مرا آفرید آن که دوستم داشت

۶۶ مطلب با موضوع «چند خطی» ثبت شده است

یکی نوشته: «همونطور که جراح و متخصص قلب وسط جراحی تیغ جراحی رو کنار نمیذاره، ادم عاقل هم وسط جنگ اسلحه‌اش رو زمین نمیذاره.»

 

«اینکه پزشکیان گفته حزب الله نمیتونه از خودش دفاع کنه ترجمه همون جمله ظریفه که اگر آمریکا یک دکمه بزنه زیرساخت‌های ما رو نابود میکنه

 

رذالت و حقارت جزء ذاتی اصلاحطلب هاست.»

 

حسین عباسی‌فر‌

 

 

آقا، شهید، خادم، می‌بینی چه شد؟ می‌بینی چه کردند؟این را گریان می‌نویسم. مانند برادرانمان در لبنان، غزه و یمن. تو هم گریان بخوان. 

 

 

که آقای عراقچی تولد شجریان رو تبریک گفته؟ «تفنگت را زمین بگذار»؟

 

گویا آقای اژه‌ای برای اثبات همراهی‌اش با دولت نفاق فائزه را به صورت مشروط آزاد کرده است تا من پولدار نشوم (+). البته از آن پابندی که به پای فرماندار قزوین بسته بودند هم خبری نیست.

 

آیا اصحاب جمل، هنوز چون رعد در خروش و چون برق در درخشش هستند؟ 

زیرا نه طلحه کشته شد و نه زبیر. انگار کن نزدیک باریدنند.

 

 

خدایا فائزه را همبندی‌هایش بُکُشند یا من پولدار شوم.

 

خدایا یک زمانی بهترین سرگرمی من تماشای کلیپ بچه‌ها و بازیشان بود. الان حتی تماشای بازی بچه‌های فامیل هم زهرمارم می‌شود. تهش بغض و گریه می‌شود. یاد حرف دخترک غزه می‌افتم که گفت هیچکس در دنیا دوستمان ندارد. 

من دوستتان دارم. خیلی دوستتان دارم. راه دور است اما. تو در زندانی، که فقط آسمانش باز است.

 

دلتنگیم.

دلتنگ همین پایی که گذاشتید روی خط مرزی در جواب نوک پنجه‌ الهام روی خط.

دلتنگ اقتداریم در این بازار مکاره «وفاق میلی» خلبان و جراح.

 

 

«گفت چطور اهالی تپه ندبه که ده‌ها هزار نفر بودند ماجرای کربلا را دیدند و شنیدند و سکوت کردند؟

گفتم: غزه!»

 

حسین عباسی‌فر‌