- ۱۰ بهمن ۰۴ ، ۱۲:۰۵
- ۰ نظر
از یک جایی به بعد ایجاد حس خود متوسط پنداری در طبقه مستضعف برای او رفاه نمیآورد
کنسرت خیابانی و سینمای طنز جنسی یا ور رفتن با خط قرمزهای اخلاقی و دین هم او را شاداب نمیکند. قسطی فروشیها و مالها و سیتیسنترها و فودکورتها هم دردی از او دوا نمیکنند؛ چون همه این اداها برای پولدارتر شدن پولدارها و متوسطهای زرنگ طراحی میشوند.
بنا نیست طبقه مستضعف توانمند شود. مولد باشد. او با مصرف فرهنگ تولید شده توسط طبقات پولدار و متوسط زرنگ یک مصرف کننده وفادار میشود و هر ساعت بدهکارتر، مضاف بر این که حس «خود متوسط پنداری» او را از ارزشها هم تهی میکند.
طبقه خالی از ارزش نوکیسه و بدهکار همانی است که غربگراهای کدخداپرست از جامعه خداپرست میخواهند و آن را طبقه متوسط نامگذاری میکنند. آرزومندی که همچنان آن سوی شکاف طبقاتی است و با آرزوهای اجباریاش سلفی میاندازد با این تفاوت که درد استضعاف فرهنگی هم بر دردهایش افزوده شده.
هویت دینی نشانه میرود و فرهنگ کار دگرگون میشود. پول محور میشود و فرهنگ «حرکت، برکت» جایش را به «پول پول میآورد» میدهد. مستضعفان قشر آسیب پذیر میشوند و سرمایهدارهای صاحب نفوذ هلدینگ کارآفرین.
دستاورد اقتصاد شیکاگویی همین است چون پیش از دستور کار اقتصادی یک برنامه فرهنگی است.
ویدیو برشی از برنامه مکث - اردیبهشت ۱۴۰۴
یونس محمدی
توضیح اینکه فیلم به خاطر مدتش امکان بارگذاری در آپارات نبود، لذا در یوتیوب بارگذاری شد. اگر فیلترشکن ندارید در کانال حدیث مفصل هم ارسالش کردم. دیدنش توصیه میشود.
برای زیباتر کردن این مبحث این توییت سلمان معمار را هم بخوانید (+).
