مرا آفرید آن که دوستم داشت

۲۴ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

وَ ما أَرْسَلْنا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ (۹۳)

و هیچ پیامبرى را در هیچ آبادى نفرستادیم، مگر آنکه مردم آنجا را گرفتار سختى‌ها و بلاها ساختیم، تا شاید به زارى (وتوبه) درآیند

ثُمَّ بَدَّلْنَا مَکَانَ السَّیِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّى‏ عَفَواْ وَقَالُواْ قَدْ مَسَّ ءَابَآءَنَا الضَّرَّآءُ وَالسَّرَّآءُ فَأَخَذْنَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ (۹۴)

سپس به جاى ناخوشى، خوشى قرار دادیم تا آنکه فزونى یافته و انبوه شدند و گفتند: به پدران ما نیز (به طور طبیعى) رنجها و خوشى‌ها رسیده بود (و این حوادث تلخ و شیرین، نشانه قهر یا لطف خدا نیست). پس آنان را ناگهانى (با قهر خود) گرفتیم، در حالى که درک نمی‌کردند.

سوره مبارکه اعراف

 

«اینجانب هیچگاه نگفته و نمی‌گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می‌شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی‌انضباطی بر خلاف مقررات اسلام عمل نمی‌کنند؛ لکن عرض می‌کنم که قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی کردن این کشور می‌کنند و ملت ده‌ها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشکالتراش و کارشکن به کمک بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعتر خواهد بود.

اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدار شده و متوجه مسایل است و در صحنه حاضر است، آمال انسانی-اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید و کجروان و اشکالتراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند.

من با جرات مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر، بهتر از ملت حجاز در عهد رسول‌الله(ص) و کوفه و عراق در عهد امیرالمومنین و حسین بن علی (صلوات الله و سلامه علیهما) می‌باشند.

آن حجاز که در عهد رسول الله(ص) مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمی‌کردند و با بهانه‌هایی به جبهه نمی‌رفتند که خداوند تعالی در سوره توبه با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل در منبر به آنان نفرین فرمودند و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمومنین(ع) آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا(ع) آن شد که شد و آنان که در شهادت دست، آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد.

اما امروز می‌بینیم که ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبهه‌ها و مردم پشت جبهه‌ها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاری‌ها می‌کنند و چه حماسه‌ها می‌آفرینند و می‌بینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمک‌های ارزنده می‌کنند.

می‌بینیم که بازماندگان شهدا و آسیب دیدگان جنگ و متعلقان آنان با چهره‌های حماسه آفرین و گفتار و کرداری مشتاقانه و اطمینان بخش با ما و شما روبه رو می‌شوند و اینها همه از عشق و علاقه و ایمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حیات جاویدان. در صورتی که نه در محضر مبارک رسول اکرم(ص) هستند، و نه در محضر امام معصوم(ع).

انگیزه آنان ایمان و اطمینان به غیب است و این رمز موفقیت و پیروزی در ابعاد مختلف است و اسلام باید افتخار کند که چنین فرزندانی تربیت نموده، و ما همه مفتخریم که در چنین عصری در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم.»

 

بند «ج» وصیتنامه امام خمینی رحمه‌الله علیه

 

پ.ن: کاش قوه مقننه و قضاییه و اجراییه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی کردن این کشور می‌کردند امام جان. متأسفانه به قول استاد رحیم‌پور ازغدی سالهاست مسئولین دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی هستند اما امام و امت اجازه نمی‌دهند. مخلص کلام همین شعار همیشگی که «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده».

 

غربیان به جانب شرق در حرکت می‌آمدند تا به جان هم‌نوعان خود افتند و بنا به قانون اثر همزمان علل - هزاران علت کوچک - و برای این حرکت بزرگ و جنگ سترگ ناچیز با هم هماهنگ شدند و با این واقعه بزرگ هم‌اثر گشتند. مثلاً رعایت‌نکردن مرزهای قاره که اعتراض برمی‌انگیخت یا ماجرای دوک الدنبورگ یا ورود قوا به پروس که به نظر بناپارت فقط به منظور برقراری صلح مسلحانه صورت گرفته بود و سودای رزم‌جویی امپراتور فرانسه و عادتش به جنگ که با تمایلات و آمادگی فرانسویان هماهنگی داشت و فریفتگی شوکتمندی تدارکات که هزینه‌های هنگفتی همراه داشت و احتیاج به تحصیل منابعی که این هزینه‌ها را تأمین کنند و سرمستی حاصل از تجلیل شکوهمند او در "درزدن" و مذاکرات دیپلمات‌ها که بنا به نظر آن زمانیان با تمایل صادقانه به برقراری صلح برگزار می‌شد اما نتیجه‌ای جز آزردن عزت نفس طرفین نداشت و میلیون‌ها میلیون علت دیگر با رویداد محتوم هماهنگ شدند و با آن همزمان گشتند.

 

جنگ و صلح/ لئون تولستوی/ جلد سوم/ ص. ۸۸۱

 

 

پ.ن: ترامپ گفته ایران پیشنهاد مذاکره داده است. وسط مداخله نظامی دوم به نام «اعتراضات» که خود ترامپ و نتانیاهو گفتند حضور خیابانی دارند، وزارت خارجه ایران احتمالاً در همین دیدار دو روز پیش عراقچی با فرستاده عمان این را دوباره مطرح کرده است. چنانچه خبرگزاری فارس از نشست خبری وزارت خارجه آورده:

«کانال ارتباطی بین وزیر خارجه و ویتکاف باز است

سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سؤالی درباره اظهارات مطرح شده از سوی ترامپ مبنی بر اینکه درخواستی برای مذاکره از سوی ایران دریافت کرده و همزمان در صحبتی مبهم گفته که ممکن است بخواهد پیش از مذاکره اقدامی صورت دهد و اینکه آیا کانال ارتباطی بین عراقچی و ویتکاف برقرار است؟ اظهار داشت: کانال ارتباطی بین وزیر خارجه و ویتکاف باز است و هر وقت نیاز باشد از آن طریق پیام‌های لازم رد و بدل خواهد شد. علاوه بر کانال رسمی که دفتر حفاظت منافع آمریکا یعنی سفارت سوئیس است.»

 

این رفتار دیپلماتیک، همانطور که تولستوی نوشته «تمایل صادقانه به برقراری صلح» است حال آنکه بناپارت این زمانی بی امان به سوی پایتخت‌های روسیه پیش می‌رود، حماقتی بیش نیست، اگر خوشبینانه خیانت نباشد. شاید بدانید شاید نه که استراتژی جنگی ناپلئون بناپارت هنوز در دانشکده‌های نظامی غرب خیلی جدی بررسی و مطالعه می‌شود و من در هر صحنه‌ای که ناپلئون حضور دارد، دقیق می‌شوم. آنجایی که آنقدر دیر آجودان مخصوص الکساندر امپراتور روسیه را می‌پذیرد و به حضور بار می‌دهد که خود را در همان سالنی می‌یابد که ۴ روز پیش نامه امپراتور محبوبش خطاب به ناپلئون را از دستش گرفته و پیام شفاهی مهمی که عمداً نگاشته نشده بود را به گوش جان سپرده بود:

«بالاشف پس از آنکه تمام دستورات ابلاغ شده را گفت افزود که امپراتور الکساندر خواهان صلحند اما حاضر نیستند که برای صلح وارد مذاکره شوند مگر به شرطی که... اینجا مردد ماند. کلماتی را به یاد آورد که امپراتور الکساندر در نامه‌اش ننوشته اما دستور داده بود تا در فرمانی که به عنوان سالتیکف صادر شده بود گنجانده شود و به بالاشف دستور داده بود که شفاها به ناپلئون بگوید. الکساندر گفته بود تا وقتی یک سرباز مسلح دشمن در خاک روسیه باقی باشد... اما احساسی مبهم و پیچیده زبانش را می‌بست. گرچه می‌خواست ولی نمی‌توانست این عبارت را ادا کند. مردد ماند و سرانجام گفت: به شرطی که قوای فرانسه به آن سوی نی‌یه‌مان بازگردد. ناپلئون متوجه پریشانی بالاشف هنگام ادای این عبارت شد. چیزی در چهره‌اش لرزید و ساق پای چپش شروع کرد به ضرب منظمی تکان‌خوردن. از جای خود حرکت نکرد و با صدایی بلندتر و لحنی تندتر از پیش شروع به صحبت کرد. بالاشف طی سخنان بعدی او چندبار نگاه به زیر انداخت و ناخواسته به این حرکت ساق پای چپ او که با بلندتر شدن صدایش سریع‌تر می‌شد دقت کرد.

ناپلئون گفت: من کمتر از اعلیحضرت الکساندر خواهان صلح نیستم. مگر من نیستم که از هجده ماه پیش برای برقراری صلح دست به هر کار می‌زنم؛ هجده ماه است که منتظر توضیح مانده‌ام - اینجا ابروهایش درهم رفت و به دست کوچک سفید و فربه خود حرکت تندی داد و پرسید: و حالا برای شروع مذاکرات صلح از من چه می‌خواهند؟

بالاشف گفت: عقب‌نشینی به آن سوی نی‌یه‌مان، اعلی حضرتا! ناپلئون جواب او را تکرار کرد: آن سوی نی‌یه‌مان! و راست به چهره بالاشف خیره تکرار کرد: پس حالا شما می‌خواهید که من به آن طرف نی‌یه‌مان عقب‌نشینی کنم؟

بالاشف به نشان احترام و تصدیق سر فرود آورد.

چهار ماه پیش از او خواسته شده بود که پومرانی را تخلیه کند و حالا فقط به عقب‌نشینی تا آن سوی نی‌یه‌مان راضی بودند. ناپلئون به سرعت چرخید و شروع کرد در اتاق قدم‌زدن.»

 

همان/ صص. ۸۸۹ ـ ۹۰۰

 

 

آشنا نیست؟

 

«گر چه دیپلمات‌ها هنوز به امکان برقراری صلح اعتقاد استوار داشتند و با حمیت بسیار برای حصول آن می‌کوشیدند و با وجود اینکه ناپلئون خود به امپراتور الکساندر نامه می‌نوشت و او را اعلیحضرت برادرم می‌خواند و صمیمانه به او اطمینان می‌داد که خواهان جنگ نیست و همیشه او را دوست خواهد داشت و به او احترام خواهد گذاشت، ولی به ارتش خود پیوست و در هر منزل اوامر تازه‌ای در جهت تسریع حرکت قوا از غرب به جانب شرق صادر می‌کرد. در کالسکه‌ای صحراپیما که شش اسب تیزتک آن را می‌کشیدند سوار بود و پاژها و آجودان‌ها و قافله‌ای از ملازمان همراهش بودند و در راهی که از پوزن و تورن و دانتزیگ به کونیگزبرگ می‌رفت پیش می‌تاخت.»

 

 

همان/ ص. ۸۸۲

 

خط تاریخی: در بررسی وقایع خشونت بار حملات تروریستی اخیر توجه به خط سیر «تولید خشونت» بسیار اهمیت دارد و حتی به پیش از انقلاب اسلامی ایران برمی‌گردد. درست به واقعه کودتای ساقط کردن دولت ملی مصدق با شعبون بی مخ‌ها و پری بلنده‌ها، درست به دخالت سیاسی و کودتای ملکه محبوب دوست سابق که امیدوار بود کیت میدلتون در همان مسیر کار انقلاب امت ایران را یکسره کند و پهلوی قشنگش را برگرداند.

 

در طول انقلاب اسلامی آنچه به عنوان آسیب به اموال عمومی و مبارزه مسلحانه دیده می‌شود هم مربوط است به خط فکری گروه‌های افراطی مانند پیکار و مجاهدین خلق و... نه الزاماً آنچه امام خمینی ره مد نظر داشته که اسناد مکتوب آن در روزنامه‌های همان دوران موجود است. آنچه هرگز توسط امام خمینی ره تأیید و پیگیری و سفارش قرار نگرفت آسیب به اموال عمومی و مبارزه مسلحانه و ترور یود، همان که موچب کینه جویی و سهم خواهی و آشوب و جنگ شهری در اوایل پیروزی انقلاب شد.

 

خط فکری: لذا در سال‌های پس از اتمام جنگ تحمیلی و پس از درگذشت بنیانگذار انقلاب و شروع زعامت رهبر انقلاب تغییر ریل زیستی، فکری و سیاسی آرمانی انقلاب توسط غربق استخر فرح برای«سازندگی» به سمت طاغوتی شدن و ارتجاع کشیده شد. «سازندگی» «اصلاح طلبی» را زایید و پروراند و خشونت درست همپای اصلاح‌طلبی آغاز شد. ترور و آشوب برای سهم خواهی جا اندازی شد و نوک پیکان اتهامات همیشه به سمت یک نفر بود: امام خامنه‌ای.

 

حذف «ولی فقیه» به اتهام «دیکتاتوری» توسط آنچه لیبرالیسم رفسنجانی پی ریزی کرد و با نقاب اصلاح طلبی پیش برد، تا به امروز و این ساعات جز انداختن کشور به ورطه سقوط و «کودتای الیزابتی» نبوده است. دست پرورده انگلیس یعنی منوچهر فریدون یا همان حسن روحانی آخرین «نفس راحت» رفسنجانی برای تقابل و مقابله رو در روی امام و امت، در استخر فرح پس داده شد و هشت سال رکود همه جانبه نافرجام اما ریشه زده در شاخ و برگ درخت تناور انقلاب اسلامی با معجزه روی کار آمدن شهید رئیسی هم نقش بر آب شد.

 

شهید رئیسی گر چه نتوانست به طور کامل از شر لیبرالیسم اقتصادی و فرهنگی رها شود و گریبانگیری‌اش با انتخاب وزرای ناکارآمدی در بخش فرهنگی و اقتصادی به خاطر «باج سبیل» ضریب موفقیت‌اش را گرفت و ضعف عمیق رسانه‌ای دولتش که بارها توسط رهبر انقلاب گوشزد شد جدی گرفته نشد (بیابید خط را) باعث کاهش چشمگیر و قابل پیش‌بینی اقبال از انتخابات ریاست جمهوری شد.

 

خط فکری خشونت زایی در دولت سیزدهم به بهانه معیشت و حجاب ادامه یافت. همان هتک حرمت مساجد و حوزه‌های علمیه و «قرآن سوزی» و کشتار بی‌رحمانه نیروهای امنیتی و بسیج در کف خیابان. و مثل همیشه بدون محاکمه و مقابله قضایی جدی. بدون مصادره اموال اغتشاشگران و چهره‌های مشوق خشونت. «رأفت» نخ نمای قوه قضاییه هر بار یک «پالس ضعف» ارسال کرده است: «هتل زندان اوین» همان که فرزند رفسنجانی چند روز قبل از شروع اعتراضات منجر به خشونت با لباس رزم آمریکایی گفت.

 

خط عملی: حملات تروریستی هر چند در ابتدا در حاشیه  اغتشاشات رخ می‌داد، در سال ۴۰۱ وارد بطن شد. حالا که «سایه جنگ» «روحانی الیزابتی» در دولت سوم به خود جنگ تحمیلی دوم انجامید آن هم درست بعد از اظهارات ظریف در اجلاس داووس مبنی بر اینکه «اگر رقیب انتخاباتی ما پیروز می‌شد حتماً جنگ می‌شد.» و برخلاف پروژه «بسم الله الرحمن الرحیم» توییتری، آنچه مد نظر بود رخ نداد و برعکس رهبر انقلاب و در واقع نهاد «ولایت فقیه» محبوبیت و اقندارش را بازیابی کرد، حتی میان کشف حجاب کرده‌ها، دیگر گاماس گاماس پیش رفتن جوابگو نبود. رشته‌ها پنبه شده بود. حالا وقت حاشیه نبود، نبوی اعلام کرد و «گورباچف ایران» از «بازار» شروع کرد و جراحی خونبار آغاز شد.

 

حالا وقت تجزیه بود، خشونت حاشیه‌ای لوث شده و کارآمد نبود. وقت نبرد خیابانی پیش از حمله بود. آن هم با شعار «این آخرین نبرده پهلوی برمی‌گرده» نه «حجاب بهانه است اصل نظام نشانه است». عجیب اینکه در همین حال که ترامپ از «سس تپلی» اظهار گذر می‌کند، ایلان ماسک ایموجی پرچم جمهوری اسلامی ایران را به شیر و خورشید پهلوی تغییر می‌دهد. اما اتفاقات اوکراین و ونزوئلا نشان داد ترامپ دست اپوزیسیون را در پوست گردو می‌گذارد و آنچه در ایران پس از براندازی رخ خواهد داد نه پهلوی یا رجوی که «روحانی» است.

 

به شباهت کامل اغتشاشات دهه نود دو دولت روحانی و حملات تروریستی اخیر دقت کنید. رفتار اغتشاشگران در هر دو بسیار رادیکال است. روح الله زم به صراحت می‌گوید ما کمک کردیم روحانی سر کار بیاید چون فقط «او» می‌توانست اوج خشونت را ایجاد کند. قطع کامل اینترنت و حجم بالای کشتار از هر دو طرف. البته با طرح‌ریزی پیشاپیش خلع سلاح نیروی امنیتی و تجهیز عجیب و عظیم گروه‌های خاص از دو گروه عمده بهائیان و منافقان که بدون ترس و در امنیت نفرگیری کرده بودند و با تمهیدات وزیر جوان بستر تلگرام پهن شده بود. تنها «منوچهر فریدون» می‌توانست مردم را به خشم آورد و در خشم نگه دارد.

 

در «دولت سوم روحانی» که با وعده رفع فیلتر تلگرام روی کار آمد، بدنه کابینه و نهادهای دولتی با منافق و فتنه‌گر بسته شد و پزشکیان از روزهای ابتدایی با این گزاره که «رهبری کمک کرد تأیید صلاحیت شوم» در تمام گفتگوهای رسمی و غیر رسمی که به مدد رسانه بلدی این فرقه بازتاب می‌یافت علنی و بی‌واهمه حتی در مناظره انتخاباتی به راحتی از حضور هر طیف برانداز محور در ستادهایش سخن می‌گفت.

 

قالیباف که به قول سعید قاسمی «روحانی در لباس خودی» است در تمام طول مناظرات انتخاباتی تا تأیید کابینه با دروغ «تأیید رهبری» (+) تا عدم ابلاغ قانون حجاب و عفاف، تا «برجام منطقه‌ای» و «تضعیف مقاومت» با نفوذ در بدنه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیش رفت و فاجعه «جنگ ۱۲ روزه» پیش آمد.

 

«مجلس روحانی» به همراهی «دولت سوم روحانی» ادامه داده و خواهد داد. «این آخرین نبرده». رهبر انقلاب مدتی است تنها با مردم سخن می‌گوید. راه احتجاج با ملت هنوز برخلاف مسئولان بسته نشده است. روحانی آن چنان در زمان صدارت با آسودگی خلاف دستورات رهبر انقلاب بی هزینه سخن گفته که در جانشینی رهبری هم بی هزینه پیش برود. قبلاً اینجا و فضاهای دیگر نوشته‌ام که تقریباً قریب به اتفاق مسئولان خصوصاً پزشکیان، اژه‌ای و قالیباف واو به واو کلید واژه‌های خط تاریخی، فکری و عملی «روحانی الیزابتی» را در مصاحبه‌های داخلی و خارجی بیان و با جدیت دنبال می‌کنند.

 

این بازی تمام نشده است. این بازی از نظر ستون بندی و تنظیم قواعد و یارگیری فراتر از دخالت نظامی خارجی در حال اجرا است. نه اینکه نه تنها «سایه جنگ» که خود گزینه «جنگ» محتمل نباشد که قوی هم هست بلکه خود بازیگران داخلی با یقین به «این آخرین نبرده» در حال پیشبرد منویات «رهبری» خود هستند. اینکه روحانی از «گندم ری» بخورد یا نه بستگی به علمای «سلیمان بن صُرَد خُزاعى» و «مختار ثقفی»های نظامی و زنان کوفه و مردانش دارد. بالطبع  «قیام توابین» و «قیام مختار» بعد از فتح نرم کوفه توسط ابن زیاد و «روز واقعه» و اسارت زنان و در بازار چرخاندن آنها هیچ سودی برای «علی بن حسین» نداشت.

 

ما نزدیک قله‌ایم. اگر فریب بخوریم «ظهور» باز هم عقب خواهد افتاد حتی اگر «معبد سلیمان» ساخته شود.

 

آتش زدن اماکن مقدس را معمولا ۲ گروه انجام می‌دهند:

بهائی‌ها

باستان‌گراهای افراطی

 

بهایی‌ها که تکلیفشان مشخص است، اما باستان‌گراها؛ هر جایی که باستان‌گرایی بیشتر رشد کرده، توهین به مقدسات هم بیشتر است.

 

کانال پژوهشی آرتا (+)

 

توضیح اینکه گودرزی مجسمه‌ساز که پیاده‌روی تک نفره به سمت مقبره کوروش راه انداخته بود توسط صاحب این کانال ضایع شد و برگشت.

حالا هی رائفی‌پور و جناب قاسمیان بدون منبع و مدرک ضریب بدهند به باستان‌گرایی. بهائیت که بماند.

 

بعد از مبارزه هشتگی رباتی سال ۴۰۱ در توییتر، اقدام ایلان ماسک در تغییر ایموجی پرچم جمهوری اسلامی ایران به شیر و خورشید پهلوی کار نظام را قبل از حمله آمریکا در دفاع از «جاوید نام»ها تمام کرد. 

 

دیگر تلاش برای بقای این نظام بی‌فایده است. هار ۳.

 

متین: در پست «شما خونه‌تون مورچه داره» (+) یادی کرده بودم از متین کوچولو و مورچه‌ها که مژه‌های بلند قشنگش را مثل مزرعه گندم درو کرده بودند. از ۴۰۱ خبری ازش نداشتم، هفته گذشته فهمیدم مصادف با روز مادر در ۱۲ سالگی رفته جایی بهتر بی درد و رنج. توی صفحه‌اش گشتی زدم و دیدم گذشته مستأجری و نداری را پاک کرده مادرش. حالا به مدد تبلیغاتی که خصوصاً بعد از بزرگ شدن پسر دومش گرفت نوشته «وقتی مردم فکر می‌کنند توی ثروت و موفقیت غرقی و تو نفست به نفس فرزندت بنده».

روحش شاد ولی کار خوبی نکردی.

 

عایشه: کاری به ولگردی‌های دختر پزشکیان با دلار ۱۴۰ تومنی ندارم، نوش جان ۱۶ میلیون نادان، اما اینکه در استان شمالی ما، به جای زهرا پزشکیان نوشتند عایشه پزشکیان یاد همکار کُرد سابق در بیمارستان شهدای تبریز افتادم که سال ۴۰۱ مهاجرت کرده و برانداز از راه دور شده. او می‌گفت ما کردها دو اسم داریم، یک اسم شناسنامه‌ای، یک اسم قیامتی که با آن اسم محشور می‌شویم. حالا احتمال قوی قوم و خویش باکویی اسرائیلی پزشکیان ترجیح داده میزان صمیمیت را به رخ بکشد و از اسم قیامتی زهرا خانیم رونمایی کرده. بالاخره یک رگ کردی که دارند، قوی‌تر شاید از آنچه فکرش را بکنید.

 

مادورو: وقتی از افول آمریکا صحبت می‌کنیم یعنی اینکه چون دیگر توانایی لشکرکشی و حمله به منظور گسترش دموکراسی ندارد، مثل فیلم‌های هالیوودی می‌رود رئیس‌جمهور مشروع و قانونی یک کشور مستقل را «می‌دزدد»! و با افتخار و به قول تاکر کارلسون باهاش «دستاوردسازی» می‌کند. ایلان ماسک هم حاتم بخشی کرده اینترنت استارلینک هدیه کرده به مردم خشمگین ونزوئلا. قشنگ دیوانه خانه است. مرد تاجر محبوب قلب اصلاح‌طلبان و سرمشق کلاس درس سریع‌القلم‌ها، داداش باسن قلمبه پزشکیان یک تنه دارد ترتیب آمریکا را می‌دهد. شهید المهندسی چه خوب پیش‌بینی کرد که آمریکا به دست ترامپ نابود می‌شود ان‌شاءالله.

 

گدا پروری: اصلاح‌طلب‌ها که می‌گفتند احمدی‌نژاد صدقه می‌دهد و گداپروری می‌کند حالا حاصل «تکرارشان» افتاده به جان صندوق توسعه ملی و نفری ۴ میلیون ریخته به حساب ملت که حتماً بروند از فروشگاه‌های زنجیره‌ای خرید کنند جیب به جیب بشود. به قول پزشکیان هر جای این دولت دست می‌گذاری، درد دارد. قالیباف هم یک قاشق چایخوری سردار سلیمانی توئیت می‌کند و مردم مردم می‌کند تا لایحه متورم چرکاب متعفن دکتر را زیر سبیلی تصویب کند. انتقام از مردم و حمله به ولی فقیه را پیش می‌برند. به قول شهید حاجی‌زاده ما هم خدایی داریم. بتازید که خوب می‌تازید.

 

پارادوکس: اصلاح‌طلب خانه ما که سال ۴۰۱ نمی‌دانست چطور خشونت و نفرتش را به من نشان بدهد که مخالف فتنه فواحش بودم، حالا ناراحت است و همسو با من حتی از شریفی زارچی هم حالش به هم می‌خورد. عجیب ولی واقعی است.

 

 

 

 

*سعدی

اعتقاد به سرنوشت در تاریخ برای توضیح پدیده‌های غیرمنطقی (یعنی پدیده‌هایی که ما به منطق آن‌ها راه نمی‌بریم) ناگزیر می‌نماید. هر قدر بکوشیم این‌گونه رویدادهای تاریخی را به یاری عقل توضیح دهیم برایمان نامعقول‌تر و نامفهوم‌تر می‌شوند. هر فرد آدمی برای خود زندگی می‌کند و برای رسیدن به مقاصد شخصی خویش از آزادی خود سود می‌جوید و به روشنی احساس می‌کند که هر لحظه می‌تواند فلان کار را بکند یا نکند. اما همین که کاری را کرد آن کار که در لحظه‌ای معین به انجام رسیده است بازگشت‌ناپذیر و جزئی از تاریخ می‌شود و در دل تاریخ دیگر ارزش عملی محتمل را ندارد، بلکه به صورت واقعه‌ای از پیش معین شده در می‌آید. زندگی هر فرد آدمی دو جنبه دارد، یکی جنبه شخصی است که هر قدر تعلقات شخص مجردتر باشند انسان به آزادی نزدیک‌تر است و دیگری زندگی طبیعی و کندویی یعنی زندگی در دل جمع است و رفتار انسان در آن جمع ناگزیر تابع قوانینی است که به او تحمیل می‌شود.

انسان زندگی فردی خویش را آگاهانه دنبال می‌کند ولی نمی‌داند که در عین حال ابزاری‌ست برای حصول هدف‌های تاریخی جامعه انسان‌ها. اعمال انسان‌ها بازگشت‌ناپذیر است و همزمانی آن با اعمال میلیون‌ها انسان دیگر ارزش تاریخی کسب می‌کند. انسان هر قدر روی نردبان جامعه بر پله بالاتری قرار داشته و هر قدر با افراد بیش‌تری مربوط باشد، صاحب قدرت بیش‌تری است و به همان اندازه نیز محتومی و ناگزیری هر یک از کارهایش مسلم‌تر است .

بنا به ضرب‌المثلی روسی: "قلب شاه در دست خداست."

شاه بنده تاریخ است.

تاریخ یا به عبارتی زندگی ناآگاه و گروهی و کندویی انسان‌ها هر لحظه از زندگی شاهان را همچون حربه‌ای برای حصول هدف‌های خود به خدمت می‌گیرد. 

 

 

جنگ و صلح/ لئون تولستوی/ جلد سوم/ ص. ۸۸۰

 

 

*بیانات رهبر انقلاب در دیدار اخیر ۱۴۰۴/۱۰/۱۳

 

زینب کبری، نمونه و نموداری از انسانیت است. حقیقت زن و حقیقت مرد که روح مجرد است، فرقی نمی‌کند.

اگر عقیله بنی‌هاشم زینب کبری (سلام‌الله‌علیها) مورد تکریم ویژه امام زمانش، وجود مبارک سجاد (سلام‌الله‌علیه) است، برای آن است که:

حقیقت انسانیت را خوب یافت و بر اساس آن حقیقت انسانیت عمل کرد.

از این‌رو، در همه حال جلال و شکوه ذات اقدس اله را یادآور می‌شود... «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلاً»

 

(فیلم)

 

آیت الله جوادی آملی/ پیام موضوعی: زینب کبری/ تاریخ ۱۴۰۳/۰۸/۰۱

 

امیرالمومنین در قسمتی از نامه به امام حسن علیه‌السلام می‌فرماید: «فَإِنْ أَشْکَلَ عَلَیْکَ شَیْءٌ مِنْ ذَلِکَ فَاحْمِلْهُ عَلَى جَهَالَتِکَ». اگر درباره جهان و تحولات روزگار چیزی را نفهمیدی آن را به عدم آگاهی خودت ارتباط بده، زیرا تو ابتدا با ناآگاهی متولد شدی و سپس علوم را فرا گرفتی و چه بسیار است آنچه را که نمی‌دانی و خداوند می‌داند که اندیشه‌ات سرگردان و بینش تو در آن راه ندارد، سپس آنها را می‌شناسی.

پس به قدرتی پناه ببر که تو را آفریده، روزی داده و اعتدال در اندام تو آورده است. بندگی تو فقط برای او باشد و تنها اشتیاق او را داشته باش و تنها از او بترس.

بدان پسرم هیچ کس همچون پیامبر صلوات الله علیه و آله از خدا آگاهی نداده است، رهبری او را پذیرا باش و برای رستگاری راهنمایی او را بپذیر.

 

 

حجت الاسلام و المسلمین نظافت

 

شنبه ۱۳ دی تعطیل است، آخرین باری که شنبه تعطیل بود پنجشنبه‌اش جنگ شد.

حالا اولین شنبه برای چی تعطیل بود؟ عید غدیر به امامت رسیدن حضرت علی علیه‌السلام. حالا این شنبه برای چی تعطیل است؟

این را بگذارید کنار توییت جدید پزشکیان و حرفهای ترامپ در دیدار با نتانیاهو:

پزشکیان ۱۶ ساعت پیش: پاسخ جمهوری اسلامی ایران به هر تجاوز ستمکارانه‌ای، سخت و پشیمان کننده خواهد بود.