مرا آفرید آن که دوستم داشت

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «فتنه تجزیه» ثبت شده است

ما از کنار فاجعه مسجد سوزی و بی‌احترامی به قرآن خیلی راحت رد شدیم.

هیچ برهه‌ای در طول تاریخ ایران ندیدم که مشخصاً در یک شب ٣۵٠ مسجد و هزاران قرآن آتش بزنند!

کافر و مشرک و زندیق، حتی مغول و تیمور هم چنین کاری نکردند. بلکه وقتی ایرانی شدند مساجد درخشانی هم ساختند.

بحث معنویت به کنار، مسجد تبلور معماری ایران است. شما ده بنا از ایران انتخاب کنید شش‌تایش مسجد است. مسجد هویت ایران شده، نه تنها از بیرون نیامده بلکه کانون اصلی معماری مسجد در جهان، ایران بوده. از شرق تا غرب، ما «مسجد ایرانی» را صادر کردیم. برای ماست. حاصل ماست.

یعنی حتی اگر هیچ مسلمانی نبود هم مسجد در ایران باز محترم و مقدس می‌بود. چه برسد به اینکه هفته پیش از فاجعه یک میلیون و چهارصد هزار نفر در مساجد ایران معتکف بودند

در سیاه سال ٨٨ بعد از ماه‌ها، به یک مسجد (لولاگر) حمله کردند و جنبش سبز ریخت. آن جنبش فراگیر. بعضی‌شان انکار می‌کردند اما برای مردم یک مورد هم زیاد بود. ٣۵٠ خانه خدا و کتاب خدا در یک شب امکان ندارد اتفاقی باشد!

چنین ویرانگری هدفمند، دین ستیزی آشکار و حرمت شکنی بزرگ در سرزمینی که همیشه دین ارزشمند بوده، جنایت بی‌سابقه بود. افتخاری که به نام نو رجوی‌ها و کهنه پهلوی‌ها ثبت شد. با فاصله بالاتر از مغول.

این مجانین نشان دادند اگر فرصت داشتند برگی از مصحف، آجری در مسجد، نوری از ایمان، نامی از ایران و سری بر تن ملت باقی نمی‌گذاشتند.

 

سلمان معمار

 

 

پ.ن: در کمال احترام، گویا نه تنها به گوش آیت الله مکارم شیرازی نرسید که روز بیستم دیماه امسال آقای عابدینی عزیز غیرتمندانه جلوی بیت این مرجع تقلید اشک ریخت و گریه کرد (فیلم) که احدالناس دیگری هم نفهمید من جمله سلمان معمار.

 

دوم اینکه این اولین هتک حرمت به مسجد و قرآن‌سوزی در ایران نبود، همین سال ۴۰۱ کم قرآن نسوخت و کم به مسجد و مدرسه علمیه حمله نشد و آتش زده نشد، اما چون کک در تنبان متولی امامزاده نجنبید و محکوم نشد حتی سلمان معمار هم یادش رفت.

منصفانه در مطلبی با عنوان EU is concerned «اتحادیه اروپا نگران است» نوشته:

«سه‌شنبه با جمعی از ایرانیان وینی یک برنامه‌ای داشتیم با عنوان «زن زندگی آزادی، انقلابی برای تمام صداها».

برنامه را برای این چیده بودیم که صدای کوچکی باشیم؛ صدای تن‌های کشته و انباشته در خیابان.

چه هیولای هولناکی‌ست جمهوری اسلامی. در مثال از جانوران هیچ مقایسه و مصداقی به نظرم نمی‌رسد که بگویم مثل فلان جانور درنده‌خوست. درنده‌خویی و بی‌رحمی و خونخواری جمهوری اسلامی منحصر به رژیم است. این‌ها را که خودتان بهتر از من می‌دانید.

...

از دانشجوهای دانشگاه بچه‌هایی بودند که دو سه روز پیش از ایران برگشته بودند؛ یکی دوتاشان فقط گریه می‌کردند. یکی هنوز در سکوت بود. یکی هرچند وقت یک بار می‌گفت شما هیچ تصوری ندارید در ایران چه خبر بود. ایران جهنم بود. با تانک آمده بودند. این را که گفت، من سعی کردم تانک را تصور کنم. مثلا یک تانک سر کوچه‌ی خانه‌ی پدر و مادرم. سر خیابان سنایی. سر ویلا؟ حق دارد وقتی می‌گوید شما نمی‌توانید تصور کنید. من نمی‌توانم تصور کنم.

قاتل‌های بی‌شرف.

عزیز دلم برایم نوشت: مادر دوستم تیر خورد و کشته شد. دوستم تیر به پاش خورده. مردم را راه داده بودند در ساختمانشان و قاتلان جمهوری اسلامی مادرش را کشته بودند. گفت حق تیر. گفت گشتن دنبال جایی روی زمین که پایت روی پیکرها نرود. گفت سه روز خود را به مردن زدن برای اینکه تیر خلاص به تو نخورد. گفت کشتن مردمی که لباس بیمارستان به تنشان بود. تیر خلاص در بیمارستان. 

.

کف خیابان‌ها خون.

.

خاموشی اینترنت.

.

خون.

.

زندانی به وسعت ایران.

.

بابام می‌گفت سال ۶۶ دم صبح در زندان بعد از شنیدن رگبار، تعداد تیرهای خلاص را می‌شمردیم که بفهمیم چند نفر را اعدام کردند. چقدر هولناک بود این خاطره وقتی که می‌شنیدمش.

یکی از دوستان عزیزم گفت ده سال طول کشید تا کشته شدگان خاوران را مستند کردیم. آن‌ها کشتگانی بودند که در یک زندان بودند. کاملا مشخص بود در چه سیستمی قرار داشتند.

الان؟ الان دریای خون ناپیدا در خیابان‌ها.

چندسال طول خواهد کشید که بتوانیم این جنایت را مستند کنیم و آمران و عاملان را مجازات کنیم؟

.

یک ویدیویی بود که یک نفر سعی می‌کرد خون‌ها را از کف خیابان پاک کند و نمی‌شد. نمی‌شد. 

.

ما این تصاویر را دیدیم. علی‌رغم تمام تلاش دستگاه بچه‌کش که نبینیم.

.

بعد از تظاهرات روز شنبه یکی از بچه‌های خوزستان گفت شاید سرنوشت ما این است که تا آخر عمرمان به خون‌خواهی هموطنان و عزیزانمان بایستیم و حرف بزنیم.

.

معنا؟

صدبار از خودم پرسیدم یعنی واقعا این فحوای قدرت‌طلبی‌ست؟

ملای مجنون از توی سنگر امنش فرمان کشتن همه را می‌دهد چون دستگاه ظلم و جورش سست شده؟ چطور چنین قدرتی؟ قتل و قتل و قتل برای حفظ قدرت. مرگ از عبای شما هم می‌گذرد. شما تا ابد دشمن ما هستید. ما تا شما را رسوا و مجازات نکنیم ساکت نمی‌نشینیم.

.

سه‌شنبه در یکی از کارگاه‌ها نشسته بودم و داشتم کانسپت وتوی ولایت فقیه را به یک گروهی توضیح می‌دادم. یک لحظه ابزورد بودنش سراپایم را فراگرفت. گفتم یک لحظه ولایت فقیه را رها کنید. من زن چهل و چندساله، شب سه‌شنبه خسته از کار چهل ساعته‌ام آمدم، نشستم دارم برای شما ولایت فقیه را توضیح می‌دهم. این کانسپت بی‌نهایت عجیب «جمهوری اسلامی». اسلام چه جمهوری آخه؟ ما یقه‌ی خودمان را پاره کردیم که چپ پراگرسیو وینی بالاخره بفهمد که باید چند فکر مبهم را با هم در کله‌اش نگه دارد و باینری خوب و بد به این شکل که دلش می‌خواهد، وجود ندارد. فقط مسئله‌ی ضد امپریالیسم ایستادن یک رژیم قاتل جواب سوال‌های ژئوپلتیک در کانتکست اروپا و مسئله‌ی فلسطین و منطقه و نفت نیست. ایران لایه‌های متنوعی از پیچیدگی حاشیه و مرکز و قوم و قدرت دارد. گفتم ببین اگر نمی‌توانی این پیچیدگی‌ها را به سرعت بفهمی، به من نگاه کن؛ ببین من چقدر عصبانی هستم که لازم دیدم بیایم این را برای تو توضیح بدهم علی‌رغم همه‌چیز. علی‌رغم فروپاشی ذهنی و بدنی. علی‌رغم کار. علی‌رغم نفرتم از رژیم. علی‌رغم نشستنم در جای «امن».

.

من فکر می‌کنم نجات ما در اروپا در اتحاد است. اتحاد با گروه‌های بومی، با فمنیست‌های حاشیه‌ای، با اشخاصی که دنبال پاسخ‌های سیاه و سفید نیستند، با اتحاد با بی‌قدرتان. ما با هم یک کار را می‌توانیم خوب انجام بدهیم. آن کار تحمل کردن اضطراب و پذیرفتن ابهام این موقعیت تاریخی و بی‌قدرتی ماست. به جز فشار برای برقراری ارتباط و به جز مستند کردن این جنایت‌ها و مطرح کردنشان کاری از ما در غرب برنمی‌آید. ما آن قدرتی که لازم است، نداریم. پس باید جایی که می‌توانیم سرمایه‌گذاری کنیم.

ما باید بپذیریم جواب ساده‌ای برای این سوال سخت پیش رو وجود ندارد.

.

هفته‌ی پیش آخر جلسه با اضطراب به تراپیستم گفتم «یعنی تا هفته‌ی دیگه چی می‌شه؟» گفت «خیلی چیزا.» خندیدم. انگار خیلی وقت بود نخندیده بودم. گفت جدی می‌گم. خیلی چیزا می‌شه تا هفته‌ی دیگه.

درست هم گفت. این هفته‌ی گذشته خیلی چیزها شد.

.

هنوز نمی‌توانم درباره‌ی سه‌شنبه‌ی گذشته آن‌طور که دلم می‌خواهد بنویسم.

فقط دوست دارم این جمله را که نون ر، در یکی از سخنرانی‌ها از روی یک دیوارنویسی گمنام انتخاب کرده بود، اینجا بنویسم.

«ما هیچ چیز را برای خود نمی‌خواهیم.

ما همه چیز را برای همه می‌خواهیم.» (+)

 

 

آلوچه خانوم هم نوشته: «آ می‌گوید «بنویسید مستند کنید حال و احوالتان را، هر چند سخت و پر درد»

چه بنویسیم؟ کلمات حقیرند برای گفتن از این روزها

این سیاهی غلیظ و چسب ناک

حرفی نیست. لال‌م لال! (+)

 

منظورش از «آ» آسو (+) است. نتوانستم وارد بشوم ولی جایی است که «دختران» از همین خزعبلات مالیخولیایی می‌نویسند، یعنی از یکی دیگر از پست‌های لاله منصف فهمیدم. از خاطره لاله پیداست پدر او هم احتمالاً مثل پدر آلوچه خانوم از بازداشتی‌های دهه شصت است. دیگر چه انتظاری دارید؟ تانک توی خیابان، سه روز نفس حبس کردن، جیش حبس کردن تا تیر خلاص نخوری، بعدش چی؟ چطوری بلند شدی فرار کردی که نبردندت کارخانه کالباس و سوسیس سازی؟ واقعاً به چیزی که می‌نویسید باور دارید؟ یا همه اینها نتیجه عمری مشکلات روحی روانی است که چون سیزیف به دوش می‌کشید/ می‌غلتانید؟

 

شهربانو بعد از توسل به «سپهر بابا» نوشته: «سری می‌زنم به یوتیوب و دنبال رشید کاکاوند می‌گردم او اشعار نغزی را که حق را فریاد می‌زند می‌خواند و تفسیر می‌کند. این بار به سراغ مهدی اخوان ثالث می‌رود و از شعر کاوه یا اسکندر» می‌گوید:

کاوه‌ای پیدا نخواهد شد امید

کاشکی اسکندری پیدا شود

فرق کاوه با اسکندر در این است که کاوه پهلوان و قهرمان خودی است و اسکندر بیگانه و مهاجم. چه نکبت بار و سیاه و دردناک است اوضاع سرزمینی که کسی آرزو کند که یک بیگانه بیاید و نجاتش دهد.

یک شاه عباسی لازم است که مثلا گران فروشی را در ایران تمام کند یکی مثل شاه عباس» (+)

 

خانم شاعر هم نوشته:

امیر می‌گوید ما به این‌ها می‌خندیم ولی واقعیت این است که آنها به این حرف‌ها باور دارند. به اینکه در ایران هنوز حکومت نظامی است و توی خیابان‌های تهران جلوی مردم را می‌گیرند و گوشی‌اشان را چک می‌کنند که از اغتشاشات فیلم دارند یا نه. ما هم لابد کالباس شدیم و هنوز داغیم نمی‌فهمیم.

 

 

بررسی‌ تعداد جان باختگان بزرگترین، گسترده‌ترین و پیچیده‌ترین عملیات تروریستی پس از انقلاب مشخص شد.

بنیاد شهید و امور ایثارگران: ۲۴۲۷ شهید از ۳۱۱۷ جان‌باخته حوادث تروریستی دی ماه ۱۴۰

 

۶۹۰ تروریست ، ۲۴۲۷ نفر را به شدیدترین شکل ممکن سلاخی کرده، سر بریده و سوزاندند. به ازای هر تروریست ۳.۵ نفر کودک، زن و مرد، پیر و جوان، امنیتی و امدادی و پرستار و معلم و دانش آموز و دانشجو شهید شدند. بیشتر از جنگ ۱۲ روزه.

 

این را بگذارید کنار مدارس و کتابخانه و بازار و بانک و درمانگاه و مسجد و حسینیه. اتوبوس و مترو و آمبولانس و ماشین آتش نشانی و خودروهای شخصی مردم که سوزاندند.

 

 

من خوابم نمی‌برد پزشکیان، قالیباف و اژه‌ای. شما چطور؟ و کسانی که به هر دلیلی به دولت سوم روحانی رأی دادند، شما چطور؟

 

یادداشت سلمان معمار با عنوان «انقلاب روزها برپا می‌شود» و فتنه تجزیه ۴۰۴، مفصل است و پر از اشارات تاریخی. برای کسانی که آنقدر جوان هستند که برخی رویدادهای رفته را ندیدند و کسانی که فراموش می‌کنند بسیار ارزشمند و مفید است.

 

کلیت متن آقای معمار با نوشته‌های من تطبیق دارد اما بسیط است و ریزبینانه. خصوصاً در تبیین شبیه شدن «خوک‌ها» به «آدم‌ها»ی من با «نوپهلوی‌ها». اما نکته‌ای است که چند روز پیش تحلیلی از اسماعیل احمدی خواندم که برخلاف سلمان معمار که معتقد است آنچه که پنج شنبه ۱۸ دی در تهران و شهرهای مختلف رخ داد «سفارشی بود که دیر آماده شد»، اسماعیل احمدی معتقد است این دو روز «دملی [است] که زودتر ترکید».

 

اسماعیل احمدی نوشته: «بیاییم باهم برگردیم به چند ماه قبل؛ وقتی که دلار داشت صد هزار تومن رو رد می‌کرد و هیچ اتفاقی در کشور نیفتاده بود.

ولی آمریکا برنامه‌اش رو چیده بود ؛ اول ونزوئلا بعد ایران ...

من در اون تاریخ گفتم که عملیات آمریکا در ونزوئلا پله دومش ؛ تمرکز غرب بر روی ایران هست و حتی تحلیلش رو کار کردیم.

این اتفاق همزمان بود با گسیل تمام تجهیزات آمریکایی در منطقه خاورمیانه به آمریکای جنوبی؛ چون خود آمریکا هم باور نمی‌کرد که عملیات ربایش مادورو اینقدر موفقیت‌آمیز باشه و با شک به اتفاقات نگاه می‌کرد؛ به نظر امریکا، ونزوئلا اینقدر لقمه راحتی نبود.

و آمریکا و یهود؛ همزمان به تمام اپوزیسیون‌های ایرانی اعلام کرده بودند که تا فصل بهار یارگیری، عضو گیری، تهیه اسلحه، تشکیل تیم هارو انجام دهید که بعد از تعطیلات بهار نوبت ایران هست و علتش هم این بود که پیش‌بینی می‌کردند جریان ونزوئلا تا عید ادامه خواهد داشت و تجهیزات دریایی آمریکا هم نهایت در اون تاریخ‌ها توان برگشت به خاورمیانه رو دارند و نکته مهمتر اینکه؛ برف‌های مرزی شمالغرب کشور هم در اون تاریخ‌ها آب خواهد شد و گروهک‌های تروریستی حدکا، پاک، کومله و پژاک نیز حضور علنی و تسلیحانی خواهند داشت؛ چون در طی همین چند ماه قبل با سران این گروهک‌ها در کشورهای مختلف جلساتی داشتند تا مثل گروهک‌های جنوب شرقی در زیر یک واحد فرماندهی و با دستور امریکا اقداماتشون رو انجام بدهند و همچنین در اون تاریخ مرزهای شمالغرب، برف‌هاش آب شده و خارج سازی افراد خاص و البته خواص رفوزه شده در پروژه سقوط ایران توسط آمریکا از این مناطق راحت‌تر خواهد بود.

همه چیز طبق برنامه بود؛ همه چیز

اما ما در کشور درگیر چه چیزی بودیم در اون ماه‌ها؛ ما درگیر خودمون بودیم در مبحث بعد از جنگ ۱۲ روزه، ما درگیر مسئولین بی‌عرضه کارنابلد در ساختار بودیم و البته الانم هستیم، دعوای ما بر سر افرادی بود که داشتند کشور رو به سمت بحران می‌بردند...»

 

اگر سلمان معمار معتقد است «از ۴۰۱ ما با پدیده‌ای به نام صنعت براندازی مواجهیم. یک بازار کامل بریده از واقعیت، اینها توهم انقلاب ایران را می‌فروشند و اسرائیل و آمریکا مشتاقانه می‌خرند. انقلابی که تظاهراتش در آلمان است، قانونش در آمریکا، دادگاهش در سوئد، مدیرانش در کانادا، شاهش در جزیره قناری، ملکه‌اش در آغوش معلم یوگا، ارتشش در آلبانی و اربیل، مردمش در اینستاگرام! همه چیز دارند به جز ایران. صنعت براندازی محاسبات غلط را وارد بازی می‌کند و پولش را می‌گیرد. حکومت هم بعد از ۴۰۱ تقریبا همه را رها می‌کند و حتی قدرت هم می‌دهد. همین‌ها به نتانیاهو می‌گویند «حکومت تسلیم شده، آنجا یک انقلاب وجود دارد، کافی است حمله کنی» و هزینه خواب فروشی را هزاران ایرانی می‌دهند. ما مشکل ناترازی هزینه داریم.»

 

اسماعیل احمدی معتقد است «برنامه اینها این بود که بعد از آب شدن برف‌ها؛ گروهک‌ها با نفوذ در کل شمالغرب و غرب کشور زمینه ایجاد جنگ شهری و کشتار رو در جغرافیای وسیعی ایجاد کنند و مناطق آذری نشین رو هم درگیر این اتفاقات کنند؛ در کنارش آمریکا تمام تجهیزاتش رو وارد منطقه کنه تا در اوج بحران با بمباران پایگاه‌های نیروی انتظامی، فرماندهی انتظامی، مقررات یگان ویژه چند استان مهم، پایگاه‌های فعال بسیج و فرماندهی بسیج ؛ یک روحیه مضاعف به اغتشاشگران داخلی بده تا وارد فاز دوم اغتشاش بشوند. بعدش برخی خواص سیاسی رو از کشور خارج کنند و اونها اعلام جدایی از حکومت کنند و بعدش یک نفر بعنوان فرمانده گذار کشور از بحران توسط غرب انتخاب بشه و بعد فاز سوم  رو اجرایی کنند؛ این برنامه چیده شده غرب و یهود بود.»

 

با اینکه نظرات من بیشتر با سلمان معمار قرابت دارد، و فکر نمی‌کنم «کل اپوزیسیون که داشتند برنامه هماهنگی برای بعد عید نوروز می‌چیدند یهو خودشون رو وسط معرکه دیدند.» اما خواندن تحلیل اسماعیل احمدی هم خالی از لطف نیست که کانال آماج (+) منتشر کرده و شامل تحلیل‌هایی پیش از این و تحلیل‌های وعده داده شده است که به مرور ارائه می‌شود.

 

به نظرم تحلیل‌های اسماعیل احمدی تا حدودی به تحلیل‌های میلاد رضایی نزدیکتر است، و هر سه در نقش پر رنگ «وفاق» در حملات تروریستی اخیر متفق‌القول هستند و أیضاً من. آنچه در تحلیل این سه متفاوت است زمانبندی است. و أیضاً من، در ۱۱ دیماه در ویراستی روی یک میم کلیپ نسبتاً قدیمی نوشتم: «خب، ظاهراً موفق شد و مرغ سخنگوی دولت گفت ما اعتراضات خشن رو هم به رسمیت می‌شناسیم، «بریزید تو خیابونا». عفت هنوز زنده است.» (+)

 

 

در ۲۰ شهریور ماه ۱۳۹۹  دکتر خسرو خزائی (پردیس) از بنیاد جعلی اروپایی زرتشت شناسی با مهرداد رحیمی از اندیشکده «پارسیهود» ایرانیان ساکن اورشلیم نشست اینترنتی برقرار  می‌کند، برای اهداف مشترک. (عکس)

 

در این کلیپ خلاصه بحث توسط مجری بیان می‌شود و کارشناس صهیونیستی آن را ادامه می‌دهد:

زرتشتیان و یهودیان (ساکن اسرائیل) از وطن خود (ایران) رانده شده‌اند و برای پس گرفتن این هدف باید با هم همکاری کنند.

البته کارشناس ارشد امنیت ملی اسرائیل سنگ تمام می‌گذارد و گروه‌های داعشی را شیعی معرفی می‌کند (که 700 هزار نفر رو کشتند) و انفجار چند هفته پیش لبنان [بندر بیروت] را کار حزب الله می‌داند.

و مدعی می‌شود اسرائیل دموکراسی‌ترین کشور در بین تمامی کشورهای منطقه است که باید با زرتشتیان (منظور انجمن جعلی زرتشتیان اروپا) برای پس گرفتن ایران (وطن مشترک) همکاری را بسیار فشرده‌تر کرد.

لذا اهداف مشترک رو همه دیدید: «نابودی شیعه به هر قیمتی»

 

این شخص صهیونیستی (مهرداد رحیمی) کارشناس ارشد امنیت ملی اسرائیل است. کسی که گروه هکری حنظله اطلاع داده بود که رابط اصلی اغتشاشاگران در ایران بوده.

 

برای درک بهتر به مطلب این پست مراجعه کنید. نقش بهاییت در سندی که ساواک از جلسه خصوصی آنها تنظیم کرده است مشخص شده است: «ملت اسلام را رنج دهید تا آنها نگویند امام حسین فاتح دنیا بود و علی غالب دنیا.» (لینک)

 

 

با تشکر از گروه پژوهشی آرتا (+)

 

 

«بیشرف زارچی حتی شیوه سوریه‌سازی را هم عیناً جلو می‌برد!

در بحران سوریه یکی از دلایل اجماع جهانی روی سوریه، دروغ به کارگیری سلاح شیمیایی علیه معترضان بود.

حالا این خائن مزدور که با نفاق تو دانشگاه شریف هیئت علمی بود به زبان انگلیسی می‌گه ایران سلاح شیمیایی زده.»

 

 

میلاد رضایی

 

 

«یادداشت‌های پراکنده پسا اغتشاش

شماره هفت:

سوزاندن ۲۵۰ مسجد و حسینه و امامزاده و مرکز مذهبی

یعنی با یک گروه سکولار دین‌ستیز غالباً جوان و نوجوان طرفیم که زورشون به حاکمیت دینی نمی‌رسه به جاش کینه‌شون رو سر نمادهای مذهبی خالی می‌کنن

این فرقه سکولار دین ستیز از دستگاه فرهنگی کشور کاملاً منقطع هستن

نه تلویزیون می‌بینن

نه از منابع رسمی و غیر رسمی خبری حاکمیت استفاده می‌کنن

تنها جایی که هنوز مجبور هستند با حاکمیت ارتباط بگیرن

مدرسه و دانشگاهه

بی تعارف بگم ما در جنگ فرهنگی شکست بدی خوردیم چون مسئولین تنگه احد نظام رو با خوش خیالی و لج و لجبازی رها کردن و سپردن دست سرباز دشمن. »

 

 

امیرحسین منصوری

 

 

پ.ن: نوشته بودم که همه چیز با «هوش مصنوعی» هماهنگ شده. امکانش هست. (+)

 

«خب الحمد لله اینجا هم دسترسی باز شد و واقعا متاسفم بابت این نحوه مدیریت اشتباه

در فضای مجازی سر تایید و دسترسی دادن هم رانت بازی شد و این دست افرادی بود که مدعی انقلابی بودن داشتند رخ داده است

هیچ چیزی که در این چند روز مشخص نباشه این مشخص شد که ما در هر جبهه‌ای شناگرهای خیلی خوبی داریم اگر ادای بچه پیامبر در می‌آورند بابت این بود که آب ندیده بودند

شما نمیدونید چه حجم عظیمی از رانت مالی در طی همین چند روز برای یک عده اتفاق افتاده اونم وسط جنگ جهانی رسانه‌ای علیه ایران و مردم این کشور

بماند که هرچی سالن زیبایی و لاغری و نزول‌خور همون روز اول دسترسی داشتند

افرادی که رسماً به عنوان سخنگوی رسانه‌ای جریان غرب‌گرای تسلیمی از بازگشت پهلوی می‌گویند دسترسی بین المللی داشتند

حالا اینها بماند می‌گوییم جریانی هماهنگ شده بود،  در بخش به قول معروف بچه انقلابی‌ها کی وقت کردین چنین شبکه پیچیده‌ای ساخته شود که کانال‌هایی که تا دیروز تبلیغات زرد پخش می‌کردند به اسم کانال حاکمیتی معرفی و تبلیغ‌ شوند و صدها هزار دنبال کننده جدید پیدا کنند که طرف میگه قیمت یک تبلیغ یک شبه آزاد 45 میلیون تومن است

واقعا کی به ذهنتون رسید؟ توی این فضا که جریان گفتمان اصلی رسانه‌ای که بار فرمان آتش به اختیار رهبری را در این سال‌ها کشید به صورت عجیبی سرکوب رسانه‌ای شد در حالیکه دشمن اینگونه بمباران رسانه‌ای انجام دادند

حالا ان شاء الله بزودی ابعاد مختلف این ماجرا را بازگو می‌کنیم ولی بازم برای من سوال هست کی وقت کردید چنین فکری کنید و چنین شبکه‌های شبهه مافیایی براه بیاندازید و از این شرایط ماهیگیری کنید

من فرض می‌گیرم نیت کلی دستگاه اجرایی مربوطه خیر بوده که از کمبود امکانات و زیرساخت چنین باگ‌هایی داشتند اما صحبت من اون جریان رسانه‌ای هست که خودش را عمار رسانه‌ای انقلاب معرفی می‌کردند چطور شد یک شبه آرمان‌های انقلاب تبدیل به مافیای نفس شما شد

افراد مسؤول در حاکمیت ایران باید در آینده نه تنها نگران دشمن و نفوذی و افراد سودجو باشند بلکه باید نگران تشکیل پدر خوانده‌های عمار گونه باشند

شاید فکر کنید تند صحبت کردم اما اگر می‌دانستید چه خطری از سر ما گذشت نماز شکر می‌خواندید. من مطمئن هستم حتی دشمن خارجی در این بخش غافلگیر شد ولی برای آینده قطعاً روی این قشر هم کار خواهد کرد و آن زمان است که تنها راه شما قطع کامل همه چیز هست چرا که دیگه خط قرمزی این وسط بین نوچه رسانه‌ای دشمن و جماعتی شناگر لحظه‌ای وجود ندارد

همینجا عرض می‌کنم من نسبت به اساتید عزیز و عزیزانی که دلسوزانه فعال بودند و لایق داشتن دسترسی بودند هیچ جسارتی نمی‌کنم. طرف صحبت من به افرادی هست که خودشان به خوبی می‌دانند چه کسانی هستند و با لباس میش به قول خودشان در حال کار تبیین هستند اما وقتی فرصت شد مانند همان دشمن خارجی که با رسانه به خودی‌ها هم رحم نکردند و مانند همان کسانی که به جان مردم افتاده بودند شروع به سواستفاده از مخاطب نگران کردند.»

 

 

میلاد رضایی (کانال ایران شهر خورشید)

 

«یادداشت‌های پراکنده پسا اغتشاش

شماره سه:

پیش از فتنه ۱۴۰۴ خودی‌ها هسته سخت نظام را به اسم تندرو و طالبان زمین‌گیر کردند و برای خودشیرینی گفتند هسته سخت کجا بود

هسته سخت نود میلیون نفره

 

درون فتنه ۱۴۰۴ سلطنت‌طلب و منافق و مزدور اجنبی هسته سخت نظام رو در خیابان سر بریدند

 

پس از فتنه ۱۴۰۴ صاحبان زر و زور و دهان هسته سخت نظام رو در فضای مجازی دوختند

 

ولی این قصه مظلومیت یه روزی تموم میشه. »

 

 

 

امیرحسین منصوری (کانال خط سوم)