- ۱۸ بهمن ۰۴ ، ۰۷:۵۴
- ۱ نظر
کسالت و تنبلی و بهانه تراشی در امور مختلف مادی و معنوی مورد مذمت بسیار اسلام قرار گرفته است و یکی از نشانههای آن به تاخیر انداختن است که در اصطلاح به آن تسویف میگویند.
تسویف یعنی به رغم آگاهی به لزوم انجام کار مهم و درک اهمیتش آن کار را به تأخیر میاندازیم و با تنبلی و امروز و فردا کردن از انجام آن کار سر باز میزنیم.
تسویف از دامهای شیطان شمرده میشود و امام باقر علیهالسلام ما را را از غرق شدن در دریای مرگبار تسویف برحذر می دارد: «وَ إِیَّاکَ وَ التَّسْوِیفَ فَإِنَّهُ بَحْرٌ یَغْرَقُ فِیهِ الْهَلْکَى»
حجت الاسلام والمسلمین رفیعی
تا دلتان بخواهد مبتلایش شدهام. گاهی به سالهای گذشته که فکر میکنم میبینم رفته رفته بیشتر در این دریای هلاکت فرو میروم و جز این نیست که هر چه میگذرد طناب و زنجیر شیطان برای کشیدنم نازکتر میشود. خودم را گرفتار کردم به «تفنن» به اسم «تعهد» و به تماشا نشستم. حالا کاش این تفنن «نان و آبی» داشت برایم. دلم را خوش کردم به هیچ و غافلم از ابدیتی که در پیش است. از سفری بی توشه و پر حسرت.
یادم هست ده سال پیش روزی حداقل یک جزء قرآن کریم میخواندم. دوره دانشجویی تا سالها دعای توسل مونسم بود. تا وقتی درگیر اسپاسم شدید و هیولا و سل نشده بودم عادت داشتم به نیتهای مختلف صلوات میفرستادم. تا برنگشته بودم تبریز شبها، سفارش حضرت محمد صلوات الله علیه وآله به حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را انجام میدادم و...
حالا نه. فرتوت شدم. دارم از جیب میخورم. هم برای این «تعهد تفننی» که خریدار ندارد و هم اوقات شریفی که به تماشا میگذرانم و بدی ماجرا این است که میدانم و آگاهانه از جیب میخورم. دیگر بهانهای که اینجا به درد میخورد، ظاهراً البته، آنجا به درد نخواهد خورد. اگر جاهل و نادان بودم شاید، ولی عذری نیست. هیچ برای سفری ابدی.
هلاکت.