مرا آفرید آن که دوستم داشت

۳۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رژیم صهیونسیتی» ثبت شده است

 ما هر سال هفته وحدت داشتیم و داریم، پربرکت هم است؛ ولی این هفته وحدت یا آن تقریب، یک محفل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است؛ تنها محفل فرهنگی نیست. ما باید بدانیم که چه کسی در کمین است.

 

ما هر سال، هفته وحدت داریم و تقریب، دبیرخانه‌اش در طول سال باز است؛ که ما یک حقیقت هستیم، یک دین داریم، یک قرآن داریم، یک حبل داریم که باید اعتصام بکنیم؛اما این بیگانه نه سنی می‌شناسد نه شیعه می‌شناسد؛ امروز علیه ماست، فردا علیه شماست!

 

تقریباً هفتاد درصد برنامه تقریب و ایام هفته وحدت، باید درباره این مسائل سیاسی باشد. فضایل پیغمبر را نقل کردن، اینکه محبت پیغمبر اثر دارد، محبت اهل بیت اثر دارد، این سی درصد قضیه است؛ اما دشمن در کمین است، آمده تفنگ داده به دست آن تکفیری، آن وقت شما دارید فضیلت نقل می‌کنید؟!

 

 هفته وحدت باید کارش طور دیگری باشد؛ دارالتقریب در طول سال باید این ‌طور باشد.

 

 حضرت امیر (سلام الله علیه) یک بیان نورانی دارد؛ وقتی پرچم جنگ جمل را به پسرش ابن‌حنفیه داد، به او فرمود: تو با همین سرباز روبه‌رو می‌جنگی تو ولی: «اِرْمِ بِبَصَرِکَ أَقْصَی الْقَوْمِ» ببین اتاق جنگ کجاست، آن دورترین نقطه را ببین.

 

 الآن ما باید دورترین نقطه که آمریکای پلید و صهیونیسم هستند را کاملاً ببینیم.

 

 

آیت الله جوادی آملی/ دیدار مسئولین سازمان حج و زیارت با حضرت استاد/ تاریخ ۹۲/۰۸/۲۹

وحدت میان «تشیع» و «تسنن» نه ممکن است نه معقول؛ مرگ تفکر علمی در میان تسنن و در میان تشیع – هر دو- است. اما وحدت «شیعه» و «سنی» هم ممکن است و هم معقول و هم مسئولیت و تعهد ما این است...

 

وقتی از آن کسی که می‌گوید «فلسطینی‌ها باید ضربه بخورند و وقتی خوب ضربه بخورند، دل شیعه را خنک می‌کند» می‌پرسیم: چرا ضربه بخورند؟ جواب می‌دهد: «اینها دشمن اهل بیت بوده‌اند!» آقا! اینها کی دشمن اهل بیت بوده‌اند؟ اهل بیت کجا، اینها کجا؟ اینها چه تقصیری کرده‌اند؟ و ثانیاً آن اهل بیت تو، اهل بیتی است که انتقامش را باید «بن‌گوریون» بگیرد؟! این تشیع تو چه جور است که منتقمش و موعودش «بن‌گوریون» و «موشه‌دایان» است؟! جامعه‌های اسلامی بمباران می‌شوند، اینها می‌گویند آنها دارند انتقام آن ستمی را که بر خانوادهٔ مصطفی رفت، پس می‌دهند!

 

تو اگر شیعه هستی، به این معناست که در راه علی باید بروی و به آنچه که او برای آن جنگید، تو هم بجنگی و برای آنچه او زندگی‌اش را فدا کرد، تو زندگی‌ات را فدا کنی، نه به این معنا که کسانی را که امروز مثل تو بدبخت هستند در کام دشمن مشترک خودت بیندازی یا بپسندی که بیفتند. آیا علی الان خودش با اینها دشمن است؟ برداشت تاریخی این آقا غلط است.

 

این اگر به فلان خلیفه معتقد است، به عنوان دشمن اهل بیت به او معتقد نیست؛ به عنوان یک خلیفهٔ پیغمبر و رفیق علی به او معتقد است و من باید او را از اشتباه دربیاورم. اگر منطق دارم، باید این رفیقم را از این برداشت تاریخی غلط دربیاورم. و این کوشش من است و رسالت من. در آن حمله ‌کردن به خانه فاطمه، والله این آقا شرکت نداشته! این ۱۴۰۰ سال بعد آمده. خودت هم می‌دانی شرکت نداشته و خودت هم می‌دانی که به نفع کی ‌داری حرف می‌زنی!

 

 

 

علی شریعتی/ علی بنیانگذار وحدت/ علی [مجموعه آثار شماره ۲۶]/ انتشارات نیلوفر/ صفحات ۱۸۰ تا ۱۸۳.

 

 

 

 

از کانال:

@Ab_o_Atash

اگر عرفات را نماد جامعه فلسطینی محصور شده در کرانه باختری بگیریم که همین هم هست، این فیلم کوتاه و پرکنایه فرانسوی در 90 ثانیه به شما می‌گوید که فلسطینی‌ها در کرانه باختری بخصوص بعد از پیمان اسلو در دهه 90 میلادی چطور زندگی می‌کنند؛ پیمانی که مقاومت وقت فلسطینی (ساف) در آن به امید زندگی بهتر برای فلسطینی‌ها مهمترین خطوط قرمزش را به دست همین عرفات در برابر «رابین» و «پرز» ذبح کرد و طرف اسرائیلی هم منت گذاشت و آنها را به رسمیت شناخت.

نتیجه پیمان اسلو که راه گروههای مقاومت نظیر حماس و جهاد را از ساف جدا کرد بدتر شدن زندگی فلسطینی ها در کرانه باختری و ایضاً در غزه بود.

اوضاع چنان بر مردم سخت شد که انتفاضه دوم در سال 2000 از دل آن بیرون آمد عرفات در خانه‌اش در رام الله محصور ماند و در نهایت هم به مرگی مشکوک درگذشت.

قرار بود پیمان اسلو به دو دولتی ختم شود، اما امروز شاید بتوان متصور بود که دو خط موازی در نهایت به هم برسند اما دو کشور مستقل اسرائیل و فلسطین هرگز شکل نخواهد گرفت.

حمایت‌های ادایی کشورهای غربی از تشکیل کشور مستقل فلسطینی و ژست مخالفتشان با اسرائیل را هم بگذارید کنار

پی نوشت: کلیپ نگاهی گزنده و کنایه‌زن به دیدگاه عرفات در سازش با اسرائیل دارد. در انتهای فیلم عرفات روی تختخوابش به لوله توپ اسرائیلی که نماد استیلای اسرائیل در کرانه باختری و زندگی فلسطینیان است می‌گوید برو کنار همه جا رو داری می‌گیری.

 

 

 

از اینستاگرام مهدی بختیاری 

 

 

خیلی خوشبین نباشید در ایران، فکر نکنید پیروز شده‌اید‌.

تصاحب مجدد و ویرانی لیبی توسط اروپا ۴۰ سال کشید. سوریه سه دهه تحریم بود.

تحریم همیشه پیش درآمد جنگ است و نگذارید با مدل متفاوت آفریقای جنوبی فریبتان دهند.

تحریم مقدمه جنگ است.

جنگ سوریه ۱۴ سال کشید. در آنجا هم اپوزیسیون را از چپ و راست با شغل در تینک تنک و مدیا و با جایزه خریدند. آنجا هم چپ‌هایش به لفت فورم حمله کردند که شما ضد امپریالیستها پرو دیکتاتورید و از «ضد امپریالیسم احمقها» مقاله‌ها نوشتند... آنجا هم جیش الفلانها شدند انقلابی و ترکها و ترکمنها و ازبکهای القاعده شدند «سنی‌های سرکوب شده توسط حکومت!»

بالاخره کشور ویران شد، قطعه قطعه شد. به دست اتحاد عربستان / امارات / اسراییل افتاد و البته به قول چپ پرو ناتو آینده‌‌ای دمکراتیک و غیر اتورترین در آن به وجود آمد.

به جمهوری اسلامی دل بسته‌اید که مقابل پروژه امپریالیستی بایستد؟ یا به ضد جمهوری اسلامی؟ پوزیسیون یا اپوزیسیون؟

پروژه‌های امپریالیستی نو استعماری پروژه‌های طولانی مدت هستند... نگذارید بی‌صبری نتانیاهو در تسریع وقایع برای حفظ موقعیت خودش این را از یادتان ببرد.

 

 

لیلای لیلی ۱۵ تیر ۴۰۴

الف: نقدینگی در غزه عمداً در حال تخلیه است. به گفته مردم داخل نوار غزه، کامیون‌هایی که با هماهنگی بازرگانان وارد شده‌اند، به جای کاهش قحطی ساخته دست بشر، آن را بدتر کرده‌اند. این محموله‌های تجاری خواستار پرداخت کامل نقدی بودند، نه انتقال دیجیتال، که منجر به استخراج سریع پول فیزیکی از مردم شده است. در نتیجه، اسکناس‌های عمدتاً پاره و ریزتر همچنان در گردش هستند که بسیاری از آنها آنقدر آسیب دیده‌اند که حتی فروشندگان خیابانی از آنها امتناع می‌کنند.

مردم اکنون ۴۰ تا ۴۵ درصد کارمزد فقط برای دسترسی به پول نقد خود پرداخت می‌کنند و این کمیسیون توسط صرافی‌های محلی فعال در غزه دریافت می‌شود.

 

ب: نوشته: من دلم می‌خواهد کاملاً صورتت را بپوشانم.

توضیح: عبارت «من کاملاً دلم می‌خواهد صورتت را بپوشانم» نشان‌ دهنده‌ درک یا همدلی با کسی است که تصمیم می‌گیرد صورت خود را بپوشاند.

 

پ: به من می‌گویند چون بیماری‌ات تشدید می‌شود چشم و گوشت را به روی غزه ببند.

می‌گویند روز قیامت به خدا و پیامبرش بگویم چون بیمار بودم چشم و گوش بر بیداد ظالم و فریاد مظلوم بستم. وای بر من اگر شیعه پیامبر و اهل بیتش باشم و از شرم هزار بار نمرده باشم. مرا بر شتر برهنه در کوی و برزن طاغوتیان بچرخانید من شیعه امام سجاد علیه‌السلام هستم.

 

ت: فیلم جنین هشت ماهه بی سر را گذاشتم در ویراستی، دو مخاطب «آقا» در دایرکت متذکر شدند فیلم را بردارم چون دردناک است و از طرفی قساوت قلب ایجاد می‌کند! 

چرا؟

مگر یک عمر برای گلوی بریده به سر نزدید؟ مگر ناحیه مقدسه نخواندید؟

امام زمان هر لحظه می‌بینند این صحنه‌ها را. ببینید ایشان چی می‌بینند. 

 

ث: سالار شهیدان سلام الله علیه چون جهانی فکر می‌کرد و جهان به حق زنده است و مصالح ساختمانی جهان، حق است و خود آن حضرت، مُحقّق این نظر و متحقّق به این عمل بود، لذا جهان را به حق مداری و حق محوری دعوت کرد؛ فرمود: «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة»

ــ یعنی ذلّت از ما دور است نه ما از ذلّت دوریم.

ــ یعنی ما در حدّی زندگی عزیزانه داریم که ذلّت به خودش اجازه عبور به حرم و حریم ما را نمی‌دهد.

همان‌طوری که بیان نورانی علی بن ابی طالب سلام الله علیه این است که: «فَلَا یَرْقَى إِلَیَّ الطَّیْرُ»

شما می‌بینید در این قلّه‌های خیلی بلند، هر پرنده‌ای قدرت پرواز ندارد؛ فرمود: پرنده‌ها توان آن را ندارند که به اوج قلّه ما برسند.

اینجا هم سالار شهیدان می‌فرماید: ذلت به طرف ما نمی‌آید و از ما دور است.

این بیان، ریشه قرآنی دارد؛ ذات اقدس الهی در قرآن کریم مسلمان‌ها را به ستبری، عزّت، قدرت، قوّت و شوکت فرا خواند و فرمود: ﴿وَلْیجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً﴾

 کفار حتماً باید در شما عظمت، جلال، شکوه و استقلال احساس بکنند که به سراغ شما نیایند.

این در سایه:

وحدت شما

عقل شما

درایت شما

عدل‌محوری شما

و حق‌مداری شما خواهد بود.

و این را حسین بن علی صلوات الله و سلامه علیهما به دیگران آموخت. نه قرآن اجازه ذلت می‌دهد و نه عترت اجازه ذلت می‌دهد.

 

 

آیت الله العظمی جوادی آملی/ پیام به همایش ملی شعر عاشورایی؛ ۱۳۹۱/۱۰/۱۳

 

ماهیت این افراد در داخل کشور نیست که مهم است... نقشی که در غرب برای تایید صدای لابی‌های میلیتاریستی برای تجاوز به ایران بازی می‌کنند را باید در نظر گرفت.

امروز همراهی اپوزیسیون در غرب با لابی‌های میلیتاریستی دیگر چیزی است روشن. یکسری مدعیان چپ وطنی در اروپا و آمریکا از لزوم دخالت جامعه جهانی در ایران و لیبی و سوریه و کره مرتب حمایت کرده‌اند. چپی را که از تحریمهای ناتو در جهان حمایت می‌کند به گاری هم نمی‌شود بست... بماند.

متن کامل تحلیل لیلای لیلی را اینجا بخوانید (+)

 

با خودم گفتم یا مثل ویولت از سوء تغذیه می‌میرم یا مثل احسان شکوهی از سرماخوردگی، اما هیچکدام نشد.

از روز بمباران تا همین حالا درگیر بیماری و ضعفم و حتی نمی‌توانم چند جمله پشت سر هم حرف بزنم. شمخانی نیستم که توی فوتک فوت کنم و مصاحبه غرا بکنم و زیر آوار نماز بخوانم. نه نوشتنم می‌آید نه توان حرف زدن دارم که بتوانم هم دیگر نمی‌خواهم. به خاموشی پناه می‌برم که سلامت باشم، جسمی هم نشد روحی. هر چند روحم مثل بیست و دو سالگی‌ام زیر آوار ماند. مثل آن روز عصر که فرو ریختم، از دیروز زیر آوارم.

رفته‌ام توی تنها اتاق قلعه و پرده‌های ضخیم تنها پنجره‌اش را کشیده‌ام. در تاریکی، بینایی‌ام را همراه شنوایی‌ام عادت می‌دهم به ندریافتن و نپرداختن. دهانم را بسته‌ام که حرف نزنم. پیچیده‌ام در خودم مثل ۲۲ سالگی‌ام. کاش گفته بودم امروز صبح بیدار نشوم اما خواب و بیداری دست خود آدمیزاد نیست. زودتر از اذان هم بیدار شدم.

دو ماه پیش یک شب تا دروازه رفتن رسیده بودم. صدای مارتین در فضای پیرامون در دو طاقه‌ای که نور از لای بازش بیرون نمی‌زد پیچیده بود که بیا مگر نمی‌گفتی خسته‌ام؟ ذکر و قرآن می‌خواندم و زمزمه می‌کردم الآن نه. نگرانش بودم که گفت اگر چیزیم بشود تکلیفش با خانواده و ماترکم چه می‌شود. آن باری هم که کارم کشید بیمارستان کنار تختم نشست روی ویلچرم و گفت من بعد کی می‌خواهد کار کند؟

مارتین دو ساعت تمام صدایم زد و در نهایت گفت دیدی دروغ بود؟ آن شب سرم که تمام شد می‌ترسیدم بخوابم که مبادا بمیرم. حالا خوابم که می‌آید می‌خوابم که بروم اما «دیدی دروغ بود سوسا؟» دروغم مارتین اما می‌شود مثل ۲۲ سالگی‌ام که با دو حرف که برای پاسداشت عشقت در گوشه گوشه کتاب‌های درسی می‌نوشتم از پا در آوری‌ام؟ ۲۴ سال شده، بیش از نصف عمرم. می‌شود راضی شوید؟

صبح در فیسبوک دیدم لیلای لیلی یک دو پست طولانی نوشته که «منِ در تبعید خود خواسته در میان ایرانی، آمریکایی و اسرائیلی با افتخار ایرانی‌ام.» باز از غزه و فلسطین و یمن و سوریه حرف زده و خیانت چپ‌های میلیتاری لیبرالیسم. آن طرف حامد اسماعیلیون تولد پریسا را بهانه کرده از وطنی که نمی‌خواهد نوشته طولانی با هشتگ دادخواهی و یکی از مخاطبان کامنت طولانی دهان خورد کنی زیرش نوشته بود. لعنت به قلم روانی که برای شیطان بزند.

سعید کیایی روزنوشت جنگ داشت و از دیدن یک یک مکان‌های آسیب دیده و میدان قدس و مستندی که با زن‌های کشف حجاب کرده تو بخوان ملیجک‌های نتانیاهو دارد می‌سازد و مقارن شد با جنگ و به‌به نوشته.

حتی لاله منصف در مشمئزترین حالت ممکن روزنوشت جنگ دارد جز من که دیگر با نفسی که در نمی‌آید حتی با صوت هم نمی‌توانم تایپ کنم و کارم به کپی‌کاری تحلیل سیاسی و نظامی دیگران کشیده بی که بتوانم از آنچه در خواب قبل از جنگ دیدم بنویسم نه از آنچه بر ما گذشت. خشم و امید و نگاهم را.

آنها، دیگران با هر نگرش و استفاده و فرصتی می‌نویسند و جایزه هر چه باشد از آن آنهاست من از دیروز آنقدر به قاب عکس دو نفره پدر و مادرم در سال ۷۳ نگاه کردم که از ۹۶ که قابش کردم نکرده بودم. کاش خواب و بیداری دست خود آدمیزاد بود. حتی خوردن و نوشیدن. نفس کشیدن. کاش آدمیزاد که من باشم انقدر پوست کلفت نبودم. کاش هیولا همین پوست و استخوان مانده را می‌درید می‌زد بیرون. کاش حداقل طوری بمیرم اعضای سالمم را هم بکشند بیرون که دیگر چیزی برای کرم‌های منتظر نماند. کمتر بهتر. دوستان آ.ب مثبتم سه‌شنبه گذشته آمدند دیدنم از پشت ماسکم گفتند صورتت نصف شده. زبان را، زبان را نمی‌شود اهدا کرد؟ زبان چرا لاغر نمی‌شود؟

شاید اگر دیگر حرف نزنم از کار بیفتد. در ۲۲ سالگی می‌شد بزنم بیرون. الآن نه، و کاش بگذارند حرف نزنم. نبینم. نشنوم. فقط آنقدر گریه کنم شاید تمام شد.

 

 

ایجاد قلعه خیبر جدید در عربستان 

پایگاه نظامی ینبع: پروژه جنگ صلیبی نوین در حجاز

 

میلاد رضایی | کانال ایران شهر خورشید

 

برای شنیدن تحلیل(+)

 

تحرکات اخیر ایالات متحده آمریکا در منطقه جنوب غربی آسیا، به‌ویژه در شبه‌جزیره عربستان، بیانگر شکل‌گیری ساختاری نوین در دکترین دفاعی و هجومی این کشور است. برخلاف الگوهای سنتی درگیری‌های مستقیم یا نیابتی، آنچه امروز در حال وقوع است، برنامه‌ریزی برای نوعی نبرد ترکیبی و چندلایه است که در آن ابعاد نظامی، روانی، مذهبی و رسانه‌ای به‌صورت هم‌افزا عمل می‌کنند.

در چند سال اخیر شاهد آن بودیم که طرح‌های آمریکا برای حذف ایران و محور مقاومت با شکست مواجه شده‌ است ولی دشمن هرگز خسته نمی‌شود چراکه بحث یک جنگ موجودیتی برقرار است. 

به همین دلیل شاهد تغییر نوع ساختار جنگ علیه ایران هستیم که در تحلیل قفقاز کامل توضیح خواهم داد و به همین دلیل پس از شکست مجدد عملیات مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران و عقب‌نشینی متقابل این کشورها در برابر توان پاسخگویی نظامی ایران، رویکرد جدیدی در حال اتخاذ است. 

آمریکایی ها به خوبی می‌دانند اگر این حمله ادامه پیدا کند دیگر خبری از شلیک محدود چند موشک نخواهد بود. در صورت تکرار چنین رویارویی‌هایی، پاسخ ایران می‌تواند در قالب صدها موشک باشد، آن هم از فاصله‌ای نزدیک و حتی با استفاده از قایق‌های تندرو یا موشک‌های برد کوتاه.

در چنین شرایطی، آمریکا برای ادامه مقابله خود با ایران نیازمند پایگاهی ایمن است. از نظر برد چنین پایگاهی وجود ندارد و آمریکایی ها نیاز به یک بازدارندگی جدید دارند آن عدم اراده شلیک موشک‌های ایران است؛ و از نگاه آمریکا، عربستان سعودی گزینه‌ای ایده‌آل از منظر سیاسی و مذهبی محسوب می‌شود.

برای اینکار آنها پایگاه ینبع در نزدیکی مدینه را انتخاب کرده اند با موقعیت، کارکرد و پیامدهای بسیار متفاوت نسبت به پایگاه های دیگر خود!!

پایگاه نظامی ینبع که سه سال پیش به‌عنوان بخشی از چتر حفاظتی خاندان آل‌سعود در مقابل موشک های یمنی ساخته شده بود امروز به خط دفاعی اصلی متحدان آمریکا در منطقه تبدیل شده است. 

و بعد باز شدن قفل شلیک موشک های ایران به پایگاه های آمریکا در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس امروز به یکی از مراکز اصلی فرماندهی و پشتیبانی ایالات متحده بدل شده است.

موقعیت جغرافیایی این پایگاه در نزدیکی شهر مقدس مدینه و دسترسی مستقیم به دریای سرخ، بُعدی فراتر از مزیت‌های لجستیکی به آن می‌بخشد و آن را به یک "قلعه نامرئی" در دل حساس‌ترین منطقه مذهبی جهان اسلام تبدیل می‌کند.

در لایه اول، این پایگاه نقش سنتی ذخیره مهمات، تجهیزات زرهی، خودروهای نظامی و پشتیبانی لجستیکی را ایفا می‌کند؛ اما لایه دوم، شامل کارکردهای روانی و تبلیغاتی پیچیده‌تری است. 

درواقع از روز اول مکان ساخت این پایگاه به این علت انتخاب شده بود که بین این پایگاه و یمن شهرهای مدینه و مکه قرار داشته باشد و آنها از منطقه مقدس به عنوان یک سپر مذهبی استفاده کرده اند 

امروز نیز تجهیز و گسترش سریع این پایگاه در بندر ینبع و نزدیکی مدینه حاوی یک یک راهبرد دوگانه است. 

از یک‌سو امکان پاسخ به حملات ایران و انصارالله را فراهم می‌کند؛ و از سوی دیگر، هرگونه واکنش نظامی مقاومت به آن، می‌تواند در قالب «حمله به سرزمین‌های مقدس» یا "حمله سپاه ابرهه " تصویرسازی شود. 

نمونه آن، واکنش رسانه‌ای سعودی‌ها به حمله موشکی انصارالله به جده است که بلافاصله ادعا کردند هدف، کعبه بوده است.

این اقدام، نه‌تنها از مقاومت مشروعیت‌زدایی می‌کند، بلکه آن را در برابر افکار عمومی اهل سنت نیز قرار می‌دهد. بدین ترتیب، جنگ ژئوپلیتیکی کنونی بین ایران به عنوان نماینده مسلمانان و ظلم ستیزان جهان علیه اسرائیل به عنوان نماینده ظلم و استبداد و تکبر به یک جنگ فرقه‌ای درون اسلام بدل می‌شود؛ یک تله روانی تمام‌عیار برای نابودی اتحاد ایجاد شده مسلمانان علیه اسرائیل و راهی برای از بین بردن محبوبیت ایران در بین جهانیان خصوصا مسلمانان اهل سنت که با شلیک هر موشک ایرانی به شدت افزایش یافته است. 

اما هدف اصلی دیگر آمریکا یا هژمون غرب از تجهیز این پایگاه بازآرایی خطوط حمله و دفاع آمریکا در غرب آسیا است. 

با شکل‌گیری یک کمربند جدید از پایگاه‌های نظامی آمریکا از یونان، فلسطین اشغالی، اردن، و عربستان شاهد شکل گیری خط دوم دفاعی هژمون غرب در مقابله با ایران و یارانش در محور مقاومت هستیم که بعد از حمله موشکی ایران به قطر دیگر پایگاه های آمریکایی در کشورهای حاشیه خلیج فارس کارایی خود را از دست داده اند و نیاز به طراحی چنین خطی است که حداقل از برد موشک های کوتاه برد ایران در امان باشند و از خط مقدم جنگ دور شوند.

اکنون در ینبع، ساختار تازه‌ای از حمل‌ونقل تجهیزات از کانال سوئز، دریای مدیترانه و پایگاه هوایی شاهزاده سلطان در حال انجام است.

پایگاه ینبع در این طرح ، نقش پایگاه عملیاتی مرکزی در عملیات زمینی و تدارکات در مناطق هدف از جمله سوریه، عراق و ایران ایفا می‌کند. این بدان معناست که آمریکا، حتی در صورت بسته شدن تنگه هرمز، مسیر جایگزینی برای تحرکات نظامی‌اش دارد.

نکته مهم اینجاست که عقب نشینی آمریکا از پایگاه های کشورهای حاشیه خلیج فارس به سمت خط دوم ما شاهد این هستیم که دیگر آمریکا به این نتیجه رسیده باید از حالت جنگ نیابتی خارج شده و به صورت رسمی به جنگ ها ورود نماید و چون ایران تنها کشور غیر هسته ای در بین اتحاد محور شرق هست برای مردم آمریکا نیز قابل هضم تر است و خیال فرماندهان آمریکایی راحت تر است. 

ساخت این پایگاه و ماهیت آن، حاکی از درک عمیق آمریکا از شکست نسبی پروژه‌های جنگ نیابتی در منطقه و آماده‌سازی برای فاز بعدی جنگ‌های مستقیم هژمون‌هاست. 

از این منظر، اقدام آمریکا را باید بخشی از روند ورود رسمی به دوره "جنگ‌های منطقه‌ای" تحلیل کرد.

در این چارچوب، حضور روزافزون چین در کنار ایران و عدم تمرکز بر پروژه‌هایی مانند «کریدور عرب‌مد» نیز قابل فهم‌تر می‌شود. زمانی که زمین بازی از سطح رقابت‌های اقتصادی به درگیری‌های تمدنی ارتقا می‌یابد، اولویت‌ها نیز تغییر می‌کنند.

ایران و یارانش در محور مقاومت مقاومت باید برای این پایگاه قبل از آنکه تثبیت شود فکر جدی بکنند که به دلایل امنیتی امکان ارائه پیشنهادات مستقیم نظامی در یک رسانه عمومی وجود ندارد اما به صورت غیر مستقیم چندین راهکار ارائه می‌گردد.

ایران هرگز نباید نقش رسانه و بازدارندگی غیرمستقیم در تقابل با آمریکا را دست‌کم بگیرد. 

جایگاه راهبردی ینبع نه تنها از منظر نظامی بلکه از منظر رسانه‌ای نیز باید هدف قرار گیرد. 

محور مقاومت می‌تواند به سراغ افکار عمومی مسلمانان رفته و آنها را نسبت به سوءاستفاده آمریکا از مقدسات اسلامی آگاه کند. 

تمام دنیا باید بدانند که آمریکا می‌خواهد یک جنگ صلیبی جدید ایجاد کند و تبدیل پایگاه ینبع به «قلعه خیبر جدید» می‌تواند هزینه‌های رسانه‌ای و روانی عظیمی را به آمریکا تحمیل کند.

درواقع ینبع، نماد ورود هژمون غرب به فاز جدید نزاع تمدنی جدیدی است که در جهان و منطقه ما در حال رخ دادن است. 

پایگاه نظامی ینبع نه‌تنها یک تأسیسات نظامی است، بلکه نماد استراتژی‌ای گسترده برای حمله دشمن از دل دین، با پوشش مذهبی و سلاح رسانه است.

البته دقت بفرمایید که آمریکا از همان ابتدا با ایجاد این پایگاه در چنین موقعیتی ، به‌وضوح ایران را به‌عنوان یک هژمون نظامی جدی پذیرفته و خود را برای مواجهه مستقیم آماده کرده است .

در چنین شرایطی، محور مقاومت باید با ایجاد یک مرکز فرماندهی مشترک منطقه‌ای برای مدیریت جنگ‌های تمدنی، خود را برای مراحل بعدی آماده سازد. زیرا اکنون در نقطه‌ای ایستاده‌ایم که هر تصمیم، تعیین‌کننده آینده‌ای میان تجزیه یا تثبیت یک امپراطوری بزرگ اسلامی است. 

 

یاعلی

تیرماه ١۴٠۴

میلاد رضایی

 

 

«آتش‌سوزی در اورشلیم

آتش‌سوزی هنوز مهار نشده و در نزدیکی بزرگراه ۱ همچنان در حال گسترش است، مسافران با وسایل نقلیه و پیاده شروع به تخلیه از بزرگراه ۱ کرده‌اند.

شبکه ۱۲ عبری: دستور تخلیه شهرک میشمار آلون صادر شده است!»

 

به قاضی زاده خبر بدهید فرزندان اسماعیل چیزی نمی‌گویند ولی خداوندشان را سربازانی در آسمان و زمین است (فتح: ۷)

 

 

پ.ن: حسین قاضی زاده کارمند ایران اینترنشنال است. موقع آتش سوزی در بندر شهید رجایی نوشته بود فرزندان موسی بلوف نمی‌زنند.

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

«قال: یا على! خمسة تنور القلب : کثرة قرائة قل هو الله احد و قلة الکلام و مجالسة العلماء والصلاة فى اللیل و المشىء الى المساجد»

یا على! پنج چیز دل را نورانى مى‌کند: کثرت تلاوت سوره قل هو الله احد، کم گویى، مجالست با علما، نماز شب و گام برداشتن به سوى مسجد.

 

 

این حدیث را که خواندم یاد کتاب خار و میخک اثر شهید یحیی سنوار افتادم. آنجایی که در اوایل کتاب شخصی به نام شیخ احمد چند جوان را می‌بیند که کنار دیوار خانه‌ای روی پتویی نشسته و بازی می‌کنند می‌رود کنار آنها می‌نشیند. با آنها گپ می‌زند و از هدفمندی در زندگی می‌گوید.‌سپس آنها را دعوت می‌کند تا بعد از نماز مغرب در مسجد با هم باشند و به ادامه گفتگو بپردازند. 

چون کتاب را صوتی گوش دادم نمی‌توانم واگویه صحیح با ذکر صفحه داشته باشم اما از ابتدا تا انتهای داستان یعنی از همان دوران کودکی شخصیت اول داستان یعنی احمد که همراه پدربزرگش به مسجد می‌رفت و ادای نماز خواندن در می‌آورد تا انتهای داستان آنچه هدایتگر و جهت بخش حرکت جهادی در جوانان کرانه باختری و غزه است محوریت مسجد است.

تقابل کنشهای فکری متضاد از کمونیست‌ها گرفته تا اسلامگراها، تشریح روش‌های شکنجه و بازجویی، بازخوانی تاریخ تحول در زندان‌های رژیم صهیونیستی توسط زندانیان با اعتصاب غذا و اتحاد عجیبشان، ساخت دانشگاه اسلامی در غزه توسط خود دانشجویان، پاکسازی جاسوسان و تغییر فضای فاسد برخی جوانان فریب خورده حتی به قیمت حذف فیزیکی برادر توسط برادر، صحبت کردن از حربه‌های تکراری و البته ناشیانه رژیم صهیونیستی در تولید و انتشار اخبار و... 

گاهی میان خنده گریه می‌کردم و گاهی میان گریه لبخند می‌زدم. وقتی یحیی عیاش موقع افطار می‌شنود که خانه‌ای که در آن پنهان شده محاصره شده است، بدون اینکه از کوزه‌ای که برداشته بود آبی بنوشد به پشت بام رفت و بعد از کشتن یک صهیونیست توسط سربازان کشته شد و از پشت بام به پای یک درخت  زیتون افتاد و سربازان جرات نکردند به بدن بی‌جان او نزدیک شوند و خونش فرصت داشت خاک پای درخت زیتون را سیراب کند، یاد یحیی افتادم. سه روز بدون غذا و آب در حالی که خیلی‌ها می‌گفتند او در کاخش در زیر زمین پنهان شده است آن صحنه بی‌بدیل را آفرید.

یاد علیرضا داوری می‌افتم که گفت او جاسوس است و یاد شیخ فتحی که محتویات جیب سنوار را گذاشته و نوشته بود ببینید خود او هم از محصولات اسرائیلی می‌خورده.

یحیی عیاش تشییع جنازه باشکوهی در باریکه غزه داشت اما یحیی سنوار... 

داشتم می‌گفتم از محوریت مسجد اینکه آقای قرائتی شاید بیش از دو دهه است که می‌گوید مسجدها را احیا کنید اینکه مسجد است که انسان می‌سازد نه حسینیه که فقط شور ایجاد می‌کند. این را می‌شود هنوز هم در مردم غزه دید که در پیرامون خرابه‌های مساجد که فقط گنبدی روی تلی از بتن پاره‌ها باقیمانده جمع می‌شوند، نماز می‌خوانند، غذا می‌خورند و مسجدها را گیرم با خاک یکسان شده خالی نمی‌گذارند. 

خار و میخک داستان اشغال فلسطین و تفاوت میان مردم کرانه باختری و غزه است. وقتی کم کم جوانان غزه فرصت می‌کنند وارد سرزمین اشغالی شوند و به کرانه باختری بروند و یا در الخلیل و رام الله زندگی، کار و تحصیل کنند و بچرخند، متوجه فاصله طبقاتی میان خودشان و آنها می‌شوند. وقتی یکی از جوانان با دیدن خانه‌ها می‌گوید پسر با پول سنگ‌های این خانه می‌شود غذای چند روز مردم غزه را تامین کرد، یاد تهران و آن در خانه می‌افتم که می‌توانست زندگی هفت پشت ما را تامین کند.

خواندن آن کتاب چشم انداز دیگری برایم گشود.