مرا آفرید آن که دوستم داشت

چگونه مثل مردم عادی کتاب نخوانیم؟

يكشنبه, ۲۸ مهر ۱۴۰۴، ۰۴:۲۶ ب.ظ

در همان قسمتی که امیرحسین قیاسی با امیرحسین فتحی صحبت می‌کردند، درباره موسیقی، قیاسی گفت من به کلمات دقت می‌کنم و فتحی گفت پس گوش موسیقیایی نداری. به زبان ساده یعنی عامی و عادی هستی. این تکه از کتاب جنگ و صلح مرا یاد این گفتگو انداخت:

 

دایی همانگونه می‌خواند که مردم عادی با ساده‌دلی و اعتقاد استوار به این که اهمیت ترانه فقط در کلمات آن است و آهنگ خود به خود به آن افزوده می‌شود و آهنگ جدا از کلمات وجود ندارد و فقط برای نظم ترانه است و به همین دلیل ترانه او، که مثل پرندگان به آهنگ آواز خود آگاه نبود، بسیار دل‌انگیز بود.

 

جنگ و صلح/ لئون تولستوی/ جلد دوم/ ص. ۷۴۷

 

 

از وقتی از طریق وبلاگ آسمانم، با وبلاگ شاهین کلانتری آشنا شدم گوش کلمه‌ایایی پیدا کردم. یعنی قبلاً هم بود ولی متن محور بود اما حالا جذب کلمات می‌شوم مثلاً:

 

آرام‌ربا

 

کنت ایلیا آندره‌ایچ از ریاست شورای نجبا استعفا کرده بود، زیرا این سمت ریخت و پاش بسیار همراه داشت؛ البته این کناره‌گیری به امور مالی او سر و صورتی نداد. ناتاشا و نیکلای اغلب شاهد گفتگوهای پنهانی و آرام‌ربای پدر و مادر خود بودند و می‌شنیدند که صحبت از فروش خانه بزرگ خانوادگی و ملک حومه مسکو می‌کنند.

 

همان/ ص. ۷۴۹

 

نامروز و آبدندان

در جشن‌های نامروز همچنان هدایای گرانبها داده می‌شد و ضیافت‌های پرشکوهی که سرشناسان منطقه همه به به آنها خوانده می‌شدند همچنان برپا می‌شد. بازی‌های ویست و بوستون همچنان پیوسته ترتیب داده می‌شد و کنت که آبدندان بود، مثل گذشته ورق‌های خود را پنهان نمی‌کرد و هر بار صدها روبل می‌باخت و ملاکان مجاور حق شرکت در این بازی‌ها و حریف کنت شدن را امتیازی بزرگ می‌شمردند.

 

 

همان/ ص. ۷۵۰

 

 

لذت دو چندان می‌شود. حالا می‌شود مثل مردم عادی کتاب نخواند.

 

 

  • سوسن جعفری

واگویه

کتاب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی