مرا آفرید آن که دوستم داشت

۲۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «واگویه» ثبت شده است

امام حسین (علیه الصلوة والسلام) نظریه‌ تربیتی خودش را غیر از آنچه که در کلام و سخن ارائه فرمودند در قالب یک حقیقت روشن و درخشان و در یک نمونه‌ عینیت‌یافته، در صحنه‌ کربلا ارائه کردند؛ اینها نشانه‌های مکتب حسینی است. و در این میان شاگرد اول مکتب حسینی و مدرسه‌ حسینی حضرت علی اکبر (علیه السلام) است.

من تعبیر کردم به اعجاز مدرسه‌ حسینی که می‌تواند چنین کسی را تربیت کند. معلوم می‌شود سیّدالشهدا (علیه الصلوة والسلام) برای تربیت این جوان ممتاز و نمونه و الگو سرمایه گذاری ویژه‌ای کرده. و طبق حالا این نقل‌هایی که مشهورتر است ۲۶ سال ۲۷ سال جلوی چشمان پدر رشد پیدا کرده، قدم به قدم با برنامه، با طراحی با هدایت سیّدالشهدا (علیه الصلوة والسلام) و البته با تصمیم خودش با همتی که داشته، با انتخابی که داشته، با مجاهدت بزرگی که داشته و در نتیجه رسیده به آن منزلتی که سیّدالشهدا (علیه الصلوة والسلام) وقتی خواست او را معرفی کند فرمود شبیه‌ترین به پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله وسلّم). امام حسین (علیه الصلوة والسلام) به این ترتیب همه‌ آرزوی خودش را برای تربیت انسان‌ها در چهره‌ حضرت علی اکبر (علیه السلام) به عنوان آن نمونه‌ اعلی معرفی کرده.

 

 

رهبر معظم انقلاب (متن کامل)

 

منصفانه در مطلبی با عنوان EU is concerned «اتحادیه اروپا نگران است» نوشته:

«سه‌شنبه با جمعی از ایرانیان وینی یک برنامه‌ای داشتیم با عنوان «زن زندگی آزادی، انقلابی برای تمام صداها».

برنامه را برای این چیده بودیم که صدای کوچکی باشیم؛ صدای تن‌های کشته و انباشته در خیابان.

چه هیولای هولناکی‌ست جمهوری اسلامی. در مثال از جانوران هیچ مقایسه و مصداقی به نظرم نمی‌رسد که بگویم مثل فلان جانور درنده‌خوست. درنده‌خویی و بی‌رحمی و خونخواری جمهوری اسلامی منحصر به رژیم است. این‌ها را که خودتان بهتر از من می‌دانید.

...

از دانشجوهای دانشگاه بچه‌هایی بودند که دو سه روز پیش از ایران برگشته بودند؛ یکی دوتاشان فقط گریه می‌کردند. یکی هنوز در سکوت بود. یکی هرچند وقت یک بار می‌گفت شما هیچ تصوری ندارید در ایران چه خبر بود. ایران جهنم بود. با تانک آمده بودند. این را که گفت، من سعی کردم تانک را تصور کنم. مثلا یک تانک سر کوچه‌ی خانه‌ی پدر و مادرم. سر خیابان سنایی. سر ویلا؟ حق دارد وقتی می‌گوید شما نمی‌توانید تصور کنید. من نمی‌توانم تصور کنم.

قاتل‌های بی‌شرف.

عزیز دلم برایم نوشت: مادر دوستم تیر خورد و کشته شد. دوستم تیر به پاش خورده. مردم را راه داده بودند در ساختمانشان و قاتلان جمهوری اسلامی مادرش را کشته بودند. گفت حق تیر. گفت گشتن دنبال جایی روی زمین که پایت روی پیکرها نرود. گفت سه روز خود را به مردن زدن برای اینکه تیر خلاص به تو نخورد. گفت کشتن مردمی که لباس بیمارستان به تنشان بود. تیر خلاص در بیمارستان. 

.

کف خیابان‌ها خون.

.

خاموشی اینترنت.

.

خون.

.

زندانی به وسعت ایران.

.

بابام می‌گفت سال ۶۶ دم صبح در زندان بعد از شنیدن رگبار، تعداد تیرهای خلاص را می‌شمردیم که بفهمیم چند نفر را اعدام کردند. چقدر هولناک بود این خاطره وقتی که می‌شنیدمش.

یکی از دوستان عزیزم گفت ده سال طول کشید تا کشته شدگان خاوران را مستند کردیم. آن‌ها کشتگانی بودند که در یک زندان بودند. کاملا مشخص بود در چه سیستمی قرار داشتند.

الان؟ الان دریای خون ناپیدا در خیابان‌ها.

چندسال طول خواهد کشید که بتوانیم این جنایت را مستند کنیم و آمران و عاملان را مجازات کنیم؟

.

یک ویدیویی بود که یک نفر سعی می‌کرد خون‌ها را از کف خیابان پاک کند و نمی‌شد. نمی‌شد. 

.

ما این تصاویر را دیدیم. علی‌رغم تمام تلاش دستگاه بچه‌کش که نبینیم.

.

بعد از تظاهرات روز شنبه یکی از بچه‌های خوزستان گفت شاید سرنوشت ما این است که تا آخر عمرمان به خون‌خواهی هموطنان و عزیزانمان بایستیم و حرف بزنیم.

.

معنا؟

صدبار از خودم پرسیدم یعنی واقعا این فحوای قدرت‌طلبی‌ست؟

ملای مجنون از توی سنگر امنش فرمان کشتن همه را می‌دهد چون دستگاه ظلم و جورش سست شده؟ چطور چنین قدرتی؟ قتل و قتل و قتل برای حفظ قدرت. مرگ از عبای شما هم می‌گذرد. شما تا ابد دشمن ما هستید. ما تا شما را رسوا و مجازات نکنیم ساکت نمی‌نشینیم.

.

سه‌شنبه در یکی از کارگاه‌ها نشسته بودم و داشتم کانسپت وتوی ولایت فقیه را به یک گروهی توضیح می‌دادم. یک لحظه ابزورد بودنش سراپایم را فراگرفت. گفتم یک لحظه ولایت فقیه را رها کنید. من زن چهل و چندساله، شب سه‌شنبه خسته از کار چهل ساعته‌ام آمدم، نشستم دارم برای شما ولایت فقیه را توضیح می‌دهم. این کانسپت بی‌نهایت عجیب «جمهوری اسلامی». اسلام چه جمهوری آخه؟ ما یقه‌ی خودمان را پاره کردیم که چپ پراگرسیو وینی بالاخره بفهمد که باید چند فکر مبهم را با هم در کله‌اش نگه دارد و باینری خوب و بد به این شکل که دلش می‌خواهد، وجود ندارد. فقط مسئله‌ی ضد امپریالیسم ایستادن یک رژیم قاتل جواب سوال‌های ژئوپلتیک در کانتکست اروپا و مسئله‌ی فلسطین و منطقه و نفت نیست. ایران لایه‌های متنوعی از پیچیدگی حاشیه و مرکز و قوم و قدرت دارد. گفتم ببین اگر نمی‌توانی این پیچیدگی‌ها را به سرعت بفهمی، به من نگاه کن؛ ببین من چقدر عصبانی هستم که لازم دیدم بیایم این را برای تو توضیح بدهم علی‌رغم همه‌چیز. علی‌رغم فروپاشی ذهنی و بدنی. علی‌رغم کار. علی‌رغم نفرتم از رژیم. علی‌رغم نشستنم در جای «امن».

.

من فکر می‌کنم نجات ما در اروپا در اتحاد است. اتحاد با گروه‌های بومی، با فمنیست‌های حاشیه‌ای، با اشخاصی که دنبال پاسخ‌های سیاه و سفید نیستند، با اتحاد با بی‌قدرتان. ما با هم یک کار را می‌توانیم خوب انجام بدهیم. آن کار تحمل کردن اضطراب و پذیرفتن ابهام این موقعیت تاریخی و بی‌قدرتی ماست. به جز فشار برای برقراری ارتباط و به جز مستند کردن این جنایت‌ها و مطرح کردنشان کاری از ما در غرب برنمی‌آید. ما آن قدرتی که لازم است، نداریم. پس باید جایی که می‌توانیم سرمایه‌گذاری کنیم.

ما باید بپذیریم جواب ساده‌ای برای این سوال سخت پیش رو وجود ندارد.

.

هفته‌ی پیش آخر جلسه با اضطراب به تراپیستم گفتم «یعنی تا هفته‌ی دیگه چی می‌شه؟» گفت «خیلی چیزا.» خندیدم. انگار خیلی وقت بود نخندیده بودم. گفت جدی می‌گم. خیلی چیزا می‌شه تا هفته‌ی دیگه.

درست هم گفت. این هفته‌ی گذشته خیلی چیزها شد.

.

هنوز نمی‌توانم درباره‌ی سه‌شنبه‌ی گذشته آن‌طور که دلم می‌خواهد بنویسم.

فقط دوست دارم این جمله را که نون ر، در یکی از سخنرانی‌ها از روی یک دیوارنویسی گمنام انتخاب کرده بود، اینجا بنویسم.

«ما هیچ چیز را برای خود نمی‌خواهیم.

ما همه چیز را برای همه می‌خواهیم.» (+)

 

 

آلوچه خانوم هم نوشته: «آ می‌گوید «بنویسید مستند کنید حال و احوالتان را، هر چند سخت و پر درد»

چه بنویسیم؟ کلمات حقیرند برای گفتن از این روزها

این سیاهی غلیظ و چسب ناک

حرفی نیست. لال‌م لال! (+)

 

منظورش از «آ» آسو (+) است. نتوانستم وارد بشوم ولی جایی است که «دختران» از همین خزعبلات مالیخولیایی می‌نویسند، یعنی از یکی دیگر از پست‌های لاله منصف فهمیدم. از خاطره لاله پیداست پدر او هم احتمالاً مثل پدر آلوچه خانوم از بازداشتی‌های دهه شصت است. دیگر چه انتظاری دارید؟ تانک توی خیابان، سه روز نفس حبس کردن، جیش حبس کردن تا تیر خلاص نخوری، بعدش چی؟ چطوری بلند شدی فرار کردی که نبردندت کارخانه کالباس و سوسیس سازی؟ واقعاً به چیزی که می‌نویسید باور دارید؟ یا همه اینها نتیجه عمری مشکلات روحی روانی است که چون سیزیف به دوش می‌کشید/ می‌غلتانید؟

 

شهربانو بعد از توسل به «سپهر بابا» نوشته: «سری می‌زنم به یوتیوب و دنبال رشید کاکاوند می‌گردم او اشعار نغزی را که حق را فریاد می‌زند می‌خواند و تفسیر می‌کند. این بار به سراغ مهدی اخوان ثالث می‌رود و از شعر کاوه یا اسکندر» می‌گوید:

کاوه‌ای پیدا نخواهد شد امید

کاشکی اسکندری پیدا شود

فرق کاوه با اسکندر در این است که کاوه پهلوان و قهرمان خودی است و اسکندر بیگانه و مهاجم. چه نکبت بار و سیاه و دردناک است اوضاع سرزمینی که کسی آرزو کند که یک بیگانه بیاید و نجاتش دهد.

یک شاه عباسی لازم است که مثلا گران فروشی را در ایران تمام کند یکی مثل شاه عباس» (+)

 

خانم شاعر هم نوشته:

امیر می‌گوید ما به این‌ها می‌خندیم ولی واقعیت این است که آنها به این حرف‌ها باور دارند. به اینکه در ایران هنوز حکومت نظامی است و توی خیابان‌های تهران جلوی مردم را می‌گیرند و گوشی‌اشان را چک می‌کنند که از اغتشاشات فیلم دارند یا نه. ما هم لابد کالباس شدیم و هنوز داغیم نمی‌فهمیم.

 

 

از یک جایی به بعد ایجاد حس خود متوسط پنداری در طبقه مستضعف برای او رفاه نمی‌آورد

کنسرت خیابانی و سینمای طنز جنسی یا ور رفتن با خط قرمزهای اخلاقی و دین هم او را شاداب نمی‌کند. قسطی فروشی‌ها و مال‌ها و سیتی‌سنترها و فودکورت‌ها هم دردی از او دوا نمی‌کنند؛ چون همه این اداها برای پولدارتر شدن پولدارها و متوسط‌های زرنگ طراحی می‌شوند.

بنا نیست طبقه مستضعف توانمند شود. مولد باشد. او با مصرف فرهنگ تولید شده توسط طبقات پولدار و متوسط زرنگ یک مصرف کننده وفادار می‌شود و هر ساعت بدهکارتر، مضاف بر این که حس «خود متوسط پنداری» او را از ارزش‌ها هم تهی می‌کند.

طبقه خالی از ارزش نوکیسه و بدهکار همانی است که غربگراهای کدخداپرست از جامعه خداپرست می‌خواهند و آن را طبقه متوسط نامگذاری می‌کنند. آرزومندی که همچنان آن سوی شکاف طبقاتی است و با آرزوهای اجباری‌اش سلفی می‌اندازد با این تفاوت که درد استضعاف فرهنگی هم بر دردهایش افزوده شده.

هویت دینی نشانه می‌رود و فرهنگ کار دگرگون می‌شود. پول محور می‌شود و فرهنگ «حرکت، برکت» جایش را به «پول پول می‌آورد» می‌دهد. مستضعفان قشر آسیب پذیر می‌شوند و سرمایه‌دارهای صاحب نفوذ هلدینگ کارآفرین.

دستاورد اقتصاد شیکاگویی همین است چون پیش از دستور کار اقتصادی یک برنامه فرهنگی است.

 

 

ویدیو برشی از برنامه مکث - اردیبهشت ۱۴۰۴

یونس محمدی

 

 

توضیح اینکه فیلم به خاطر مدتش امکان بارگذاری در آپارات نبود، لذا در یوتیوب بارگذاری شد. اگر فیلترشکن ندارید در کانال حدیث مفصل هم ارسالش کردم. دیدنش توصیه می‌شود.

 

برای زیباتر کردن این مبحث این توییت سلمان معمار را هم بخوانید (+).

 

 

 

بعد از بیل کلینتون حالا: درخواست اوباما از مردم آمریکا: به اعتراضات بپیوندید

رئیس‌جمهور اسبق آمریکا باراک اوباما در پی قتل دو نفر به دست نیروهای فدرال، با صدور بیانیه‌ای از همه مردم آمریکا خواست تا از اعتراضات ایجاد شده در مینیاپولیس حمایت کرده و از آن‌ها الهام بگیرند.

اوباما کشته شدن «الکس پرِتی»، پرستار بخش مراقبت‌های ویژه، به دست مأموران فدرال را «تراژدی‌ای دلخراش» توصیف و آن را «توهین به ارزش‌های بنیادین آمریکایی» خوانده است. (عکس)

 

 

آیا جنگ قدرت «کانون ترامپ-پنتاگون» و «کانون هیلاری-سیا» است طبق دسته بندی میلاد رضایی یا بازی زرگری القای «بازپس‌گیری» به کشوری مانند ایران؟ بیانیه جیهه اصلاحات و استعفای رهبر انقلاب ر

ا خواندید؟

 

 

 

 

 

یکی از چالش‌های دائمی‌ با بعضی از کسانی که از روی دلسوزی یا هر نیت دیگری مانع نقد و اصلاح اشکالات حاکمیت می‌شوند این است که طرح این اشکالات مانند تف سربالاست!

 

اما پاسخ استاد مطهری از تئوریسن‌های اصلی نظام جمهوری اسلامی به گلایهٔ کسانی که انتقاد علنی از حاکمان و عالمان دینی را به‌مصلحت نمی‌دانند این است:

 

«هر وقت یک نفر روحانی بخواهد در این زمینه‌ها حتی در مورد رسوم و عادات عوامانه انتقاد کند ناراحت می‌شوند و با تأسف می‌گویند اینها ضرر دارد و فوراً می‌گویند: این حرفها تف سربالا است. من این منطق را منطق «تف» می‌نامم و نام دلیل آنها را «برهان تف» گذاشته‌ام. دیده می‌شود دلیلی جز دلیل تف ندارند. اینها نمی‌دانند انتقاد، اصلاح و رفع عیوب است. اگر عیوب دستگاهی انتقاد نشود امید اصلاح در آن نیست و اگر اصلاح نشد مانند پیکر بیماری که بیماری‌اش معالجه نشود آن بیماری آن پیکر را از پا در خواهد آورد.»

 

 

منبع: یادداشت‌های استاد، ج ۱، ص ۲۷۳

 

بیل کلینتون از مردم آمریکا خواست به پاخیزند

رئیس‌جمهور پیشین آمریکا: معترضان صلح طلب بازداشت شده‌اند، کتک خورده‌اند، با گاز اشک‌آور هدف قرار گرفته‌اند و دردناکتر از همه، دو شهروند آمریکایی رِنه گود و الکس پِرِتی، هدف گلوله قرار گرفته و کشته شده‌اند.

اگر بعد از ۲۵۰ سال آزادی‌هایمان را واگذار کنیم، ممکن است هرگز نتوانیم آنها را پس بگیریم، بایستید و صدای خود را بلند کنید.

 

همین دیروز یک عکس سه نفره از کلینتون، بوش پسر و اوباما دیدم، با خودم گفتم چه جالب اینها در تصمیمات ترامپ دخالت نمی‌کنند، طبق تصویری که از منش حزبی با کلاس انتخابات در غرب ترسیم کردند که امروز این را خواندم. هار ۳ یا بیشتر حتی.

 

 

وجود مبارک امام سجاد سلام الله علیه انسان را معرفی می‌کند:

 

اگر انسان‌ها تو را حمد نکنند، اگر نِعَم الهی را نشناسند، به مُنعِم اِسناد ندهند و آن را در جای مصرفش صرف نکنند «لَخَرَجُوا مِنْ حُدُودِ الْإِنْسَانِیةِ إِلَی حَدِّ الْبَهِیمِیةِ»*

 

معنای ﴿إِنْ هُمْ إِلَّا کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِیلاً﴾ که در قرآن آمده است، با تفسیر نورانی امام سجاد روشن می‌شود که چه کسی انسان است و چه کسی حیوان است. (کلیپ)

 

 

آیت الله جوادی آملی/ کنگره امام سجاد (علیه ‌السلام)/ تاریخ: ۱۳۹۳/۰۷/۲۵

 

*صحیفه سجادیه/ دعای اول بند نهم

 

«بیشرف زارچی حتی شیوه سوریه‌سازی را هم عیناً جلو می‌برد!

در بحران سوریه یکی از دلایل اجماع جهانی روی سوریه، دروغ به کارگیری سلاح شیمیایی علیه معترضان بود.

حالا این خائن مزدور که با نفاق تو دانشگاه شریف هیئت علمی بود به زبان انگلیسی می‌گه ایران سلاح شیمیایی زده.»

 

 

میلاد رضایی

 

 

«یادداشت‌های پراکنده پسا اغتشاش

شماره هفت:

سوزاندن ۲۵۰ مسجد و حسینه و امامزاده و مرکز مذهبی

یعنی با یک گروه سکولار دین‌ستیز غالباً جوان و نوجوان طرفیم که زورشون به حاکمیت دینی نمی‌رسه به جاش کینه‌شون رو سر نمادهای مذهبی خالی می‌کنن

این فرقه سکولار دین ستیز از دستگاه فرهنگی کشور کاملاً منقطع هستن

نه تلویزیون می‌بینن

نه از منابع رسمی و غیر رسمی خبری حاکمیت استفاده می‌کنن

تنها جایی که هنوز مجبور هستند با حاکمیت ارتباط بگیرن

مدرسه و دانشگاهه

بی تعارف بگم ما در جنگ فرهنگی شکست بدی خوردیم چون مسئولین تنگه احد نظام رو با خوش خیالی و لج و لجبازی رها کردن و سپردن دست سرباز دشمن. »

 

 

امیرحسین منصوری

 

 

پ.ن: نوشته بودم که همه چیز با «هوش مصنوعی» هماهنگ شده. امکانش هست. (+)

 

«خب الحمد لله اینجا هم دسترسی باز شد و واقعا متاسفم بابت این نحوه مدیریت اشتباه

در فضای مجازی سر تایید و دسترسی دادن هم رانت بازی شد و این دست افرادی بود که مدعی انقلابی بودن داشتند رخ داده است

هیچ چیزی که در این چند روز مشخص نباشه این مشخص شد که ما در هر جبهه‌ای شناگرهای خیلی خوبی داریم اگر ادای بچه پیامبر در می‌آورند بابت این بود که آب ندیده بودند

شما نمیدونید چه حجم عظیمی از رانت مالی در طی همین چند روز برای یک عده اتفاق افتاده اونم وسط جنگ جهانی رسانه‌ای علیه ایران و مردم این کشور

بماند که هرچی سالن زیبایی و لاغری و نزول‌خور همون روز اول دسترسی داشتند

افرادی که رسماً به عنوان سخنگوی رسانه‌ای جریان غرب‌گرای تسلیمی از بازگشت پهلوی می‌گویند دسترسی بین المللی داشتند

حالا اینها بماند می‌گوییم جریانی هماهنگ شده بود،  در بخش به قول معروف بچه انقلابی‌ها کی وقت کردین چنین شبکه پیچیده‌ای ساخته شود که کانال‌هایی که تا دیروز تبلیغات زرد پخش می‌کردند به اسم کانال حاکمیتی معرفی و تبلیغ‌ شوند و صدها هزار دنبال کننده جدید پیدا کنند که طرف میگه قیمت یک تبلیغ یک شبه آزاد 45 میلیون تومن است

واقعا کی به ذهنتون رسید؟ توی این فضا که جریان گفتمان اصلی رسانه‌ای که بار فرمان آتش به اختیار رهبری را در این سال‌ها کشید به صورت عجیبی سرکوب رسانه‌ای شد در حالیکه دشمن اینگونه بمباران رسانه‌ای انجام دادند

حالا ان شاء الله بزودی ابعاد مختلف این ماجرا را بازگو می‌کنیم ولی بازم برای من سوال هست کی وقت کردید چنین فکری کنید و چنین شبکه‌های شبهه مافیایی براه بیاندازید و از این شرایط ماهیگیری کنید

من فرض می‌گیرم نیت کلی دستگاه اجرایی مربوطه خیر بوده که از کمبود امکانات و زیرساخت چنین باگ‌هایی داشتند اما صحبت من اون جریان رسانه‌ای هست که خودش را عمار رسانه‌ای انقلاب معرفی می‌کردند چطور شد یک شبه آرمان‌های انقلاب تبدیل به مافیای نفس شما شد

افراد مسؤول در حاکمیت ایران باید در آینده نه تنها نگران دشمن و نفوذی و افراد سودجو باشند بلکه باید نگران تشکیل پدر خوانده‌های عمار گونه باشند

شاید فکر کنید تند صحبت کردم اما اگر می‌دانستید چه خطری از سر ما گذشت نماز شکر می‌خواندید. من مطمئن هستم حتی دشمن خارجی در این بخش غافلگیر شد ولی برای آینده قطعاً روی این قشر هم کار خواهد کرد و آن زمان است که تنها راه شما قطع کامل همه چیز هست چرا که دیگه خط قرمزی این وسط بین نوچه رسانه‌ای دشمن و جماعتی شناگر لحظه‌ای وجود ندارد

همینجا عرض می‌کنم من نسبت به اساتید عزیز و عزیزانی که دلسوزانه فعال بودند و لایق داشتن دسترسی بودند هیچ جسارتی نمی‌کنم. طرف صحبت من به افرادی هست که خودشان به خوبی می‌دانند چه کسانی هستند و با لباس میش به قول خودشان در حال کار تبیین هستند اما وقتی فرصت شد مانند همان دشمن خارجی که با رسانه به خودی‌ها هم رحم نکردند و مانند همان کسانی که به جان مردم افتاده بودند شروع به سواستفاده از مخاطب نگران کردند.»

 

 

میلاد رضایی (کانال ایران شهر خورشید)

 

«یادداشت‌های پراکنده پسا اغتشاش

شماره سه:

پیش از فتنه ۱۴۰۴ خودی‌ها هسته سخت نظام را به اسم تندرو و طالبان زمین‌گیر کردند و برای خودشیرینی گفتند هسته سخت کجا بود

هسته سخت نود میلیون نفره

 

درون فتنه ۱۴۰۴ سلطنت‌طلب و منافق و مزدور اجنبی هسته سخت نظام رو در خیابان سر بریدند

 

پس از فتنه ۱۴۰۴ صاحبان زر و زور و دهان هسته سخت نظام رو در فضای مجازی دوختند

 

ولی این قصه مظلومیت یه روزی تموم میشه. »

 

 

 

امیرحسین منصوری (کانال خط سوم)