مرا آفرید آن که دوستم داشت

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نهج‌البلاغه» ثبت شده است

در باب آخرت: فرمود: تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَی

یک مسافر، زاد و راحله دارد؛ زاد و توشه انسان بعد از مرگ، تقواست. و اگر این مسافر راحله داشته باشد؛ یعنی مَرکَب داشته باشد، این راه را بهتر طی می‌کند.

زاد انسان، تقواست: تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَی

راحله، محبت است که آسان‌تر و سریع‌تر این راه را طی می‌کند: إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ

همه ما محبّ خدا هستیم، چون تمام هستی ما از اوست؛ اما تمام کوشش و تلاش ائمه علیهم السلام این است که ما را از مرحله محبّ بودن، به محبوب بودنِ خدا منتقل کنند.

در مسائل سیر و سلوک اگر کسی بخواهد از مقام محبّ بودن، به محبوب بودن برسد، حد وسط آن حبیب الله است. اگر کسی پیرو حبیب الله بود، از محبّ بودن به محبوب بودن منتقل می‌شود.

فرمود شما به مردم بگویید: إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ من که حبیب خدا هستم، در مدار محبت و دین من حرکت کنید، یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ و از محبّ بودن به محبوب بودن خواهید رسید.

 

 

آیت الله جوادی آملی/ حکمت‌های نهج البلاغه/پیاده سازی سخنرانی؛ ۱۳۹۷/۰۲/۲۰

 

در باب دنیا: اللَّهُ لَطِیفٌ بِعِبَادِهِ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ (شوری: ۱۹)

 

ذات اقدس اله فرمود: همه موجودات را من روزی می‌دهم؛ اما مؤمن را از راهی که گمان نمی‌برد روزی می‌دهم. نه این که مؤمن اهل کشاورزی و صنعت و ... نیست. او این کارها را می‌کند؛ اما برایش روشن می‌شود که یک دست غیبی دارد او را تامین می‌کند تا به قدرت خودش تکیه نکند.

 

آیت الله جوادی آملی/ تفسیر سوره شوری/جلسه نوزدهم

 

 

امروز وسط ورزش داداش کوچک مرگ دستم را گرفت بُرد. دوستم و هانیه که موقت جای آن یکی AB مثبت می‌آید -چون کیسه صفرایش را عمل کرده – این حالت مرا دیدند. کلی حرف زدیم، ولی قدرت نداشتم حتی چشمهایم را باز کنم و جملاتم مفهوم نبودند ولی در همان حالت داشتم از خطبه اول و اختر فیزیک و فیلم علمی جدیدی که دیدم در تأیید همان مورد حرف می‌زدم. آنها هم حواسشان به باز کردن گره عضلاتم بود و وقتی خواستم کوییز بگیرم جر زدند.

 

تا آخرین لحظه وضعیت همان بود. الان که تقریباً یک ساعت و نیم گذشته تازه قدرت پیدا کردم و فشارم بهتر شده. این هم تجربه‌ای بود.

 

الحمدلله علی کل حال.

 

 

 

*مولوی

احتمالاً برای شما هم پیش آمده که از خودتان بپرسید چگونه همه چیز از آب خلق شده است؟ یا قسمت خلقت آسمان‌ها در خطبه اول نهج البلاغه را که می‌خوانید درکش دشوار باشد.

برای من هم همینطور بود تا اینکه این ویدیو را دیدم. اگر و اگر انسان قادر بود ابزاری داشته باشد بینید چگونه می‌توانست با آب تا خلق سیاه چاله پیش برود. 

این قسمت از خطبه را بعد از مشاهده فیلم بخوانیم: 

«خدای سبحان جَوها را شکافت و اطراف آن را گشود و فضاهای خالی در آن ایجاد کرد. آنگاه آبی را که امواجش در هم شکننده و خود انبوه و متراکم بود، در آن فضای بازشده روان ساخت.

آن را بر پشت بادی سخت وزان و جنباننده و برکننده و شکننده بار کرد؛ به آن باد فرمان داد تا آب را از جریان بازدارد و آن را بر نگهداری آب چیره کرد و باد را برای حفظ حدود و جوانب آب قرین گماشت. فضا در زیر باد نیرومندْ، گشاده و باز و آب جهنده بالای سر آن در جریان؛

سپس باد دیگری به وجود آورد که منشأ وزش آن را مهار کرد و پیوسته ملازم و تحریک آبش قرار داد و آن را به تندی وزانید و از جای دورش برانگیخت؛ آن را به بر هم زدن آب متراکم و برانگیختن امواج دریا فرمان داد.

باد فرمان یافته آب را همچون مشک شیر که برای گرفتن کره بجنبانند به حرکت آورد و آن‌گونه که در فضای خالی می‌وزد، بر آن سخت وزید؛ اولش را به آخرش و ساکنش را به متحرکش برمی‌گرداند تا آنکه انبوهی از آب به ارتفاع زیادی بالا آمد و آن مایۀ متراکم، کف کرد؛

 

👈 دقت کنید که امیر کلام نمی‌فرماید مایع متراکم، می‌فرماید مایه متراکم. چون دیگر از حالت مایع درآمده بود طبق همین فیلم.

 

آنگاه خداوند آن کف را در هوای گشاده و فضای فراخ بالا برد و آسمان‌های هفتگانه را از آن کف ساخت؛... آنگاه آسمان را به زیور ستارگان و روشنی کواکب درخشان آرایش داد و آفتاب فروزان و ماه تابان را در آن فلکی که گردان و سقفی روان و صفحه‌ای جنبان بود روان ساخت.

 

👈 صفحه جنبان خودش قسمتی از نظریات اختر فیزیک انیشتین است. 

 

سبحان الله تعالی عما یشرکون (قصص: ۶۷)

 

 

یکم: قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ ۚ کَانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکِینَ (روم:۴۲)

بگو: در زمین بگردید و بنگرید که عاقبت پیشینیان که بیشترینشان از مشرکان بودند چگونه بوده است.

 

تقویم تمدن مایاها دقیقاً در 11 آگوست 3114 قبل از میلاد ساخته شده است. مشخص نیست که این برای تمدن مایا چه معنایی داشت. اولین بقایای تمدن میان‌آمریکایی 1000 سال قبل از شروع تمدن بین‌النهرین است.

 در آمریکای مرکزی. 

 

دوم: در صفحه ۴۶۷ آیه ۷۵ زمر و ۷ آیه نخست سوره مبارکه غافر

۱)جز کافران در آیات خدا جدال نمى‌کنند. پس جولانشان در شهرها تو را نفریبد(غافر: ۴)

حتی اگر سطح ۴ حوزه باشد مثل شیخ فتحی و الی آخر.

 

۲) آخرین آیه سوره زمر و آیه ۷ سوره غافر در مورد فرشتگان پیرامون عرش است:

وَتَرَى الْمَلَائِکَةَ حَافِّینَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ... (۷۵)

الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا... (۷)

در دومی بیشتر توضیح داده که آنها مومنین را دعا می‌کنند.

 

سوم: صفحه ۴۶۸ قرآن کریم آیات ۸ تا ۱۶ سوره مبارکه غافر

آیه ۱۵: رَفِیعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ یُلْقِی الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَىٰ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِیُنْذِرَ یَوْمَ التَّلَاقِ

مراد از روح، یا خود وحى است که سبب حیات معنوى جامعه مى‌شود و یا فرشته‌ مأمور وحى.

 

از اینکه قرآن و وحى به روح نامگذارى شده است، «یُلْقِی الرُّوحَ» معلوم مى‌شود که وحى سبب حیات مردم است و پیامبران مردم را براى حیات معنوى دعوت مى‌کنند. «دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ» (تفسیر نور

 

چهارم: در صفحه ۴۶۹ قرآن کریم آیات ۱۷ تا ۲۵ سوره مبارکه غافر 

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‌ بِآیاتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِینٍ (۲۳)

کلمات «آیات» و «سُلْطانٍ» هر کدام به تنهایى در مواردى آمده است ولى هر کجا این دو کلمه با هم باشند در مورد موسى و فرعون است. یعنى حضرت موسى هم معجزاتى ارائه داد و هم با دلیل و برهان با فرعون سخن گفت.

 

إِلى‌ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ قارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ کَذَّابٌ (۲۴)

سرلوحه‌ رسالت انبیا مبارزه با رهبران فساد و کفر است؛

خواه در قالب زور و حکومت و قدرت سیاسى، «فِرْعَوْنَ»

یا در قالب تدبیر و تدارک و شیطنت و قدرت فرهنگى، «هامانَ»

یا در قالب سرمایه و ثروت و قدرت اقتصادى‌ «قارُونَ»

 

پ.ن: هامان وزیر فرعون بود، قارون خزانه‌دار فرعون و از قوم یهود بود.

(منبع)

 

پنجم: در صفحه ۴۷۰ قرآن کریم آیات ۲۶ تا ۳۲ سوره مبارکه غافر کسی که سخن می‌گوید مردی از فرعونیان است که ایمان آورده و ایمانش را مخفی کرده است. در برابر فرعون و خطاب به مردم از بلاهایی که پیش از آن بر مردم پیامبرانی چون حضرت نوح علیه السلام نازل شده است و روز حساب بیم می‌دهد. 

در دیوار نگاره‌های مصر باستان تصاویری هست از روز قیامت البته به سبک خودشان. ترازویی است که در یک کفه آن یک پر حقیقت قرار دارد و در کفه دیگر قلب انسان را قرار می‌دهند. اگر سنگین‌تر یا سبک‌تر از آن پر باشد یعنی گناهکارتر است و به دوزخ افکنده می‌شود. اگر نه پاک است و اهل بهشت. 

میزان همان ترازو است. 

فکر می‌کردم به قلب که در قرآن به آن اشاره شده است و البته در دو حکمت از حضرت علی علیه السلام (حکمت ۴۰ و ۱۰۸) به قلب تأکید شده.

امروز سخنرانی شنیدم از استاد شجاعی که خوب ایمان را عقل می‌پذیرد ولی برای اینکه استحکام بیابد باید قلبی بشود و نمی‌شود مگر با تکرار و مجاهدت.

 

چقدر این صفحه قرآن را دوست داشتم. 

به سخنان فرعون هم دقت کنید، می‌گوید می‌ترسم موسی و برادرش هارون در زمین فساد کنند آنچه من به شما می‌گویم راه رشد شماست: «سبیل الرشاد».

این همان اتفاقی است که در زمان ظهور پیش خواهد آمد صیحه آسمانی در صبحگاه و صیحه شیطانی در شامگاه.

 

پ.ن: بالطبع هر کجا منبع ذکر نشده مکاشفات بنده حقیر است. 

 

امیرالمومنین امام علی علیه‌السلام: 

دوستان تو سه شخص هستند و دشمنان تو نیز؛ 

سه شخصْ دوستانِ تو: دوست‌ِ تو و دوستِ دوستِ تو و دشمنِ دشمنِ توست. 

و دشمنانت: دشمنِ تو و دشمنِ دوستِ تو و دوستِ دشمنِ توست.

 

حکمت ۲۹۵

 

پزشکیان می‌دانم خودت گفتی نمی‌فهمی ولی بفهم. حرکه گذاری هم کردم که اشتباه نکنی.

 

إذا أرَدتَ أن تُصادِقَ رَجُلاً فَأَغضِبهُ، فَإِن أنصَفَکَ فی غَضَبِهِ، و إلاّ فَدَعهُ.

 

امیرالمومنین امام علی علیه السلام: هرگاه خواستی با کسی دوستی کنی، او را خشمگین کن. پس اگر در حال خشم نیز با انصاف با تو رفتار کرد، [با او دوستی کن] و گرنه رهایش ساز.

 

شرح نهج البلاغه: 20/325/725

رزقم از صفحه قرآن کریم امروز، آیات ۱ تا ۱۱ سوره مبارکه سجده

در آیه ۹ سوره مبارکه سجده خداوند می‌فرماید: قلیلاً ما یشکرون.

امیرالمومنین امام علی علیه السلام در خطبه ۲۳۳ می‌فرماید:

تقوا به طور دائم خود را بر گذشتگان عرضه کرده و به آیندگان هم عرضه می‌‌کند، چرا که فردای‌ قیامت به آن محتاجند، آن روزی‌ که خداوند آنچه را پدید آورده بازگرداند، و آنچه را عنایت فرموده بازستاند، واز آنچه مرحمت نموده بازخواست کند. تقواپذیران که آن را چنانکه باید رعایت کنند چه اندکند! راستی‌ که آنان بسیار اندک شمارند، اینان سزاوار وصف حقّند که در قرآن فرموده: «اندکی‌ از بندگان من شاکرند».

 

آیا اصحاب جمل، هنوز چون رعد در خروش و چون برق در درخشش هستند؟ 

زیرا نه طلحه کشته شد و نه زبیر. انگار کن نزدیک باریدنند.

 

 

امیرالمومنین علیه‌السلام خطاب به مالک اشتر در گزینش مسئولان و کارگزاران

 

 

و اجْعَلْ لِرَأْسِ کُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِکَ رَأْساً مِنْهُمْ لَا یَقْهَرُهُ کَبِیرُهَا وَ لَا یَتَشَتَّتُ عَلَیْهِ کَثِیرُهَا

 

ای مالک! برای هر یک از کارهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خود، مدیر و رییسی را تعیین کن، مدیری که دارای دو ویژگی باشد: بزرگی و عظمت کار، او را ناتوان و مغلوب نسازد و زیادی و تراکم کار، رنجورش نکند.

 

نامه ۵۳ نهج‌البلاغه 

 

ابراهیم ملکی: «اشاره به اینکه تقسیم کار باید به صورتى انجام گیرد که مسئولیت هر یک از آنان روشن شود; مثلاً بخشى از نامه ها مربوط به پیمان هاى صلح، قراردادها اعم از قراردادهاى مربوط به خارج و قراردادهاى داخلى درباره زمین هاى کشاورزى و مانند آن است که باید مسئول معینى داشته باشد. بخش دیگرى نامه هاى محرمانه است که احتیاج به مدیریت خاصى دارد و بخشى مربوط به نامه هاى فرمانداران و استانداران و امثال آنها و قسمتى مربوط به تظلم هاى مردم مظلوم و ستمدیده است. هر یک از اینها باید مسئول خاصى داشته باشد; مسئولانى که داراى این دو صفت باشند; نه از کارهاى بزرگ بهراسند و نه کثرت کار آنها را پریشان و درمانده کند.»