مرا آفرید آن که دوستم داشت

۶۶ مطلب با موضوع «چند خطی» ثبت شده است

داشتم دومین معجون را می‌خوردم. به شدت خوابم می‌آمد و با خودم فکر می‌کردم چرا مزه معجون را نمی‌فهمم؟ در همان حال به دکتر توتونچی گفتم شما چطوری با یک جمله منظورتان را می‌رسانید من ۳ صفحه مطلب می‌نویسم بعد باید ۱۰ صفحه برایش توضیح بنویسم.

 

 

*اشاره به این مطلب (+)

می‌خواست برود ولی نمی‌توانست. چیزی همچنان او را سر جایش نگه داشته بود. «خیلی چیزها راجع به من و گریسی هست که تو ازشون بی‌خبری. تا ابد هم بی‌خبر می‌مونی، مگر این که خودم به‌ات بگم. بگم؟ مدت‌های طولانی به چشمان هم خیره می‌موندیم. رمانتیک بود یا رمانتیک کاذب بود؟ بهانه بود برای حرف نزدن؟ مثل وقت‌هایی که آدم یکی رو می‌بوسه چون از حرف‌زدن آسون‌تره؟ تظاهر هم می‌کنی که انگیزه‌ات شور و عشقه؟ ولی در واقع اضطرابیه که نقاب شور و عشق به چهره زده؟» 

 

استیو تولتز/ هر چه باداباد/ ص.۳۵۷

 

 

لیلای لیلی نوشته: «اسراییلی‌ها امروز مردی را که نوعی سیستم کشاورزی خودگردان را برای مقابله با گرسنگی در غزه ایجاد کزده بود را کشتند.

 

اسراییل هر کسی را که ذره‌ای موجودیت و‌ با فعالیت علمی، تخصصی، فرهنگی، دانشگاهی، یا خدماتی داشته باشد می‌کشند.

 

نانوایی‌ها را بمباران می‌کنند

جنایتکاران روانی.»

 

اگر حساب و کتاب کنید، می‌فهمید که اصطلاح "برای خیر عمومی" موتور محرک فقط سه درصد از ماست. در نهایت کار ما به اینجا رسیده که فقط دو انتخاب برامون باقی بمونه. یه مرگ خوب می‌خوایم یا نه؟

 

استیو تولتز/ هر چه باداباد/ ص. ۳۲۵

 

استاد رحیم‌پور ازغدی در یکی از سخنرانی‌هایش می‌گوید زمان جنگ فقط ۳ درصد از مردم در جنگ شرکت کردند. امان از این سه درصد. 

 

امام خمینی: ما خود چارچوب جدیدی ساخته‌ایم که در آن عدل را ملاک دفاع و ظلم را ملاک حمله گرفته‌ایم. از هر عادلی دفاع می‌کنیم و بر هر ظالمی می‌تازیم، حال شما اسمش را هرچه می‌خواهید بگذارید.

 

صحیفه نور/ جلد ۱۱/ص. ۱۶۰

 

خدایا! زنانشان را عقیم ساز و صلب مردانشان را خشک کن و نسل چهارپایان و گاو و گوسفندشان را قطع فرما، به آسمانشان اجازه باریدن و به زمینشان رخصت روییدن مده.

 

دعای ۲۷ صحیفه سجادیه در حق دشمن کافر حربی

 

«افشای رازهای قلب مثل خارج‌کردن مایع مغزی نخاعیه برای کم کردن تورم، قطعاً عمل نجات‌بخشیه اما کثیف‌کاری هم داره.»

 

استیو تولتز/ هر چه باداباد/ ص. ۲۲۶

 

صبح یعنی آغاز

و آغاز یعنی لبخندهایی که از تهِ دل باشد.

ما ته دلمان خالیست...

أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ (هود: ۸۱)

آسمان پر از شبنم بود 

هر چند زمین پر از آه و دم بود 

 

باز هم در خواب شاعر شده بودم شعر می‌گفتم. همین یک بیت در خاطرم مانده. آنقدر تکرارش کردم تا فراموش نکنم و بنویسم.

 

 

«اصلاح‌طلبان بعد از معامله نافرجام هسته‌ای فهمیدند باید ‎اسراییل رو عادی سازی کنند. حالا کی جرات داره این رو بگه؟!

آفرین، یک مجنون یا کسی که خودش رو به جنون زده. پروژه اینه.» 

 

سلمان معمار