مرا آفرید آن که دوستم داشت

شما با رئیس‌جمهور نیمرو خوردید؟

شنبه, ۲ شهریور ۱۴۰۴، ۰۸:۱۰ ق.ظ

خواب زیاد می‌بینم. خواب‌هایم در شهرهای باستانی میان ستون‌ها و طاق‌ها می‌گذرد و من با گوشی نوکیای ۵۷۰۰ قرمزم عکاسی می‌کنم. مثل دوربین عکاسی می‌چسبانم به چشمم و از بنای آجری بالای تپه‌ای که چند لحظه قبلش همراه سیب از میان جنازه‌هایی در راهروهایش گذشته‌ایم عکس می‌گیرم. شبیه محراب مسجد ارک علیشاه تبریز است، بالطبع از بیرون و گنبد کلاه فرنگی طوری دارد با ملات‌های ریخته و آجر قرمز. از پایین تپه همین قدر ریز می‌بینم، حتی رطوبت خنیده به پایه‌هایش را و شوره آجرها و خزه‌ها را.

 

داخلش پر بود از جنازه‌هایی که خون‌شان تازه بود.

 

خواب‌های عجیب می‌بینم. توی حیاط قدیمی خانه خواهرم آنجا که کنجش توالت بود، روی دیافراگم بشکه نفت نارنجی درب و داغانی پزشکیان با کسی دارند توی تابه روحی نیمرو و سالاد شیرازی می‌خورند. یک لقمه برمی‌دارم و به لبهایم که می‌خورد می‌پرسم از خودم آیا باید بخورم؟ لب بسته یعنی قبل از پرسش هم اکراه دارم، اما لقمه گرفتم چرا؟

 

یکی از دوستان آ.ب مثبتم درگیر تعمیر و توسعه خانه‌اشان در روستا شدند و نمی‌آید. جایش هانیه می‌آید که یک سر دارد و هزار سودا. یعنی دل نمی‌دهد به کار و اذیتم. از این گذشته که چی بشود؟ یک انیمیشن دیدم از لیگمان‌ها و تاندون‌های زانو. لامصب آن همه بست و تسمه در زانوهایم سال‌هاست خشک شده. با عضلات تحلیل رفته پشت و دست و پا قرار است این تمرینات به کجا برسد؟ یادم هست هفت هشت سال پیش طبق معمول درمان قطعی ام‌اس پیدا شده بود. در اینستاگرام نوشتم گیرم ام‌اس من خوب شد، با مفاصل خم و خشک به چه کارم می‌آید؟

 

دیدن انیمیشن‌های سه بعدی آناتومی عضلات و استخوان‌ها غمگینم می‌کند. تک تک عضلاتی که خشک شده و تحلیل رفته‌اند را می‌بینم. جایی که باید به حکمت خداوند مرحبا بگویم و از این شگفتی در خلقت به وجد بیایم که می‌آیم همزمان اندوهگین می‌شوم. و بعد یاد موذن مسجد غزه می‌افتم و بچه‌هایی که پوست بر استخوانشان تنها جامه‌ اندازه شان است.

 

من از جهان چه می‌خواهم؟ از این گذرگاه پر هول و هراس و وقاحت و بی‌شرمی که گویی تمامی ندارد. تاریک نیست اتفاقاً، به غایت روشن است و همین تهوع آورش می‌کند. خون و رذیلت و خیانت و دهشت. پریشان حالی از این همه ظلم و جهل ستوه‌آور است. سرگرم کننده. سر در گم کننده.

 

  • سوسن جعفری

تبریز

خواب

فلسطین

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی