- ۲۹ تیر ۰۴ ، ۲۱:۳۶
- ۱ نظر
جنگ ادامه دارد و هر روز شعبدهای رو میشود.
نزدیک دو سال از خونپاشی و تیغتراشی غزه میگذرد و در حالیکه بیزبانها هم سخن گرفتند دو چهره در سکوتی عجیب بودند: احمدینژاد و موسوی.
اگر احمدی بخشی از هویتش با اسرائیلستیزی و چپنمایی شکل گرفته بود اما موسوی تمام هویتش با استکبار ستیزی و چپگرایی بود. چطور ممکن است این دو ضد در چنین صحنهای تماشاگر باشند؟
انگار نه انگار نسل کشی در جریان بود در حالیکه براحتی میتوانستند بدون حمایت از جمهوری اسلامی اسرائیل را محکوم کنند.
نه بیخبر بودند و نه بیزبان.
انتخاب کردند که در این هنگامه مخالف اسرائیل نباشند و در این سکوت نشانههایی است برای آنها که میاندیشند.
اما پس از حمله مستقیم اسرائیل به خاک ایران دیگر جای هیچ توجیهی نبود. محمود همان اول یک بیانیه حداقلی پر کرد و زهرا رهنورد سه روز بعد؛ متنی که زیر تجاوز دشمن چند لگد به حکومت میزد و آخرش هم خواستار پایان سریع جنگ (تسلیم) از سمت ایران میشد!
اما میرحسین حتی اینجا هم ساکت ماند. شاید با تجربه بیانیه رهنورد منتظر وقت بهتری بود. حالا دو روز پیش و دو هفته بعد از آتش بس و آرامش نسبی پیام او را به طور گسترده پخش کردند.
بیانیهای که به جز سه جمله محکومیت عمومی درباره و خطاب به حکومت بود نه دشمن.
حتی به صراحت تجاوز را تقصیر خودمان و «نتیجه یک رشته خطاهای بزرگ» دانست. جالب اینکه پس از تبرئه ضمنی آمریکا و اسراییل اعلام کرد «ساختار کنونی نظام نماینده همه ایرانیان» نیست و مردم برای «تجدید نظر در آن خطاها» نیاز به «مجلس موسسان» دارند!
رفراندومی که پس از آن دیگر جنگ و «دخالت» توسط دشمن نخواهد بود.
این یک پیام معمولی وسط جنگ نیست.
شاید خیلیها ندانند حصر میرحسین موسوی نه بعد از انتخابات، نه بعد از ۸ ماه جنگ خیابانی، نه بعد از تحریم سازی، نه بعد از ایجاد بزرگترین شکاف اجتماعی ایران، بلکه یکسال و نیم بعد در بهمن ۸۹ اتفاق افتاد.
جایی که همزمان با موج بهار عربی در مصر و تونس و دمشق و لیبی خواستار ایرانی سازی آنها شد. مسیری که بعدها به لیبی و سوریه امروز رسید.
سوریه در دنیای موسوی کلیدی است.
او حتی ۱۱ سال بعد از بهمن ۹۸ با اینکه نتیجه بهار را در ویرانههای شام دید هم باز نوشت:
«حاکمیت نام بهار عربی را به بیداری اسلامی تغییر داد تا حرکت معطوف به آزادی و عدالت ملتهای به ستوه آمده از دیکتاتوری و گرسنگی و فقر و بیعدالتی و مجالس قلابی را از حقیقتش خالی کند.» دلیل سوریه سازی تغییر نام و دخالت ایران بود نه پروژه غرب و پول عرب و ویروس سلفیگری!
امروز که فقط چند ماه بعد از سقوط سوریه اسرائیل به خاک ایران رسیده است اهمیت مدافعان حرم را میفهمیم اما موسوی نوشته بود: «دفاع از حرم که به معنای حراست از قلب مومن در مقابل کمترین گرایش به ستمگران است به خون ریختن در سرزمینهای بیگانه برای تحکیم پایههای رژیمی کودککش اطلاق میشود»!
شعار «نه غزه نه لبنان» در قلب جریان ریشه داشت.
او با حقد و کینه درباره شهید همدانی که در حلب جانش را فدای ایران کرد و جنگ را ۱۴ سال از «جانم فدای ایران گویان» و خود موسوی دور کرد نوشت: «سزای آن سردار بیافتخاری که به این جنایت اعتراف و مباهات کرد چه بود جز آنکه جانش در غربت به قربانی مستبدی دیگر تلف شود»!
حالا اگر متن پیام بعد از جنگ را بخوانید ردی از سوریه در آن پیدا میکنید: اعلام جایگزین حکومت، تشکیل مجلس موسسان، تکرار نکردن خطاهای پیشین که حمله آمریکا و اسراییل را ایجاد (لازم) کرد.
این پیام یادآور شخصیتی در اعلامیههای تشکیل تحریر النصره ۲۰۱۲، تحریر الشام ۲۰۱۷ است: جولانی.
احمد الشرع از رهبران «بهار عربی» محبوب موسوی اسم خود را جولانی گذاشت که اشاره به ارتفاعات اشغال شده جولان توسط اسرائیل داشت. این انقلابی استکبارستیز ضد اسرائیلی اصیل بعد از سر بریدن به تعداد کافی، کت و شلوار پوشید، مجلس موسسان، قانون نویسی تشکیل داد و خود را نماینده همه مردم اعلام کرد.
اسرائیل و آمریکا هم بعد از نابودسازی ارتش و زیر ساخت و اشغال خاک جز ماهی یکی دو بار حمله نمیکنند. تحریم هم لازم ندارند چرا که باقی با دستور انجام میشود.
حالا سوریه جولانی اتوبان حمله به ایران، که «آزادی»اش را تبریک میگفتند دارد داعش را برای «آزادی» عراق و ایران آماده میکند. مبارک باد این آزادی.
تبعات اصلی این پیام در بیرون از مرزهاست.
برخلاف های و هوی مجازی میرحسین موسوی امروز شخصیت مهمی نیست اما این بیانیه کثیف از زبان او اعلام موجودیت جریان «جولانی ایران» است.
پروژه موسوی کماکان سوریه سازی ایران است و اگر ۸۹ پایانش را ندیده بودند امروز سوریه را دیدند و سفارش دادند.
تعجب ندارد که همان شبکهای که در پایان جنگ، ترور رهبر و جانشینی روحانی را مطرح کرد، این پیام را گسترده پخش کرد. همانها که موج ناگهانی تحویل صداوسیما و سفید سازی تاجزاده و زندانیان را شروع کردند. دو درخواستی که دقیقا در این پیام کوتاه و نامه ۱۸۰ استاد هم روی آنها تاکید شده است؛
انگار همه از یکجا بیرون میآیند. کجا؟
سلمان معمار
۱۴۰۴/۰۴/۲۳
پ.ن: همان روز برداشتم ولی فرصت نشد به اینجا منتقل کنم.
