مرا آفرید آن که دوستم داشت

۱۵۴ مطلب با موضوع «سیاست» ثبت شده است

سه روز پیش انیمیشنی که چهار روز پیش چند ثانیه تبلیغش را دیده بودم، تماشا کردیم. «خاطرات یک حلزون» محصول ۲۰۲۴ که توسط سازندگان انیمیشن فوق العاده زیبای مکس و مری ساخته شده. اگر مکس و مری را ندیدید اول آن را تماشا کنید و بعد این را و پیشنهاد می‌کنم هر دو را حتماً ببینید. شباهت‌های زیادی بین دو انیمیشن هست مثل اینکه امضای خودت را هی گوشه گوشه تابلوی نقاشی‌ات زده باشی. ولی چون امضایت خودش حرف‌های زیادی برای گفتن دارد پس لطمه‌ای به تابلوی زیبای تو وارد نمی‌کند. خصوصاً اینکه بین تولید دو اثر بیش از یک دهه فاصله افتاده است.

 

در اسکرین شاتی دیدم که: «احسان گل محمدی روزنامه نگار گفته در تهران همبرگر ۱۵ میلیون تومنی وجود دارد.

اینطوری که منوی یکی از شعب مک دونالد در دوبی را جلوی شما می‌گذارند و شما سفارش می‌دهید. یکی از کارمندان این شرکت که در دبی حضور دارد به مک دونالد مراجعه می‌کند و در اولین پرواز با هواپیما همبرگر برایتان ارسال می‌شود. چون پروازهای دبی هم محدودند، فقط چند ساعت فرصت برای این کار است.

اختلاف طبقاتی چیز عجیبی است، یک همبرگر برای بعضی‌ها حقوق یک ماه یک کارگر است.»

 

من وقتی متوجه فاصله طبقاتی شدم که کارمند سابق وزارت خارجه نوشت اتاق دوست دخترش ۱۲۰ متر است (در خانه ۱۰۰۰ متری در خود سعدآباد). تا همین الان برایم سوال است اتاق ۱۲۰ متری را با چی پر کرده؟

آخی. یاد خانواده مظلوم دکتر ولایتی افتادم.

از ۸ اتاق خواب این خانه با آن توصیفات از استخر حیاط جلویی و درختان یادآور رامسر حیاط پشتی‌اش که بگذریم، به نظرم برای نمادین‌تر کردن نقش گورباچفی پزشکیان با «میانجی‌گری» عمان، شعبه‌های مک دونالد بزنید رسمی. می‌دانید چقدر از خروج ارز جلوگیری می‌شود؟ البته اگر درصدی که مثل کوکاکولا و پپسی و نستله و بقیه رفقا سالهاست به جیب رژیم صهیونسیتی می‌رود را خروج ارز حساب نکنیم که نمی‌کنیم. آن وقت واقعاً یک «دستاورد» در سال دوم صدارت پزشکیان ثبت می‌شود که اوف و واویلا.

 

صحبت کارمند سابق شد یادی کنم از پست وزین دلربایش درباره «بزرگراه مقتولvs خیابان قاتل» که:

«جلوتر برویم. ستارخان، باقرخان، یپرم خان و سردار اسعد بالاخره موفق شدن تهران رو فتح کنن، شاه رو که به سفارت روسیه پناه برده بود عزل کنن، احمدشاه رو جایگزینش کنن و بالاخره دوباره مجلس ملی دوم رو تشکیل بدن. حالا وقت تسویه حساب با مخالفا بود و چه مخالفی مهم تر از شیخ فضل الله نوری؟ بزرگوار رو دستگیر کردن و کمی بعد در دادگاه، حکم فساد فی الارضش رو که توسط مراجع نجف تایید شده بود، قرائت کردن. شیخ رو می برن میدون توپخانه تهران و همونجا اعدام میشه. از اعدام شیخ فضل الله یه عکس معروف بالای دار مونده. گویا مردم به جسدش هم بی احترامی زیادی کردن.

حالا صد و چهارده سال می گذره از ماجرای اعدام شیخ فضل الله به دست مشروطه خواهان. به دست فاتحان تهران. به دست ستارخان و سایر رفقا و ما امروز در سال هزار و چهارصد و دو هجری شمسی، در تهران بزرگراهی به نام شیخ فضل الله نوری داریم و در همان حوالی خیابانی به نام ستارخان. بزرگراهی به نام مقتول و خیابانی به نام قاتل.»

 

راستی تا یادم نرفته، درست است که ۵ مرداد باید در موردش می‌نوشتم اما در ویراستی نوشتم پرت شد از ذخیره ارزی وبلاگ. در قسمت چهارم فصل دوم سریال فارگو، این میز مذاکره (ببینید) برایم تداعی داشت. وسط مذاکره کسی در گوش طرف کانزاسی خبر می‌دهد که دخل محافظان شوهر سکته کرده زن در آمده. یک جاسوس پرستو هم توی خانواده هست: دختر پسر بزرگه، همان ناقض صلح که جای بابابزرگ را لو می‌دهد.

تصمیم مادر: وارد جنگ می‌شویم.

آنچه برای خانواده جاسوس پرستو، خودش و رابط جاسوس از خانواده/ کارتل مقابل پیش آمد فوق‌العاده است. یعنی می‌خواهم بگویم ببینید این سریال خیر سرش «بر اساس داستان واقعی» را. یکی می‌گفت هر کتابی ارزش یکبار خواندن را دارد، فارگو بیشتر. لفظ بی‌ادبی نمی‌خواهم به کار ببرم ولی گیرم حتی آبکی، اسانسش تقلبی، هر چی، فارگو را دو بار ببینید.

 

حتماً سر و صدای بیانیه «جبهه» اصلاحات به گوشتان رسیده و تحلیل هم دیده و شنیدید. من دیروز صبح خیلی اتفاقی موقع انبار گردانی گالری گوشی، مستند جالبی دیدم که دسامبر ۲۰۲۲ ذخیره کرده بودم و اینکه کی ساخته شده نمی‌دانم ولی اوباما در فیلم است و تصاویر نگاتیو رؤسای جمهور بعدی، که یکی شبیه الترناتیو رهبری (زایمان فورسپس) و دیگری خیلی عجیب‌تر شبیه پزشکیان است و... تمام! «جمهوری اسلامی تقلبی» یا همان استحاله نظام. عجیب بود، نبود؟ (برشش را ببینید)

 

کسی در توییتر نوشته بود چرا جناب اژه‌ای کاری به کار برخی من جمله داوری ندارد؟ راستش از همان روزهای اول انقلاب آقای اژه‌ای یک عادت منجر به مرضی دارند و آن اینکه به شدت کار بلد هستند و نه تنها چم و خم کارشان را که کوچه پس‌کوچه‌های ذهن متهمان را طوری بلد هستند که گوگل مپ نمی‌تواند کمکی به آنها بکند و ناچار آماده اعتراف می‌شوند. فقط ساعت بدی. خب آدم هستند خسته می‌شوند باید بخوابند. پس با قلبی مطمئن می‌خوابند.

انصاف داشته باشید، ساعت ۱۲ شب بخوابید ۶ صبح به جای رفتن به وزارتخانه مستقیم بروید اوین به هوای اعتراف و ناگهان بگویند «موسی کو تقی؟» شما با یادآوری آن در طول سالهای بعد چه حالی می‌شوید؟ هی برایتان تجربه می‌شود هی تجربه می‌شود هی ناراحت می‌شوید. یک جایی باید ترمزش را کشید یا نه؟ می‌خواهید بگویند موسی کو حسن؟ اصلاً زبان می‌چرخد بگوید؟ (برش فیلم از مستند تارکد قسمت دهم)

 

 

 

 

پزشکیان ورد زبانش حضرت آقاست، نمی‌دانم این حضرت آقا کی هست.

یاد حکایت تاریخی افتادم که یک بهایی را داشتند فلک می‌کردند می‌گفت تو را به حضرت عباس نزنید. گفتند بگو تو را به حضرت حسین تا نزنیم. نگفت. فهمیدند منظورش عباس افندی بوده.

 

خیلی خوشبین نباشید در ایران، فکر نکنید پیروز شده‌اید‌.

تصاحب مجدد و ویرانی لیبی توسط اروپا ۴۰ سال کشید. سوریه سه دهه تحریم بود.

تحریم همیشه پیش درآمد جنگ است و نگذارید با مدل متفاوت آفریقای جنوبی فریبتان دهند.

تحریم مقدمه جنگ است.

جنگ سوریه ۱۴ سال کشید. در آنجا هم اپوزیسیون را از چپ و راست با شغل در تینک تنک و مدیا و با جایزه خریدند. آنجا هم چپ‌هایش به لفت فورم حمله کردند که شما ضد امپریالیستها پرو دیکتاتورید و از «ضد امپریالیسم احمقها» مقاله‌ها نوشتند... آنجا هم جیش الفلانها شدند انقلابی و ترکها و ترکمنها و ازبکهای القاعده شدند «سنی‌های سرکوب شده توسط حکومت!»

بالاخره کشور ویران شد، قطعه قطعه شد. به دست اتحاد عربستان / امارات / اسراییل افتاد و البته به قول چپ پرو ناتو آینده‌‌ای دمکراتیک و غیر اتورترین در آن به وجود آمد.

به جمهوری اسلامی دل بسته‌اید که مقابل پروژه امپریالیستی بایستد؟ یا به ضد جمهوری اسلامی؟ پوزیسیون یا اپوزیسیون؟

پروژه‌های امپریالیستی نو استعماری پروژه‌های طولانی مدت هستند... نگذارید بی‌صبری نتانیاهو در تسریع وقایع برای حفظ موقعیت خودش این را از یادتان ببرد.

 

 

لیلای لیلی ۱۵ تیر ۴۰۴

آخرین سخنرانی امام (علیه‌السلام):

 

سوگند به خدا می‌دانستم که شامیان به زودی بر شما غلبه می‌کنند زیرا آنها در یاری کردن باطل خود وحدت دارند و شما در دفاع از حق متفرقید، شما امام خود را در حق نافرمانید و آنها امام خود را در باطل فرمانبردار. آنان نسبت به رهبر خود امانت دارند و شما خیانتکار.

 

برخی اسلام ستیزان بیان می‌کنند که در قرآن چون زنان به کشتزار تشبیه شده است، لذا به زنان به چشم تحقیر نگریسته شده است.

جدا از اینکه این عبارت چه مفهومی دارد، در تفکر آریایی و زرتشتی از اصولی‌ترین باورها نیز بوده است

در متون متعلق به آریایی‌ها داریم:

 

«زن به منزله مزرعه است هر آنچه در آن برود متعلق به مالک مزرعه است اگر چه تخمی نیفشانده باشد.» (تصویر)

 

 

چون لینک در متن زیاد است منت بگذارید و ادامه مطلب را اینجا (+) بخوانید.

 

حقش این نبود آقای تولستوی که آندره‌ی محبوب مرا شبی به خانه برگردانی که همسرش سر زا برود.

 

باگلاتیون منفعل در بزنگاه و رستف بعد از بازگشت از جنگ افتخارات را درو می‌کنند و سرگرم عیش و مهمانی‌ها و کوتوزف مخالف تاکتیک جنگ اتخاذ شده شماتت و طرد می‌شود و آندره‌ی؟ احمق بود.

 

 

دو هفته پیش همسر یکی از بستگان که به پزشکیان رأی داده و شیفته اوست می‌گفت آن شب آخر که دیدم العدید را زدند و به شوهرم گفتم برآشفته و هراسان گفت وای بدبخت شدیم بچه‌ها اشهدتان را بخوانید آمریکا با خاک یکی‌مان می‌کند بلند شو کیف بقا آماده کن ببرمتان فلان شهرستان پیش فلانی... 

از اصلاح‌طلب جماعت جز این انتظاری هست؟ طرف در ویراستی خطاب به برادر یمنی می‌گوید شما چون زیرساخت ندارید از حملات آمریکا نمی‌ترسید. به آن خانم گفتم ایمانتان ضعیف است، جای خدا از کدخدا می‌ترسید. از خانم غزه‌ای که بالای سر فرزندانی که به خاطر «بازی گرسنگی» شهید شدند و می‌گوید: «اگر سیاست این است و طرحی علیه ماست از عهده‌اش برمی‌آییم و بیشتر می‌ایستیم.»، از یمنی‌ها یاد بگیرید. شروع کرد طبق معمول که همه که مثل هم نیستند، اینطور هم نیست شوهرم همان روزهای اول رفت ثبت نام کرد برای جنگ و فلان. ثبت نام برای شکستن محور مقاومت و جنگیدن در تهرانش گواه است از دلاوری اصلاح‌طلب. فرمود: «مردم، به دولتمردان خود شبیه‌ترند تا به پدرانشان.»

البته خودش کسی بود که یکبار طلبکارانه گفت مردم غزه داشتند زندگی می‌کردند دیگر، چرا جنگ را شروع کردند. گفتم تو اگر زمان امام حسین علیه‌السلام بودی هم همین را می‌گفتی. گیرم ماهواره ندارند، منبع و آبشخورشان اینستاگرام است. مثل دختر آموزگارش که می‌گفت چرا با چمدان پول بردند «فلسطین»؟ چرا جوان‌هایمان را فرستادند به جنگ داعش؟ و وقتی پرسیدم داعش کجا بود و چه بود دست برد به گوشی، گفتم نه با گوشی نه، خودت بگو در ماند.

یکبار گفت من از سیاست چیزی سرم نمی‌شود گفتم هم‌سن تو بودم با یک کاریکاتور دانشگاه را به هم می‌ریختم یعنی چی سیاست نمی‌دانم؟ به آن خانم گفتم اگر طرز فکر دخترت این است تقصیر شما است. ما هم مشکلاتمان زیاد بود اما سیاست و حکمت و مذهب را از پدر و مادر بی‌سوادم یاد گرفتیم. شما اگر غرق در مشکلات بودید که بودید هم، در تربیت معنوی فرزندان کم گذاشتید. 

مثل همیشه همه مثل هم نیستند و شما وضعتان فرق می‌کند و الی آخر. راست می‌گوید. ما شبیه دولتمداران خودمان هستیم. فرق داریم. 

دیروز گفت این یک سال خیلی سخت گذشت به ما. می‌گویم به همه سخت می‌گذرد. گفت نه برای ما سخت‌تر بود چون مستأجر بالایی اذیتمان می‌کند و دوباره قصه گفت. گفتم آره شما فرق می‌کنید. آدم‌ها مشکلات خودشان را بزرگتر از بقیه می‌بینند. خصوصاً من که خیلی وضعم بهتر است. یکبار این را گفت. فرو ریختم. چطور کسی اینقدر نزدیک و آگاه به شرایط زندگی ما می‌تواند این جمله را بر زبان بیاورد؟ ولی می‌گویند. پشت سر یا رو در رو. بعد با یک عذرخواهی می‌خواهند درستش کنند. عذرخواهی درست می‌کند؟ 

 

إِنَّ مَعِیَ رَبِّی

خیلی خسته‌ام.

هم بیماری شدت گرفته و هم دارم شمشیرهای از رو بسته را می‌بینم.

زمان انتخابات نوشته بودم (الان پیدا نکردم) اگر این ادعا که پزشکیان پزشک رهبر انقلاب است درست باشد، یاد دوره بنی‌صدر می‌افتم که مدارک پزشکی امام را فرستاده بودند فرانسه گفته بودند شش ماه بیشتر زنده نمی‌ماند و... 

رهبر انقلاب گفت خدای دهه شصت خدای الآنم هست و طرح انگشترشان قلبم را مطمئن می‌کند که اتفاق بزرگی در شرف وقوع است: قَالَ أَصْحَابُ مُوسَىٰ إِنَّا لَمُدْرَکُونَ

سخن پزشکیان از همکاری با اپوزیسیون یعنی بنی‌صدر و رجوی. واضح و آشکار جهاد تصمیم مسئولان قالیباف گرفته شده.

آیا آماده هستیم؟

 

آیات ۶۱ و ۶۲ سوره مبارکه شعرا

 

جنگ ادامه دارد و هر روز شعبده‌ای رو می‌شود. 

 

نزدیک دو سال از خون‌پاشی و تیغ‌تراشی غزه می‌گذرد و در حالیکه بی‌زبانها هم سخن گرفتند دو چهره در سکوتی عجیب بودند: احمدی‌نژاد و موسوی.

اگر احمدی بخشی از هویتش با اسرائیل‌ستیزی و چپ‌نمایی شکل گرفته بود اما موسوی تمام هویتش با استکبار ستیزی و چپگرایی بود. چطور ممکن است این دو ضد در چنین صحنه‌ای تماشاگر باشند؟

انگار نه انگار نسل کشی در جریان بود در حالیکه براحتی می‌توانستند بدون حمایت از جمهوری اسلامی اسرائیل را محکوم کنند.

نه بی‌خبر بودند و نه بی‌زبان.

انتخاب کردند که در این هنگامه مخالف اسرائیل نباشند و در این سکوت نشانه‌هایی است برای آنها که می‌اندیشند.

اما پس از حمله مستقیم اسرائیل به خاک ایران دیگر جای هیچ توجیهی نبود. محمود همان اول یک بیانیه حداقلی پر کرد و زهرا رهنورد سه روز بعد؛ متنی که زیر تجاوز دشمن چند لگد به حکومت می‌زد و آخرش هم خواستار پایان سریع جنگ (تسلیم) از سمت ایران می‌شد!

اما میرحسین حتی اینجا هم ساکت ماند. شاید با تجربه بیانیه رهنورد منتظر وقت بهتری بود. حالا دو روز پیش و دو هفته بعد از آتش بس و آرامش نسبی پیام او را به طور گسترده پخش کردند.

بیانیه‌ای که به جز سه جمله محکومیت عمومی درباره و خطاب به حکومت بود نه دشمن.

حتی به صراحت تجاوز را تقصیر خودمان و «نتیجه یک رشته خطاهای بزرگ» دانست. جالب اینکه پس از تبرئه ضمنی آمریکا و اسراییل اعلام کرد «ساختار کنونی نظام نماینده همه ایرانیان» نیست و مردم برای «تجدید نظر در آن خطاها» نیاز به «مجلس موسسان» دارند!

رفراندومی که پس از آن دیگر جنگ و «دخالت» توسط دشمن نخواهد بود.

 

این یک پیام معمولی وسط جنگ نیست.

 

شاید خیلی‌ها ندانند حصر میرحسین موسوی نه بعد از انتخابات، نه بعد از ۸ ماه جنگ خیابانی، نه بعد از تحریم سازی، نه بعد از ایجاد بزرگترین شکاف اجتماعی ایران، بلکه یکسال و نیم بعد در بهمن ۸۹ اتفاق افتاد.

جایی که همزمان با موج بهار عربی در مصر و تونس و دمشق و لیبی خواستار ایرانی سازی آنها شد. مسیری که بعدها به لیبی و سوریه امروز رسید.

سوریه در دنیای موسوی کلیدی است.

او حتی ۱۱ سال بعد از بهمن ۹۸ با اینکه نتیجه بهار را در ویرانه‌های شام دید هم باز نوشت: 

«حاکمیت نام بهار عربی را به بیداری اسلامی تغییر داد تا حرکت معطوف به آزادی و عدالت ملت‌های به ستوه آمده از دیکتاتوری و گرسنگی و فقر و بی‌عدالتی و مجالس قلابی را از حقیقتش خالی کند.» دلیل سوریه سازی تغییر نام و دخالت ایران بود نه پروژه غرب و پول عرب و ویروس سلفی‌گری!

امروز که فقط چند ماه بعد از سقوط سوریه اسرائیل به خاک ایران رسیده است اهمیت مدافعان حرم را می‌فهمیم اما موسوی نوشته بود: «دفاع از حرم که به معنای حراست از قلب مومن در مقابل کمترین گرایش به ستمگران است به خون ریختن در سرزمین‌های بیگانه برای تحکیم پایه‌های رژیمی کودک‌کش اطلاق می‌شود»!

شعار «نه غزه نه لبنان» در قلب جریان ریشه داشت.

او با حقد و کینه درباره شهید همدانی که در حلب جانش را فدای ایران کرد و جنگ را ۱۴ سال از «جانم فدای ایران گویان» و خود موسوی دور کرد نوشت: «سزای آن سردار بی‌افتخاری که به این جنایت اعتراف و مباهات کرد چه بود جز آنکه جانش در غربت به قربانی مستبدی دیگر تلف شود»!

حالا اگر متن پیام بعد از جنگ را بخوانید ردی از سوریه در آن پیدا می‌کنید: اعلام جایگزین حکومت، تشکیل مجلس موسسان، تکرار نکردن خطاهای پیشین که حمله آمریکا و اسراییل را ایجاد (لازم) کرد.

این پیام یادآور شخصیتی در اعلامیه‌های تشکیل تحریر النصره ۲۰۱۲، تحریر الشام ۲۰۱۷ است: جولانی.

احمد الشرع از رهبران «بهار عربی» محبوب موسوی اسم خود را جولانی گذاشت که اشاره به ارتفاعات اشغال شده جولان توسط اسرائیل داشت. این انقلابی استکبارستیز ضد اسرائیلی اصیل بعد از سر بریدن به تعداد کافی، کت و شلوار پوشید، مجلس موسسان، قانون نویسی تشکیل داد و خود را نماینده همه مردم اعلام کرد.

اسرائیل و آمریکا هم بعد از نابودسازی ارتش و زیر ساخت و اشغال خاک جز ماهی یکی دو بار حمله نمی‌کنند. تحریم هم لازم ندارند چرا که باقی با دستور انجام می‌شود.

حالا سوریه جولانی اتوبان حمله به ایران، که «آزادی‌»اش را تبریک می‌گفتند دارد داعش را برای «آزادی» عراق و ایران آماده می‌کند. مبارک باد این آزادی.

تبعات اصلی این پیام در بیرون از مرزهاست.

برخلاف های و هوی مجازی میرحسین موسوی امروز شخصیت مهمی نیست اما این بیانیه کثیف از زبان او اعلام موجودیت جریان «جولانی ایران» است.

پروژه موسوی کماکان سوریه‌ سازی ایران است و اگر ۸۹ پایانش را ندیده بودند امروز سوریه را دیدند و سفارش دادند.

تعجب ندارد که همان شبکه‌ای که در پایان جنگ، ترور رهبر و جانشینی روحانی را مطرح کرد، این پیام را گسترده پخش کرد. همانها که موج ناگهانی تحویل صداوسیما و سفید سازی تاجزاده و زندانیان را شروع کردند. دو درخواستی که دقیقا در این پیام کوتاه و نامه ۱۸۰ استاد هم روی آنها تاکید شده است؛

انگار همه از یکجا بیرون می‌آیند. کجا؟

 

 

سلمان معمار

۱۴۰۴/۰۴/۲۳

 

 

پ.ن: همان روز برداشتم ولی فرصت نشد به اینجا منتقل کنم.

 

الف: نقدینگی در غزه عمداً در حال تخلیه است. به گفته مردم داخل نوار غزه، کامیون‌هایی که با هماهنگی بازرگانان وارد شده‌اند، به جای کاهش قحطی ساخته دست بشر، آن را بدتر کرده‌اند. این محموله‌های تجاری خواستار پرداخت کامل نقدی بودند، نه انتقال دیجیتال، که منجر به استخراج سریع پول فیزیکی از مردم شده است. در نتیجه، اسکناس‌های عمدتاً پاره و ریزتر همچنان در گردش هستند که بسیاری از آنها آنقدر آسیب دیده‌اند که حتی فروشندگان خیابانی از آنها امتناع می‌کنند.

مردم اکنون ۴۰ تا ۴۵ درصد کارمزد فقط برای دسترسی به پول نقد خود پرداخت می‌کنند و این کمیسیون توسط صرافی‌های محلی فعال در غزه دریافت می‌شود.

 

ب: نوشته: من دلم می‌خواهد کاملاً صورتت را بپوشانم.

توضیح: عبارت «من کاملاً دلم می‌خواهد صورتت را بپوشانم» نشان‌ دهنده‌ درک یا همدلی با کسی است که تصمیم می‌گیرد صورت خود را بپوشاند.

 

پ: به من می‌گویند چون بیماری‌ات تشدید می‌شود چشم و گوشت را به روی غزه ببند.

می‌گویند روز قیامت به خدا و پیامبرش بگویم چون بیمار بودم چشم و گوش بر بیداد ظالم و فریاد مظلوم بستم. وای بر من اگر شیعه پیامبر و اهل بیتش باشم و از شرم هزار بار نمرده باشم. مرا بر شتر برهنه در کوی و برزن طاغوتیان بچرخانید من شیعه امام سجاد علیه‌السلام هستم.

 

ت: فیلم جنین هشت ماهه بی سر را گذاشتم در ویراستی، دو مخاطب «آقا» در دایرکت متذکر شدند فیلم را بردارم چون دردناک است و از طرفی قساوت قلب ایجاد می‌کند! 

چرا؟

مگر یک عمر برای گلوی بریده به سر نزدید؟ مگر ناحیه مقدسه نخواندید؟

امام زمان هر لحظه می‌بینند این صحنه‌ها را. ببینید ایشان چی می‌بینند. 

 

ث: سالار شهیدان سلام الله علیه چون جهانی فکر می‌کرد و جهان به حق زنده است و مصالح ساختمانی جهان، حق است و خود آن حضرت، مُحقّق این نظر و متحقّق به این عمل بود، لذا جهان را به حق مداری و حق محوری دعوت کرد؛ فرمود: «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة»

ــ یعنی ذلّت از ما دور است نه ما از ذلّت دوریم.

ــ یعنی ما در حدّی زندگی عزیزانه داریم که ذلّت به خودش اجازه عبور به حرم و حریم ما را نمی‌دهد.

همان‌طوری که بیان نورانی علی بن ابی طالب سلام الله علیه این است که: «فَلَا یَرْقَى إِلَیَّ الطَّیْرُ»

شما می‌بینید در این قلّه‌های خیلی بلند، هر پرنده‌ای قدرت پرواز ندارد؛ فرمود: پرنده‌ها توان آن را ندارند که به اوج قلّه ما برسند.

اینجا هم سالار شهیدان می‌فرماید: ذلت به طرف ما نمی‌آید و از ما دور است.

این بیان، ریشه قرآنی دارد؛ ذات اقدس الهی در قرآن کریم مسلمان‌ها را به ستبری، عزّت، قدرت، قوّت و شوکت فرا خواند و فرمود: ﴿وَلْیجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً﴾

 کفار حتماً باید در شما عظمت، جلال، شکوه و استقلال احساس بکنند که به سراغ شما نیایند.

این در سایه:

وحدت شما

عقل شما

درایت شما

عدل‌محوری شما

و حق‌مداری شما خواهد بود.

و این را حسین بن علی صلوات الله و سلامه علیهما به دیگران آموخت. نه قرآن اجازه ذلت می‌دهد و نه عترت اجازه ذلت می‌دهد.

 

 

آیت الله العظمی جوادی آملی/ پیام به همایش ملی شعر عاشورایی؛ ۱۳۹۱/۱۰/۱۳