مرا آفرید آن که دوستم داشت

وجود مبارک امام حسین (سلام الله علیه) فرمود: من «قَتِیلُ الْعَبَرَات» هستم؛ نه تنها یک اشک، بلکه آن‌قدر باید سیل اشک از شبکه‌های چشم بر گونه بریزد و از گونه عبور بکند، تا بشود «عَبَرات».هر اشکی که عبور نکرده است.

در قرآن کریم این تعبیر به صورت: ﴿أَعْینُهُمْ تَفیضُ مِنَ الدَّمْعِ﴾ است. لطیفه قرآنی این نیست که بگوید اینها زیاد گریه می‌کنند، لطیفه قرآنی درباره دو گروه است که: تمام دو شبکه چشم آنها را اشک فرا می‌گیرد و این اشک‌های پُر شده می‌ریزد به نحوی که گویا چشم می‌ریزد.

نفرمود: «دموع» آنها می‌ریزد، بلکه فرمود: ﴿تَرَىٰ أَعْینَهُمْ تَفِیضُ﴾ مثل اینکه چشم دارد می‌ریزد. این‌گونه از اشک برای سالار شهیدان رواست که آن می‌شود «عَبَرات».

 

آیت الله العظمی جوادی آملی/ سخنرانی محرم؛ تاریخ: ۱۳۹۵/۰۷/۱۹

 

اگر جامعه جاهل باشد، می‌شود باطل را حق جلوه داد. دستگاه شام اولین کاری که کرد این بود که یک شبیخون فرهنگی نسبت به جوان‌ها و دیگران به راه انداخت که حق را باطل و باطل را حق نشان دادند و حکومت انسان فریبکار فاسد را به عنوان دین ارائه کردند و اگر کسی مخالف حکومت یزید بود، او را به عنوان مرتد معرفی می‌کردند و مهدورالدم می‌دانستند.

حسین بن علی (علیه‌السلام) در مکه حق را تبیین کرد و دودمان اموی را رسوا نمود.

از امام سجاد (علیه‌السلام) پرسیدند چه کسی پیروز شد؟ فرمود: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاهِ، فَأَذِّنْ ثُمَّ أَقِم‏» اگر می‌خواهی بفهمی چه کسی پیروز شد، اذان و اقامه بگو؛ ما توحید را زنده کردیم، ما نبوت را زنده کردیم، ما خلافت و رسالت را زنده کردیم و برگشتیم، در حالی که آنها درصدد محو توحید، محو خلافت و محو رسالت بودند.

 

 

آیت اللها لعظمی جوادی آملی/ پیام موضوعی محرم؛تاریخ: ۱۳۹۷/۰۶/۱۶

 

حسین‌بن‌علی(علیهما السلام) معتقد است نه با باطل می‌توان کار کرد و نه با اختلاط حق و باطل می‌توان به هدف رسید. برای نیل به هدف، یک راه هست و آن صراط مستقیم است؛ نه باطل به مقصد می‌رسد و نه حق بعلاوه باطل راه گشاست، چون باطل، قبل از اینکه به دیگری خدمت کند، رخت بر می‌بندد: «فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیذْهَبُ جُفاءً»

به همین جهت حضرت، ابن زبیر را به سمت خود دعوت نکرد و از موقعیت سیاسی ابن زبیر هم استفاده نکرد، با اینکه ابن زبیر علیه حکومت وقت به مبارزه و قیام برخاست و می‌توانست کمکی به حسین‌بن‌علی(سلام الله علیهما) کرده باشد؛ ولی همان بیانی که حضرت به عبدالله ‌بن ‌حرّ جعفی فرمود: «وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُدًا» ما از انسان گمراه کمک نمی‌گیریم.

با همان روش، ابن زبیر را هم نپذیرفت. لذا یکی از بدترین دشمنان حضرت، خود ابن زبیر بود، زیرا ابن زبیر می‌خواست یزیدی برود و یزید دیگر بیاید؛ اما حسین‌بن‌علی(علیهما السلام) می‌خواست یزیدی برود و حسین بیاید. بین این دو طرز تفکر فرق‌هاست.

ابن زبیر مردم را به خود دعوت کرد؛ اما حسین‌بن‌علی(سلام الله علیهما) مردم را به خدا دعوت می‌کرد.

 

 

آیت الله جوادی آملی/ پیاده‌سازی سخنرانی محرم؛ ۱۳۷۹/۰۱/۱۹

 

«مامان و هانا دارند زیر نور چراغ قوه سایه بازی می‌کنند و می‌خندند. من پتوی تک شاخ را پیچیده‌ام دورم و توی تاریکی بالکن ایستاده‌ام. از پشت شیشه در بالکن می‌بینم که مامان دستهاش را تکان می‌دهد و سایه یک پرنده روی دیوار بزرگ هال پیدا می‌شود. هانا می‌دود سمت دیوار صدای جیک جیک در می‌آورد و نخودی و ریز می‌خندد. پرنده توی سایه کش آمده پاهای هانا گم می‌شود. خودم را عقب می‌کشم و می‌خزم گوشه‌ای از بالکن که پیدا نباشم و سیگارم را روشن می‌کنم. همه جا تاریک است چراغ همه خانه‌ها خاموش است. چشم می‌دوزم به آسمان. اگر بخواهند حمله کنند قبلش از آن آژیرهای قرمز توی فیلم‌ها می‌زنند؟ چقدر وقت داریم برای فرار؟ چند دقیقه؟ صدای آژیر قرمز توی گوشم میپیچد. از خواب می پرم جیغ می‌کشم و می‌دوم سمت در و از خانه می‌زنم بیرون. نفس نفس می‌زنم و پله‌ها را دوتا یکی می‌کنم تا برسم به خیابان. پیمان هانا را می‌پیچد لای پتوی تک شاخ و میزندش زیر بغلش. بعد با آن یکی دست مامان را از زمین بلند می‌کند و سه تایی می‌دوند سمت در. مامان دارد تند تند یک چیزهایی زیر لب می‌خواند. دعایی چیزی لابد. کیف بقا چی؟ کیف بقا را من برداشته‌ام. حتماً که زودتر از همه زده‌ام بیرون. پیمان و هانا و مامان را ول کرده‌ام و خودم تنهایی زده‌ام بیرون؟

صدایی توی گوشم سوت می‌کشد. صدای دزدگیر یک ماشین. دود سیگارم را به آسمان می‌دهم. پتو دورم است اما عرق کرده‌ام. پیمان آمده. سایه‌اش را کنار سایه هانا روی دیوار می‌بینم. پک دیگری به سیگار می‌زنم. سایه هانا توی سایه پیمان حل می‌شود. قبل از اینکه پیمان دنبالم بگردد و صدایم بزند لای در بالکن را باز می‌کنم و صدام را می‌برم بالا که توی بالکنم پیمان میام الان. سیگار لای انگشتهایم می‌لرزد. دلم یک یک دیگر می‌خواهد. به سرفه می‌افتم. همین که دود سیگار را می‌کشم توی سینه‌ام در بالکن باز می‌شود. پیمان است؟

 

از داستان کوتاه «کیف بقا که برای «حافظ» و همه بچه‌های ایران این روزها نوشته‌ام.»

 

نوشته فوق و توضیح از خانم ریحانه علویان همسر سعید کیایی به قول خودش «پسر معنوی نادر ابراهیمی» است. داستانی که در همین دو پاراگرافش چندین بار به سیگار و «دلم چیز دیگری می‌خواهد» تاکید و اشاره کرده است را برای بچه‌های همسن پسرش که در ایران این روزها زندگی می‌کنند نوشته است.

منشوری می‌خورد؟ نه. چاپ می‌شود؟ بله. چون همسر سعید کیایی است. چون کشف حجاب کرده و شعار زن زندگی آزادی را بلغور می‌کند و با وجود رأی دادگاه کانادا بر محکومیت هواپیمای اوکراینی، اصل نظام نشانه است. همانطور که خود سعید کیایی در فتنه ۸۸ مانده است. همانطور که در اولین دیدارمان در ۶ مرداد ۸۹ در کافه اعیان تبریز به من گفت نباید پست موتیفات انتحاری را می‌نوشتی. رهبر آدم بی‌سوادی است. من در یکی از دیدارها بودم. به یکی که شاعر بنامی بود گفت تو شعر هم می‌گویی؟ و با پوزخند سر تکان داد.

 

از وقتی این عکس صفحه اول روزنامه سازندگی مورخ ۷ خرداد را دیدم یک چیزی فراتر از آن چیزی که دیگران نوشتند اذیتم می‌کرد اما نمی‌دانستم چی. دیشب اما به ذهنم آمد. لباسی که تن سرلشکر/سردار باقری است.

 

همین.

«امام خمینی به سیاست دینی، نگاه هویّتی و معنایی داشت، نه نگاه عمل‌گرایانه و قدرت‌مآبانه. ازاین‌رو، معتقد نبود که ساختار سیاسی باید به هر بهایی تداوم یابد و باید برای استمرار آن، هر معامله و موازنه‌ای را پذیرفت.

سیاست او، دیپلماتیک به معنای تجدّدی‌اش نبود، بلکه سیاست انقلابی بود. در سیاست انقلابی، نباید به دیگری‌های هویّتی، مجال حضور در قدرت سیاسی را داد و به‌عنوان تکثّر و همبستگی و وفاق، انقلاب را سهمیه‌بندی و تکه‌تکه کرد و میان نیروها و جریان‌های سیاسی متعارض، تقسیم کرد.

انقلاب، یک حقیقت معناییِ واحد و یکپارچه است و باید کسانی زمام و عنان آن را به دست بگیرند که خلوص فکری نسبت به اصالت‌های اسلامی و انقلابی دارند. همین تعبیر خلوص، از جمله تعابیری است که در ادبیّات امام خمینی به چشم می‌خورد و ایشان بر آن، اصرار وافر داشت، اما امروز، به یک دشنام سیاسی تبدیل شده است و از انحصارگرایی حکایت می‌کند. این در حالی است که امام، تکثّر برون‌گفتمانی و بی‌ضابطه و عمل‌گرایانه را برنمی‌تابید و نمی‌خواست قدرت سیاسی، عرصۀ کنشگریِ دیگری‌های هویّتی بشود.

روشن است که در این حال، هم دایرۀ خودی‌ها محدود می‌شود و هم دیگری‌ها، معترض خواهند شد، اما این امر، تغییری در نظر ایشان ایجاد نکرد، بلکه برعکس، ایشان بر این باور بود که رویکرد سال‌های آغازین انقلاب که بر چنین تکثّر و تنوّعی دلالت داشت، غلط بود. آری، امام معتقد به آزادی بیان و فکر بود و در پی بنانهادن استبداد دینی نبود، اما تکثّر و تنوّع را در عرصۀ عمومی می‌دید و نه در عرصۀ رسمی و حاکمیّتی. قدرت سیاسی، باید بر خلوص هویّتی مبتنی باشد، اما عرصۀ اجتماعیِ بیرون از آن، معرکۀ مواجهات انتقادی و چالشی میان هویّت‌ها و رهیافت‌هاست. در ذهن امام، چنین تفکیکی وجود داشت و امام، حکم عرصۀ عمومی را به عرصۀ حاکمیّتی تعمیم نمی‌داد. آن حجم جدّی و تأمّل‌برانگیز از حسّاسیّت امام خمینی نسبت به لیبرال‌ها، در دورۀ پس از ایشان، به فراموشی سپرده شده و به‌تدریج، خودی‌های دیروز، غیرخودی‌های امروز شدند و خطِ لیبرالیسم را در حاکمیّت رقم زدند.

ازاین‌رو، جمهوری اسلامی از سوی کارگزارانش ضربه خورد؛ کسانی‌که احساس می‌کردند دورۀ انقلابی به سر آمده و با رحلت امام، باید تجدید نظر کرد.» (+)

 

اگر از استعدادهای حمله خود به موقع استفاده نکنید درواقع آنها را به دشمن هدیه داده‌اید. 

 

تحلیل اختصاصی

 

برگ‌های برنده‌ بزرگ نظامی، اگر در زمان مناسب استفاده نشوند، به مرور نه تنها خاصیت بازدارندگی خود را از دست می‌دهند بلکه به نمادهایی از قدرت نظامی پوسیده یک کشور تبدیل می‌شوند. 

در دنیای جنگ‌های مدرن، تنها داشتن ابزار کافی نیست؛ استفاده به‌موقع از آن‌هاست که معادلات را تغییر می‌دهد.

حمله امروز اوکراین منجر به نابودی قطعی بیش از ۴۰ بمب‌افکن استراتژیک روسیه شد. می‌توان گفت روسیه یکی از جدی‌ترین ابزارهای تهدید متعارف خود، یعنی احتمال حمله گسترده با ۴۰۰ تا ۵۰۰ موشک کروز، را از دست داد. 

این تهدید، سال‌ها به‌عنوان برگ برنده در مقابل هرگونه تحرک ناتو روی میز روسیه باقی مانده بود، اما هرگز عملی نشد.

این تهدیدی بود که هر وقت مقامات انگلستان درباره روسیه صحبت می‌کردند مقامات نظامی روسیه به آن اشاره کرده و می‌گفتند روسیه می‌تواند با یک حمله این کشور را از روی نقشه حذف کند. 

فکر می‌کنید ناتو به صورت خیلی اتفاقی به اسم اوکراین به این توان عملیاتی عظیم حمله کرده‌اند؟ 

دقیقا زمانی این عملیات انجام شد که تصاویر ماهواره‌ای نشان داده بودند این هواپیما ها در کدام پایگاه دور هم گرد آمدند. 

این دکترین تهدید خالی که اتفاقا در ایران هم به صورت گسترده اجرا شده است را باید کنار گذاشت چراکه در مقابل، دکترین نظامی آمریکا، ناتو و اسرائیل همواره بر «تهاجم پیش‌دستانه» و استفاده سریع از قدرت تمرکز داشته است. 

آن‌ها معتقدند هر زمان که فرصت را ببینند باید از آن استفاده کرده و ضربه بزنند ؛ حتی اگر بعداً مجبور شوند هزینه‌اش را پرداخت کنند. این هزینه ارزش پرداخت کردن را دارد. 

در حمله به سفارت ایران و شهادت سید حسن نصرالله دقیقا همین اتفاق رخ داده است. 

اما شما می‌بینید در کشور ما و حتی روسیه سیاسیون غرب‌گرا مسؤل جلوگیری از اجرای چنین سیاستی توسط حاکمیت‌ها هستند. 

آنها توسط ابزار رسانه و با کلید واژه‌هایی مانند تله تنش سعی می‌کنند پرهزینه‌ترین تاکتیک ممکنه یعنی صبر استراتژیک را نهادینه کنند. یاد آور می‌شوم این تاکتیک صبر استراتژیک مانند هر تاکتیک دیگری در زمان خودش خوب بود اما وقتی از حد بگذرد دیگر همه چیز تغییر می‌کند. 

عمدتاً کشورهای شرق، به‌ویژه روسیه، با تعلل و امید به بازدارندگی سنتی، همیشه مرتکب تکرار یک اشتباه تاریخی می‌شوند و آن فرصت دادن به دشمن است. 

باید به این شعار باور داشته باشید که: 

اگر سلاحی دارید، از آن استفاده کنید؛ اگر ندارید، یکی پیدا کنید.

این منطق جنگ مدرن است؛ جایی که فقط قدرت داشتن کافی نیست، باید جرات به‌کارگیری‌اش را هم داشته باشید.

 

خرداد ١۴٠۴ 

میلاد رضایی 

 

انتشار تحلیل تنها با ذکر نام و درج لینک سالم منبع مجاز است.

 

شیخ انصاریان که فروردین امسال ار حمایت از پزشکیان توبه کرده بود امروز توبه را با همنشینی با پدر فتنه و ابطحی شکست.

 

آقای مهدی جمشیدی نوشته:

دو سال پیش از مشابهت تئوریک شیخ حسین انصاریان با جان لاک – پدر لیبرالیسم – در باب نظریۀ تساهل(tolerance) نوشتم. پامنبری‌هایش به من حمله‌ور شدند. امروز همان تساهل، آنچنان بسط یافته که به عکس یادگاری با محمد خاتمی – یکی از سران فتنه – انجامیده.‌ منطق حسین‌بن‌علی -علیه‌السلام- مرزبندی بود یا هم‌نشینی؟

 

 

 

*شیخ بهایی

ما دو سال است که جنگ را انکار می‌کنیم. نمی‌خواهیم باور کنیم چطور می‌شود در جنگی پیروز شد که وجود ندارد؟

چطور می‌شود در خواب جنگید؟ این دستاوردسازی برای اسرائیل نیست؟

زنجیر خواب رویا، توهم و هوس؛ هرگونه انقطاع از واقعیت هزینه‌زاست. دیر یا زود، دور یا نزدیک صدایش در می‌آید.

همانطور که پایان مسیر رویاپردازان به قتل نصرالله رسید، پایان مسیر خواب‌آلودگان هم می‌تواند تلخ باشد.

خواب‌آوران فکر می‌کنند جامعه را آرام می‌کنند. اما نمی‌فهمند تصویر پرچمداری بیدار در میان جمعیتی خواب چقدر برای اسرائیل هوس‌انگیز است.

 

 تحلیل سیاسی جدید سلمان معمار را در وبلاگم با عنوان در جستجوی واقعیت از ورزقان تا بندرعباس قرار دادم. خیلی طولانی است ولی می‌ارزد که بخوانید. من هم برای تبدیل توییت به پست در وبلاگم خیلی زحمت کشیدم. خلاصه که اینطوری. (اینجا

 

پرنس بالکونسکی معتقد بود که سرچشمه همه عیبهاى آدمى دو چیز است: یکى بیکارى و دیگرى اعتقاد به خرافات، و دو فضیلت نیز بیشتر وجود ندارد: یکى کار و دیگری‌ خرد.

 

لئون تولستوی/ جنگ و صلح/ جلد اول/ ص.۱۴۶

 

 

آه دوست عزیز،‌ کلام منجى آسمانى ما که می‌گوید عبور شترى از چشمه سوزن آسان‌تر است تا ورود ثروتمندى به ملکوت آسمان، حقیقتى هولناک است*. اگر از من می‌پرسیدند که بزرگترن آرزویم چیست می‌گفتم این است که بی‌چیزتر از بی‌چیزترین مستمندان باشم.

دوست عزیز از بابت کتابى که برایم فرستاده‌اید و مى‌گویید که آنجا غوغا کرده است هزار بار متشکرم. با این وصف از آنجا که به قول خودتان با وجود چنین حسنى که دارد بعضى چیزها نیز در آن هست که دست یافتن به آنها براى ادراک نارساى انسان دشوار است، به‌ نظر من اشتغال به مطالعه کتابى نامفهوم کار بی‌ثمرى است زیرا به‌ همین علت هیچ نتیجه‌ای براى خواننده در بر نخواهد داشت.

هرگز نتواسته‌ام علاقه سودایى بعضى را به‌ پریشان ساختن ذهن خود با مطالعه کتب عرفانى بفهمم. این کتب در ذهن آنها تردید پدید می‌آورد و به تخیلات آنها بال و پر می‌بخشد و به آنها کیفیت گزافه‌گونه‌اى می‌دهد که با سادگی مسیحیت به کلى ناسازگار است، بهتر است انجیل و شرح مصائب قدیسان را بخوانیم و در پى نفوذ به کنه دشواریی‌هاى اسرارآمیز آنها باشیم، زیرا گناهکاران بینوایى که ماییم، چگونه جرات داریم‌ آرزو کنیم در بند این قالب جسمانى و از پشت این حجاب نفوذناپذیرى که تن میان ما و ابدیت آویخته است به اسرار مهیب و مقدس مشیت الهى راه یابیم؟

پس بهتر است به مطالعه اصول والایى که منجى آسمانی ما براى رفتار و کردار ما در این جهان وضع کرده أکتفا کنیم و در پی آن باشیم که زندگی خود را با آنها سازگار سازیم و از آنها پیروى کنیم و به خود بقبولانیم که هر قدر به اندیشه نارسا و ذهن ضعیف انسانى خود کمتر پر و بال بدهیم خداوند که هر گونه علم ناشى از غیر خود را مردود می‌داند، از ما خشنودتر خواهد بود و هر قدر کمتر بکوشیم که در آنجه او مصلحت دیده از آگاهى ما پنهان دارد تعمق کنیم او خود آنها از طریق ذات نور خود بر ما مکشوف خواهد داشت.

 

همان/ ص. ۱۵۳

 

 

* در آیه ۴۰ سوره مبارکه اعراف می‌فرماید: قطعاً کسانی که آیات ما را تکذیب کردند، و از پذیرفتن آنها تکبّر ورزیدند، درهای آسمان بر آنان گشوده نخواهد شد، و در بهشت هم وارد نمی‌شوند مگر آنکه شتر در سوراخ سوزن درآید، این گونه گنهکاران را کیفر می‌دهیم.

در انجیل لوقا باب ۱۸، آیه ۲۸. نیز آمده است: «ورود شتر به سوراخ سوزن، آسان‌تر از ورود سرمایه‌داران و دولت‌مردان به ملکوت اعلى است».

 

** نگارنده نامه پرنسس ماریا فرزند پرنس بالکونسکی و تحت تعلیم اوست. پدر و پسر و دختر را دوست می‌دارم.

 

این میل به نامه‌نگاری را که در سرتاسر کتاب بین افراد خانواده‌ها و یا دوستان می‌بینم یاد علاقه‌ام به نامه نوشتن می‌افتم. چه نامه‌های نوشتم برای کسانی که لایقش نبودند.