مرا آفرید آن که دوستم داشت

هر لحظه بی‌علم، خسارتِ جان است!

دوشنبه, ۱۸ شهریور ۱۴۰۴، ۰۷:۱۱ ب.ظ

فرمود: تا نفَس می‌کشید درس و بحث!

آدم می‌گوید فارغ‌التحصیل هستم، این یعنی به ننگ خود اعتراف کردی! تا جا دارد درس بخوانید یا درس بگویید یا کتاب بنویسید، مطلب نو بیاورید!

فرمود: جای خالی نگذار! قلب مثل شکم نیست که سیر شود: «کُونُوا أَوْعِیةَ الْعِلْمِ»

از بیانات امام مجتبی‌ علیه‌السلام است که «کُونُوا أَوْعِیةَ الْعِلْمِ وَ مصابیحَ الهُدی» چراغ باش تا جامعه را روشن کنی.

آدم بگوید درسم تمام شد؟ یعنی عمرم تلف می‌شود! ﴿خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ﴾* هر لحظه بی‌علم، خسارتِ جان است!

 

 

آیت الله العظمی جوادی آملی/ سخنرانی عمومی: ۱۳۹۶/۰۸/۲۵

 

* آیه ۱۵ سوره مبارکه زمر

 

 

نسیم دارد مجازی روانشناسی می‌خواند، یعنی بعد از بازنشستگی شروع کرده به تحصیل مجازی. رقیه هم اوایل دهه نود مجاری داشت فوق لیسانس یا دکتری می‌خواند، خاطرم نیست. دنبال کتاب‌هایی بود که پیدا کردیم برایش فرستادم. فاطمه هم دارد برای دفاع از پایان‌نامه هواشناسی آماده می‌شود. درس خواندن خیلی خوب است به شرطی که شرایط مهیا باشد. من دهه نود اوج درد و خرج فیزیوتراپی‌ام بود و بعد زمان کرونا که هم پول داشتم هم فرصت ناگهان سل پیش آمد و دوباره دردها و اسپاسم و سوزش کف پاها که نه تنها امان من که امان هر کس پیشم بود بریده بود. بهانه می‌آورم؟ شاید.

اما بهانه نیست اگر قرار باشد برای درس خواندن یا هر خدمتی به خودم، کسی را ولو با طیب خاطر به کوچکترین زحمتی بیندازم از آن خدمت با هر درجه زحمت چشم می‌پوشم. اخلاق بهانه تراشی و تنبل مآبی است؟ باشد.

این وسط خوابم برد و حالا که آمدم بنویسم نظرم عوض شد. نه کاملاً، اما به خودم نهیب می‌زنم تنبلی کردم؟ اگر تنبلی نباشد قانع شدن به حداقل است. این قناعت به حداقل خصلتی ذاتی است. همینطور که می‌نویسم انگار دارم تراپی می‌کنم خودم خودم را، من کماکان اگر تمکن مالی داشتم ترجیحم این بود هزینه تحصیل فرد دیگری که استعداد و همت درس خواندن دارد اما پولش را ندارد عهده‌دار شوم تا کلکسیون مدرک جمع کنم تا ثابت کنم «ز گهواره تا گور دانش بجوی». آن هم هر دانشی، بی‌ربط یا با ربط. اگر ملاکم آموختن دانش است من هر روز حالا اگر اغراق نکنم که هر ساعت در حال کسب دانشم، اما نه دانشی که مدرکی برایم دست و پا کند. دانشی که شناختم از خالق را بالا می‌برد. اما اگر دلم به گرفتن مدرک خوش بود، رشته جامعه‌شناسی انتخاب اولم بود.

در کل اگر بخواهم یک تصویر از خودم بیرون بدهم موجودی کمال گرا با مقادیری عجب و تبخترم که جلوی جلو رفتن بیشترم را می‌گیرد. همان که به مخاطبان موقع تعریف و هندوانه سوا کردن می‌گویم «همه کاره بیکاره». اما ثروت، پول چیزی است که از چوب خشک دکتر مهندس می‌سازد. من وقتی پول داشتم تلاش کردم ولی بیماری اجازه نداد. بهانه نیست، من در برابر ام‌اس ضعیف بودم/هستم. هر کس وانمود می‌کند در برابر شوالیه قوی است، با شوالیه چهارم روبرو نشده. من از اینکه بگویم ضعیفم باکی ندارم و هرگز ادعا نکردم قوی هستم، همانطور که ادعا نکردم بچه پولدارم. مسئول حماقت و توهم کسی نیستم. نوشته‌هایم هستند کور که نبودید.

حالا هم می‌گویم، اگر برای گرفتن مدرک دانشگاهی پول داشتم ترجیح می‌دادم دست جوانی را بگیرم تا اینکه صندلی حقیقی یا مجازی دانشگاهی را اشغال کنم. دنیای حساب و کتاب است. جواب سوالات در دانشگاه نیست، در درون است. در انفسهم است.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی