانیم تا از آن پس جز اندکى با تو در شهر همسایه نباشند (۶۰) و اینان لعنت‌شدگانند. هر جا یافته شوند باید دستگیر گردند و به سختى کشته شوند (۶۱) این صفحه شما هستید! منافقین و کسانی را که در قلبشان مرض دارند هرجا پیدا کردید بکشید، دو سال از شهادت آرمان عزیز می‌گذرد. چه خبر از ۸۰ نفری که شدند ۷ نفر؟

 

نکند مشغول نوشتن لیست جدید برای عفو رهبری هستید؟

مشغول باشید که عمر این دنیا کوتاه است.