مرا آفرید آن که دوستم داشت

۱۳۶ مطلب با موضوع «مذهبی» ثبت شده است

یکم: روزگار غریبی است. یک مدتی در ویراستی غم شدیدی داشتم که در اتاقی که حضور داشتم به ساحت حضرت عیسی علیه‌السلام جسارت شد و دو آخوند حاضر (ماجد الحمدانی و مبین جعفری) علی‌رغم کامنت‌ها و اعتراض من از این پیامبر زنده دفاع نکردند، یا در اتاقی همین جناب مبین جعفری برای بالا بردن مقام حضرت زهرا سلام الله علیها، حضرت مریم علیها سلام را در حد «خدمتکار معبد» با دو سه مرتبه تأکید پایین کشید. حالا جلویم به راحتی به مقام و نبوت و شخصیت حضرت محمد صلوات الله علیه وآله مکرر توهین می‌شود و نمی‌توانم حرف بزنم. چون طرف هیچی بارش نیست دوم اگر بخواهم مقابله کنم به ساحت حضرت عیسی علیه‌السلام و مادرش باید جسارت کنم.

چقدر اینستاگرام می‌تواند به راحتی کسی را که تا ماه رمضان سال گذشته نماز و روزه‌اش به راه بوده، از دین خارج کند؟ نمونه کوچکش شک و لرزه هر چند ثانیه‌ای خودم موقع تماشای مستند دن گیبسون: پترا یا مکه؟ (+) روزگار غریبی است. خدا به من صبر عنایت کند و مرا با مکر خود به امتحان نکشد. (دعا از امام سجاد علیه‌السلام است.)

دوم: روزهای اول از اغتشاشات شاکی بود. تعریف کرد که ناخن‌کارش به خانواده می‌گوید سالن شلوغ است و بلند می‌شود می‌رود نازی‌آباد. نصیحتش کرده دخترک گفته «وجدانم اجازه نمیده اونا کشته شن من بشینم خونه!» تا شنبه که فهمیده دو تا از کارگران شرکت کشته شدند و رفته دیدن خواهرش که از مبارزان زیر لحافی است و حسابی تغییر عقیده داده. می‌گفت علیرضا تک پسر بود و چقدر تا لحظه آخر رئیسش گوشزد کرده نرود، ولی رفته و کشته شده. طبق گفته او، کارگر دوم پدرش بازنشسته سپاه بوده و جنازه پسرش را گرفته برده کرمانشاه دفن کند، و چون توسط مأموران برداشته شده بود پول بابت خسارت به اموال عمومی ازش گرفتند. یکی دیگر هم هست که فقط متوجه اسمش شدم، مهرداد نامی. می‌گوید اتیکت جنازه‌ها را کندند و مردم باید بین جنازه‌ها دنبال عزیزشان باشند (سوال: چرا روی سینه متوفی نمی‌نویسی همکار محترم؟) در نهایت که مهرداد را پیدا کردند، گفتند یا بگو بسیجی بوده رایگان دفن شود یا آنقدر برو بیا که تحویلت بدهیم.

همین راوی می‌گوید در باشگاه می‌گفتند یک میلیارد می‌گیرند تا جنازه را تحویل بدهند و راوی گفته چرند است چون از مرده ما (همان علیرضا) پولی نگرفتند.

سوم: دوشنبه با دوست آ.ب مثبتم تماس گرفته بودم برای زحمتی برای همسرش، گفت یکی از بستگان دور همسرش درست جلوی چشم سه فرزندش موقع پیاده شدن از ماشین موقع برگشتن به خانه با شلیک گلوله به سر شهید شده. مادر سه فرزند. در کوچه هم مأموری نبوده. به همین راحتی.

خانم شریفی هم می‌گفت یکی از بستگان دور رفته بود برای تزریق آمپول گلوله خورده است و تمام.

تسبیح می‌گفت پسر همسایه که سال ۴۰۱ عفو خورده بود مجدد دستگیر شده، گفتند نیایید دنبالش. دختر دیگری همچنین. گویا اعلام شده دستگیر شدگان پس از هجدهم دی مشمول اشد مجازات خواهند شد.

جان‌های عزیز، تر و خشک، گناهکار و بی‌گناه به خاطر چه کسی؟ واقعاً رضا پهلوی؟ خودتان خنده‌اتان نمی‌گیرد؟

سال ۴۰۱ زینب خزاعی نوشته بود «آخرین بار که اینترنت قطع شد فلان نفر کشته شد الآن خدا می‌داند.» آخرین بار منظورش ۹۸ و فتنه بنزین روحانی بود.

چرا هر وقت اصلاحات سر کار است به قول راوی بند قبل «کامیون کامیون جنازه» تولید می‌شود؟ چرا وسط این جنگ علنی، عراقچی پالس مذاکره می‌فرستد؟

چهارم: مهدیه می‌گوید عمه از وقتی اینترنت قطع شده بیسوادی معلم‌ها، حتی معلم‌های دولتی عیان شده. می‌گوید یکی پرسیده جمع «شکوه» چی می‌شود؟ شکوه‌ها؟ فقط این نیست. متأسفانه در وبلاگ‌های باقیمانده هم آنچه می‌خوانم فاقد پشتوانه تاریخی است. معلم‌هایی که دنبال می‌کنم حتی متوجه اشتباهات نوشتاری (قابل اغماض) و غلط‌های املایی (غیر قابل قبول) در نوشته‌هایشان نیستند. نوشته‌ها «احساسی» هستند تا مستدل. آشفته و ترسیده از ضعف که خب طبیعی است.

سال ۴۰۱ کسی درباره اینکه چرا به «فلسطین» پول می‌فرستیم و چرا جوان‌هایمان می‌روند جنگ داعش شبهه آورد. ازش پرسش‌هایی کردم برای پاسخ دست برد به گوشی، گفتم نه، بدون گوشی صحبت می‌کنیم. پاسخی نداشت. مثل دوستانی که برای نوشتن یک پست تحلیلی لنگ می‌زنند که دسترسی به نت ندارند. خودم معلومات پسا نت و مبتنی بر فضای مجازی‌ام جز مواردی که پیش‌تر مطالعه «کتاب محور» داشتند بسیار غیر منسجم هستند اما، موضوع این است که همیشه دنبال چیستی و کیستی بودم و آنچه آموختم را با «نوشتن» به حافظه طولانی مدت تبدیل کردم. با پرسش و تطبیق رد یا تایید کردم. اصلاً بحث «منیٓت» نیست. دارم انتقال تجربه می‌کنم.

یکبار در پستی نوشته بودم که بچه‌ها سوالاتشان را بیشتر از این که از «مادر» بپرسند، از «پدر» می‌پرسند. چرا مادرها چنین وجهه‌ای پیدا کردند؟ چی شده که مادر که بیشتر از پدر با کودک در تعامل است از طرف کودک «مرجعیت علمی» ندارد؟ چرا تسبیح و سیب این قاعده را شکسته‌اند ولی تو مخاطب مؤنث من نتوانستی؟ چرا فرزندت مرجعش می‌شود معلم، چرا آنقدر روی خودت کار نکردی که فرزندت «پرسشگر» بار نیامده و چرا تو از قافله شبهات عقب افتادی؟

و چرا نیاموختیم که می‌شود از یک کودک یا پیر دنیا دیده آموخت؟

اگر فرزندی داشتم می‌توانستم وقتی ادعا کرد مسیحی شده یا زمین تخت گرا، با او صحبت کنم و پرسشگرانه پیش بروم و مستقیم یا ترجیحاً غیر مستقیم با «حقیقت» رو در رو کنم؟ اگر فرزندی داشتم می‌توانستم او را طوری بار بیاورم که با «بدان» ننشیند و «خاندان نبوتش» را گم نکند؟ پیامبر درونم پرورش یافته است؟ طبیب سراسیمه وصل به وحی و صبور هستم؟

به قول دکتر شریعتی «پدر مادر ما متهمیم».*

 

حسین بن على علیه‌السلام از کربلا به محمّد بن على نوشت: «به نام خداوند رحمتگر مهربان. از حسین بن على به محمّد بن على و دیگر فرزندان هاشم. امّا بعد: دنیا چنان است که گویى هرگز نبوده است و آخرت، چنان است که گویى همواره بوده است! بدرود».

 

وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ (۹۳)

و هیچ پیامبرى را در هیچ آبادى نفرستادیم، مگر آنکه مردم آنجا را گرفتار سختى‌ها و بلاها ساختیم، تا شاید به زارى (وتوبه) درآیند

ثُمَّ بَدَّلْنَا مَکَانَ السَّیِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى‏ عَفَواْ وَقَالُواْ قَدْ مَسَّ ءَابَآءَنَا الضَّرَّآءُ وَالسَّرَّآءُ فَأَخَذْنَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ (۹۴)

سپس به جاى ناخوشى، خوشى قرار دادیم تا آنکه فزونى یافته و انبوه شدند و گفتند: به پدران ما نیز (به طور طبیعى) رنجها و خوشى‌ها رسیده بود (و این حوادث تلخ و شیرین، نشانه قهر یا لطف خدا نیست). پس آنان را ناگهانى (با قهر خود) گرفتیم، در حالى که درک نمی‌کردند.

سوره مبارکه اعراف

 

«اینجانب هیچگاه نگفته و نمی‌گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می‌شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی‌انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی‌کنند؛ لکن عرض می‌کنم که قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی کردن این کشور می‌کنند و ملت ده‌ها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشکالتراش و کارشکن به کمک بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعتر خواهد بود.

اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدار شده و متوجه مسایل است و در صحنه حاضر است، آمال انسانی-اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید و کجروان و اشکالتراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند.

من با جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر، بهتر از ملت حجاز در عهد رسول‌الله(ص) و کوفه و عراق در عهد امیرالمومنین و حسین بن علی (صلوات الله و سلامه علیهما) می‌باشند.

آن حجاز که در عهد رسول الله(ص) مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی‌کردند و با بهانه‌هایی به جبهه نمی‌رفتند که خداوند تعالی در سوره توبه با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمومنین(ع) آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا(ع) آن شد که شد و آنان که در شهادت دست، آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد.

اما امروز می‌بینیم که ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه‌ها و مردم پشت جبهه‌ها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاری‌ها می‌کنند و چه حماسه‌ها می‌آفرینند و می‌بینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمک‌های ارزنده می‌کنند.

می‌بینیم که بازماندگان شهدا و آسیب دیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره‌های حماسه آفرین و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینان بخش با ما و شما روبه رو می‌شوند و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان. در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم(ص) هستند، و نه در محضر امام معصوم(ع).

انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه مفتخریم که در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم.»

 

بند «ج» وصیتنامه امام خمینی رحمه‌الله علیه

 

پ.ن: کاش قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی کردن این کشور می‌کردند امام جان. متأسفانه به قول استاد رحیم‌پور ازغدی سالهاست مسئولین دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی هستند اما امام و امت اجازه نمی‌دهند. مخلص کلام همین شعار همیشگی که «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده».

 

خط تاریخی: در بررسی وقایع خشونت بار حملات تروریستی اخیر توجه به خط سیر «تولید خشونت» بسیار اهمیت دارد و حتی به پیش از انقلاب اسلامی ایران برمی‌گردد. درست به واقعه کودتای ساقط کردن دولت ملی مصدق با شعبون بی مخ‌ها و پری بلنده‌ها، درست به دخالت سیاسی و کودتای ملکه محبوب دوست سابق که امیدوار بود کیت میدلتون در همان مسیر کار انقلاب امت ایران را یکسره کند و پهلوی قشنگش را برگرداند.

 

در طول انقلاب اسلامی آنچه به عنوان آسیب به اموال عمومی و مبارزه مسلحانه دیده می‌شود هم مربوط است به خط فکری گروه‌های افراطی مانند پیکار و مجاهدین خلق و... نه الزاماً آنچه امام خمینی ره مد نظر داشته که اسناد مکتوب آن در روزنامه‌های همان دوران موجود است. آنچه هرگز توسط امام خمینی ره تأیید و پیگیری و سفارش قرار نگرفت آسیب به اموال عمومی و مبارزه مسلحانه و ترور یود، همان که موچب کینه جویی و سهم خواهی و آشوب و جنگ شهری در اوایل پیروزی انقلاب شد.

 

خط فکری: لذا در سال‌های پس از اتمام جنگ تحمیلی و پس از درگذشت بنیانگذار انقلاب و شروع زعامت رهبر انقلاب تغییر ریل زیستی، فکری و سیاسی آرمانی انقلاب توسط غربق استخر فرح برای«سازندگی» به سمت طاغوتی شدن و ارتجاع کشیده شد. «سازندگی» «اصلاح طلبی» را زایید و پروراند و خشونت درست همپای اصلاح‌طلبی آغاز شد. ترور و آشوب برای سهم خواهی جا اندازی شد و نوک پیکان اتهامات همیشه به سمت یک نفر بود: امام خامنه‌ای.

 

حذف «ولی فقیه» به اتهام «دیکتاتوری» توسط آنچه لیبرالیسم رفسنجانی پی ریزی کرد و با نقاب اصلاح طلبی پیش برد، تا به امروز و این ساعات جز انداختن کشور به ورطه سقوط و «کودتای الیزابتی» نبوده است. دست پرورده انگلیس یعنی منوچهر فریدون یا همان حسن روحانی آخرین «نفس راحت» رفسنجانی برای تقابل و مقابله رو در روی امام و امت، در استخر فرح پس داده شد و هشت سال رکود همه جانبه نافرجام اما ریشه زده در شاخ و برگ درخت تناور انقلاب اسلامی با معجزه روی کار آمدن شهید رئیسی هم نقش بر آب شد.

 

شهید رئیسی گر چه نتوانست به طور کامل از شر لیبرالیسم اقتصادی و فرهنگی رها شود و گریبانگیری‌اش با انتخاب وزرای ناکارآمدی در بخش فرهنگی و اقتصادی به خاطر «باج سبیل» ضریب موفقیت‌اش را گرفت و ضعف عمیق رسانه‌ای دولتش که بارها توسط رهبر انقلاب گوشزد شد جدی گرفته نشد (بیابید خط را) باعث کاهش چشمگیر و قابل پیش‌بینی اقبال از انتخابات ریاست جمهوری شد.

 

خط فکری خشونت زایی در دولت سیزدهم به بهانه معیشت و حجاب ادامه یافت. همان هتک حرمت مساجد و حوزه‌های علمیه و «قرآن سوزی» و کشتار بی‌رحمانه نیروهای امنیتی و بسیج در کف خیابان. و مثل همیشه بدون محاکمه و مقابله قضایی جدی. بدون مصادره اموال اغتشاشگران و چهره‌های مشوق خشونت. «رأفت» نخ نمای قوه قضاییه هر بار یک «پالس ضعف» ارسال کرده است: «هتل زندان اوین» همان که فرزند رفسنجانی چند روز قبل از شروع اعتراضات منجر به خشونت با لباس رزم آمریکایی گفت.

 

خط عملی: حملات تروریستی هر چند در ابتدا در حاشیه  اغتشاشات رخ می‌داد، در سال ۴۰۱ وارد بطن شد. حالا که «سایه جنگ» «روحانی الیزابتی» در دولت سوم به خود جنگ تحمیلی دوم انجامید آن هم درست بعد از اظهارات ظریف در اجلاس داووس مبنی بر اینکه «اگر رقیب انتخاباتی ما پیروز می‌شد حتماً جنگ می‌شد.» و برخلاف پروژه «بسم الله الرحمن الرحیم» توییتری، آنچه مد نظر بود رخ نداد و برعکس رهبر انقلاب و در واقع نهاد «ولایت فقیه» محبوبیت و اقندارش را بازیابی کرد، حتی میان کشف حجاب کرده‌ها، دیگر گاماس گاماس پیش رفتن جوابگو نبود. رشته‌ها پنبه شده بود. حالا وقت حاشیه نبود، نبوی اعلام کرد و «گورباچف ایران» از «بازار» شروع کرد و جراحی خونبار آغاز شد.

 

حالا وقت تجزیه بود، خشونت حاشیه‌ای لوث شده و کارآمد نبود. وقت نبرد خیابانی پیش از حمله بود. آن هم با شعار «این آخرین نبرده پهلوی برمی‌گرده» نه «حجاب بهانه است اصل نظام نشانه است». عجیب اینکه در همین حال که ترامپ از «سس تپلی» اظهار گذر می‌کند، ایلان ماسک ایموجی پرچم جمهوری اسلامی ایران را به شیر و خورشید پهلوی تغییر می‌دهد. اما اتفاقات اوکراین و ونزوئلا نشان داد ترامپ دست اپوزیسیون را در پوست گردو می‌گذارد و آنچه در ایران پس از براندازی رخ خواهد داد نه پهلوی یا رجوی که «روحانی» است.

 

به شباهت کامل اغتشاشات دهه نود دو دولت روحانی و حملات تروریستی اخیر دقت کنید. رفتار اغتشاشگران در هر دو بسیار رادیکال است. روح الله زم به صراحت می‌گوید ما کمک کردیم روحانی سر کار بیاید چون فقط «او» می‌توانست اوج خشونت را ایجاد کند. قطع کامل اینترنت و حجم بالای کشتار از هر دو طرف. البته با طرح‌ریزی پیشاپیش خلع سلاح نیروی امنیتی و تجهیز عجیب و عظیم گروه‌های خاص از دو گروه عمده بهائیان و منافقان که بدون ترس و در امنیت نفرگیری کرده بودند و با تمهیدات وزیر جوان بستر تلگرام پهن شده بود. تنها «منوچهر فریدون» می‌توانست مردم را به خشم آورد و در خشم نگه دارد.

 

در «دولت سوم روحانی» که با وعده رفع فیلتر تلگرام روی کار آمد، بدنه کابینه و نهادهای دولتی با منافق و فتنه‌گر بسته شد و پزشکیان از روزهای ابتدایی با این گزاره که «رهبری کمک کرد تأیید صلاحیت شوم» در تمام گفتگوهای رسمی و غیر رسمی که به مدد رسانه بلدی این فرقه بازتاب می‌یافت علنی و بی‌واهمه حتی در مناظره انتخاباتی به راحتی از حضور هر طیف برانداز محور در ستادهایش سخن می‌گفت.

 

قالیباف که به قول سعید قاسمی «روحانی در لباس خودی» است در تمام طول مناظرات انتخاباتی تا تأیید کابینه با دروغ «تأیید رهبری» (+) تا عدم ابلاغ قانون حجاب و عفاف، تا «برجام منطقه‌ای» و «تضعیف مقاومت» با نفوذ در بدنه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیش رفت و فاجعه «جنگ ۱۲ روزه» پیش آمد.

 

«مجلس روحانی» به همراهی «دولت سوم روحانی» ادامه داده و خواهد داد. «این آخرین نبرده». رهبر انقلاب مدتی است تنها با مردم سخن می‌گوید. راه احتجاج با ملت هنوز برخلاف مسئولان بسته نشده است. روحانی آن چنان در زمان صدارت با آسودگی خلاف دستورات رهبر انقلاب بی هزینه سخن گفته که در جانشینی رهبری هم بی هزینه پیش برود. قبلاً اینجا و فضاهای دیگر نوشته‌ام که تقریباً قریب به اتفاق مسئولان خصوصاً پزشکیان، اژه‌ای و قالیباف واو به واو کلید واژه‌های خط تاریخی، فکری و عملی «روحانی الیزابتی» را در مصاحبه‌های داخلی و خارجی بیان و با جدیت دنبال می‌کنند.

 

این بازی تمام نشده است. این بازی از نظر ستون بندی و تنظیم قواعد و یارگیری فراتر از دخالت نظامی خارجی در حال اجرا است. نه اینکه نه تنها «سایه جنگ» که خود گزینه «جنگ» محتمل نباشد که قوی هم هست بلکه خود بازیگران داخلی با یقین به «این آخرین نبرده» در حال پیشبرد منویات «رهبری» خود هستند. اینکه روحانی از «گندم ری» بخورد یا نه بستگی به علمای «سلیمان بن صُرَد خُزاعى» و «مختار ثقفی»های نظامی و زنان کوفه و مردانش دارد. بالطبع  «قیام توابین» و «قیام مختار» بعد از فتح نرم کوفه توسط ابن زیاد و «روز واقعه» و اسارت زنان و در بازار چرخاندن آنها هیچ سودی برای «علی بن حسین» نداشت.

 

ما نزدیک قله‌ایم. اگر فریب بخوریم «ظهور» باز هم عقب خواهد افتاد حتی اگر «معبد سلیمان» ساخته شود.

 

آتش زدن اماکن مقدس را معمولا ۲ گروه انجام می‌دهند:

بهائی‌ها

باستان‌گراهای افراطی

 

بهایی‌ها که تکلیفشان مشخص است، اما باستان‌گراها؛ هر جایی که باستان‌گرایی بیشتر رشد کرده، توهین به مقدسات هم بیشتر است.

 

کانال پژوهشی آرتا (+)

 

توضیح اینکه گودرزی مجسمه‌ساز که پیاده‌روی تک نفره به سمت مقبره کوروش راه انداخته بود توسط صاحب این کانال ضایع شد و برگشت.

حالا هی رائفی‌پور و جناب قاسمیان بدون منبع و مدرک ضریب بدهند به باستان‌گرایی. بهائیت که بماند.

 

زینب کبری، نمونه و نموداری از انسانیت است. حقیقت زن و حقیقت مرد که روح مجرد است، فرقی نمی‌کند.

اگر عقیله بنی‌هاشم زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) مورد تکریم ویژه امام زمانش، وجود مبارک سجاد (سلام‌الله‌علیه) است، برای آن است که:

حقیقت انسانیت را خوب یافت و بر اساس آن حقیقت انسانیت عمل کرد.

از این‌رو، در همه حال جلال و شکوه ذات اقدس اله را یادآور می‌شود... «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلاً»

 

(فیلم)

 

آیت الله جوادی آملی/ پیام موضوعی: زینب کبری/ تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۰۱

 

امیرالمومنین در قسمتی از نامه به امام حسن علیه‌السلام می‌فرماید: «فَإِنْ أَشْکَلَ عَلَیْکَ شَیْءٌ مِنْ ذَلِکَ فَاحْمِلْهُ عَلَى جَهَالَتِکَ». اگر درباره جهان و تحولات روزگار چیزی را نفهمیدی آن را به عدم آگاهی خودت ارتباط بده، زیرا تو ابتدا با ناآگاهی متولد شدی و سپس علوم را فرا گرفتی و چه بسیار است آنچه را که نمی‌دانی و خداوند می‌داند که اندیشه‌ات سرگردان و بینش تو در آن راه ندارد، سپس آنها را می‌شناسی.

پس به قدرتی پناه ببر که تو را آفریده، روزی داده و اعتدال در اندام تو آورده است. بندگی تو فقط برای او باشد و تنها اشتیاق او را داشته باش و تنها از او بترس.

بدان پسرم هیچ کس همچون پیامبر صلوات الله علیه و آله از خدا آگاهی نداده است، رهبری او را پذیرا باش و برای رستگاری راهنمایی او را بپذیر.

 

 

حجت الاسلام و المسلمین نظافت

 

کسی که گوهرشناس نباشد و آن بصیرت را نداشته باشد که هویت خود را بشناسد و شناسنامه خود را شناسایی کند، هرگز توان آن را ندارد که مشکل دیگران را حل کند.

وجود مبارک پیامبر اسلام (علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) فرمودند: «أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ»

بیایید بچه‌های ما بشوید. اگر کسی نبوی شد، علوی شد، فاطمی شد، اهل بصیرت است؛ هم گوهر خودش را می‌شناسد و حفظ می‌کند، هم گوهر نظام را می‌شناسد و حفظ می‌کند.

ما چرا اصرار داریم که اهل بصیرت باشیم؟

در قرآن کریم فرمود: ﴿إِنَّهُ یرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ﴾

مواظب باشید دشمنی دارید که شما را می‌بیند و شما او را نمی‌بینید. طرحی، فکری در ذهن ما القا می‌کند؛ ما خیال می‌کنیم این تمدن است، در حالی که تدیّن نیست.

دین به ما گفته: تمدن شما در تدیّن شماست؛ اما او می‌گوید تمدن شما در غرب‌گرایی شماست یا در کارهای دیگر.

اگر ما بصیرت پیدا کردیم، ما شیطان را می‌بینیم؛ خاصیت بصیرت این است.

 

 

دیدار فرماندهان نیروی انتظامی با حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی/ تاریخ: ۱۳۹۱/۰۹/۲۹

 

(پی‌یر) قابلیت ناخجستهٔ بسیارى از مردم، به‌ویژه روس‌ها را در خویش مى‌یافت که خوبى و راستى را مى‌بینند و به آن معتقدند اما صورت زشت بدى و دروغ را نیز چنان به روشنى درمی‌یابند که توان به میدان آمدن و درآویختن جدى با زندگی را در خود نمى‌بینند. همهٔ زمینه‌های تلاش در چشم او با بدی و فریب همراه بود‌. هر راستایى را که مى‌خواست پیش گیرد و هرکارى که می‌خواست برگزیند اهریمن بدى و دیو دروغ واپسش می‌راند و راه تلاش را بر او می‌بست. با این حال می‌بایست زندگى بکند و به کارى مشغول باشد. عذاب مسائل حل‌نشدنی زندگى بیش از تحمل او بود و خود را به هر تفننى که مى‌رسید وامى‌سپرد تا به افسون آن از آن‌ها فارغ گردد.

 

جنگ و صلح/ لئون تولستوی/ جلد سوم/ ص.۷۸۳

 

 

کنت راستوپچین گفت: ولى حضرت پرنس، ما چطور می‌توانیم با فرانسویان بجنگیم؟ چطور می‌توانیم علیه معلمان و خدایانمان اسلحه برداریم؟ جوانانمان را بینید، بانوانمان را تماشا کنید، خدایان ما فرانسویانند، آسمان و بهشت ما پاریس است.

صدایش را بلندتر می‌کرد تا گفته‌هایش را همه بشنوند: لباسهامان فرانسوى است، افکارمان فرانسویند، احساساتمان فرانسویند. خوب شما پشت گردن "متی‌ویه" را می‌گیرید و بیرونش می‌اندازید، چون فرانسوى است و بى‌سروپاست، اما بانوان ما جلوش به خاک می‌افتند. دیشب من در یک شب‌نشینی دعوت داشتم، از هر پنج بانویی که دیدم سه نفرشان کاتولیک بودند و به اجازه پاپ یکشنبه‌ها کاموادوزى می‌کنند و خودشان هم به رسم فرانسویان نیمه‌لخت نشسته بودند. بی‌ادبی است، می‌بخشید، ولی مثل زن‌هایى که روى تابلوهاى حمام‌هاى عمومى می‌کشند. بله، حضرت پرنس، وقتى آدم به این جوان‌هاى ما نگاه مى‌کند دلش مى‌خواهد چماق بزرگ پطر کبیر را از توى موزه بردارد و پک و پهلوی آن‌ها را به شیوه اعلای روسى خرد و خمیر کند. تا این دیوانگی‌ها از سرشان بیفتد.

همه سا کت ماندند، پرنس پیر تبسم بر لب به راستوبچین نگاه می‌کرد و به نشان تصدیق گفته او سر تکان می‌داد.

 

همان/ ص. ۷۹۴

 

«إِذَا وَصَلَتْ إِلَیْکُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنْفِرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّةِ الشُّکْرِ

فرمود اگر سلسله نعمتی به شما رسید، این سلسله ادامه دارد؛ همین که بخشی از نعمت به شما رسید، مبادا مغرور بشوید و این را بی‌جا صرف بکنید وگرنه آن بقیه سلسله نخواهند آمد.

اگر چند پرنده نعمت کنار سفره شما آمد، شما ناشکری نکنید که بقیه بگریزند!

می‌فرماید این سلسله نِعَم، مثل این دسته‌های پرنده‌اند؛ این دسته‌های پرنده اوّل چند تا می‌آیند اینجا می‌نشینند و بقیه به دنبال این‌ها می‌آیند.

اگر این‌ها احساس کردند که اینجا خطر هست، فوراً برمی‌خیزند وقتی این‌ها برخاستند، آن‌ها دیگر نمی‌آیند.

فرمودند نعمتی که دارد می‌آید، شما این‌ها را در راه خلاف صرف نکنید، تا آن ادامه نعمت بیاید. یک مقدار نعمت که به شما رسید، این طلیعه‌ یک گروه است؛ شما قدر این را بدانید، شکرگزار باشید، تا بقیه را نرمانید. اگر کمتر شکرگزاری بکنید، بقیه این قافله می‌رمند و نمی‌آیند!

 

 

 

 

آیت الله جوادی آملی/ حکمت‌های نهج‌البلاغه/1396/12/10

(ببینید)