- ۰۹ مرداد ۰۴ ، ۱۴:۳۸
- ۰ نظر
کسانی که گفتند ایمان آوردیم و استقامت ورزیدند...

غزه نه تنها کربلا که مصاف حضرت ایوب علیهالسلام با شیطان است.
شهید حاج رمضان مگر نگفت مبارزه ما با اسرائیل زمین زدن شیطان است؟
آیا به این مرحله از «قدرت ایمان» رسیدیم؟
کسانی که گفتند ایمان آوردیم و استقامت ورزیدند...

غزه نه تنها کربلا که مصاف حضرت ایوب علیهالسلام با شیطان است.
شهید حاج رمضان مگر نگفت مبارزه ما با اسرائیل زمین زدن شیطان است؟
آیا به این مرحله از «قدرت ایمان» رسیدیم؟
حقش این نبود آقای تولستوی که آندرهی محبوب مرا شبی به خانه برگردانی که همسرش سر زا برود.
باگلاتیون منفعل در بزنگاه و رستف بعد از بازگشت از جنگ افتخارات را درو میکنند و سرگرم عیش و مهمانیها و کوتوزف مخالف تاکتیک جنگ اتخاذ شده شماتت و طرد میشود و آندرهی؟ احمق بود.
دو شب است باد شدیدی میوزد که تا طلوع آفتاب بیامان میتازد. هواشناسی گوشی ماه میان ابر است.
از وقتی این عکس صفحه اول روزنامه سازندگی مورخ ۷ خرداد را دیدم یک چیزی فراتر از آن چیزی که دیگران نوشتند اذیتم میکرد اما نمیدانستم چی. دیشب اما به ذهنم آمد. لباسی که تن سرلشکر/سردار باقری است.
همین.
شیخ انصاریان که فروردین امسال ار حمایت از پزشکیان توبه کرده بود امروز توبه را با همنشینی با پدر فتنه و ابطحی شکست.
آقای مهدی جمشیدی نوشته:
دو سال پیش از مشابهت تئوریک شیخ حسین انصاریان با جان لاک – پدر لیبرالیسم – در باب نظریۀ تساهل(tolerance) نوشتم. پامنبریهایش به من حملهور شدند. امروز همان تساهل، آنچنان بسط یافته که به عکس یادگاری با محمد خاتمی – یکی از سران فتنه – انجامیده. منطق حسینبنعلی -علیهالسلام- مرزبندی بود یا همنشینی؟
*شیخ بهایی
ما دو سال است که جنگ را انکار میکنیم. نمیخواهیم باور کنیم چطور میشود در جنگی پیروز شد که وجود ندارد؟
چطور میشود در خواب جنگید؟ این دستاوردسازی برای اسرائیل نیست؟
زنجیر خواب رویا، توهم و هوس؛ هرگونه انقطاع از واقعیت هزینهزاست. دیر یا زود، دور یا نزدیک صدایش در میآید.
همانطور که پایان مسیر رویاپردازان به قتل نصرالله رسید، پایان مسیر خوابآلودگان هم میتواند تلخ باشد.
خوابآوران فکر میکنند جامعه را آرام میکنند. اما نمیفهمند تصویر پرچمداری بیدار در میان جمعیتی خواب چقدر برای اسرائیل هوسانگیز است.
تحلیل سیاسی جدید سلمان معمار را در وبلاگم با عنوان در جستجوی واقعیت از ورزقان تا بندرعباس قرار دادم. خیلی طولانی است ولی میارزد که بخوانید. من هم برای تبدیل توییت به پست در وبلاگم خیلی زحمت کشیدم. خلاصه که اینطوری. (اینجا)
ساده و مختصر اینکه این هندیها که صبحانه املت نوشابه میخورند و سر مرزشان با پاکستان هر روز هندی بازی در میآورند، دیشب جنگنده خودشان جنگنده خودشان را زده، بعد خیال کردند پاکستان حمله کرده، توپخانههایشان شروع کردند به زدن همدیگر.
بعد که دیدند آبرو برایشان نمانده گفتند ایران حمله کرده.
پ.ن: برای دیدن املت نوشابه در اینترنت جستجو کنید غذاهای خیابانی هندوستان املت نوشابه.
خانمی که برای تمیزکاری آمده گفت «خونهای که زن توش نباشه پشیزی نمیارزه.»
کاش اگر صدای در هم شکستن قلبم را نشنید، نم چشمهایم را میدید.
از خون قاسم سلیمانی همان روز گذشتند که در دادگاه صوری برایش دیه بریدند نه خونخواهی.
* آیه ۴۵ سوره مبارکه مائده

خبرنگار غزهای نوشته: ببخشیدمان؛ با کشتهشدن و ذبحشدنمان اذیتتان کردیم!
ازعجناکم را وقتی میگویند که از جمع مهمانی بلند شدهاند و دارند از در خانه بیرون میروند!
دم در موقع رفتن میگویند: ازعجناکم... یعنی ببخشید، اذیتتان کردیم، ما دیگر داریم میرویم...